«تولد در میدان»، «زخم سیب»، «آتش در خیمهها»، «در سایه ذوالفقار»، «عبور از صاعقه»، «آتش در گلو»، «شرحه شرحه آتش»، «ردپای صدا»، «مثل آتش که در دل سنگ» و «کوهها سنگ میزایند» ازجمله کتابهای این شاعر پیشکسوت انقلاب اسلامی است. اسرافیلی تاکنون جوایز متعددی را از آن خود کرده است که از آن جمله میتوان به برگزیده شدن در جایزه کتاب سال دفاع مقدس در سال 1385 و دوره نخست این جایزه اشاره کرد. او متاسفانه چند روزی است در بیمارستان بستری شده است. احوالپرسی کوتاه ما را با او در زیر میخوانید.
آقای اسرافیلی بد نبینید، گویا کسالتی رخ داده است؟
بله. بالاخره گذر پوست به دباغ خانه میافتد. (میخندد)
حالا مشکل چیست؟
به دلیل دیسک کمر ناچار شدم به بیمارستان بروم و بعدش هم همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و تا به خودم آمدم، دیدم بستری شدهام و در نهایت کارمان به اتاق عمل و جراحی کشید.
انشاءالله مشکل رفع شده است.
نه. ظاهرا دیسک گردن هم دارم که خطرناکتر از دیسک کمرم است. یک عمل دیگر هم باید روی دیسک کمرم انجام دهم. دارم امآرآی میگیرم و احتمالا این دو عمل دیگر را همزمان باید انجام دهند.
پس الان همچنان بیمارستان بستری هستید؟
بله در بیمارستان هستم.
کدام بیمارستان؟
بیمارستان میلاد.
در این مدت شاعران در برنامههای مختلف جایتان را خالی کردهاند.
دوستان لطف دارند. اینجا هم به من اظهار لطف کردند و چند بار به دیدنم آمدهاند.
کارهایتان به کجا رسید؟
الان که بستری هستم. قبلش هم درگیر اسبابکشی بودم.
شنیده بودیم کاری درباره زندگینامه شعرا انجام میدهید.
بله. کاری است با عنوان «از صدای آینهها» که زندگینامه خودنوشت شعر است. ولی به دلیل کسالت من فعلا معطل مانده است و معلوم نیست سرنوشت چاپ آن، تا کی به تاخیر میافتد.