آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
...و سیب فقط بهانه سرخی است برای نوشتن از میلاد همارهات، ای هفتمین امام عشق!
به شکرانه روز تولدت پرندهها، زیباترین آوازشان را به مردم هدیه دادند. پنجرهها به سمت صدای مهربان تو باز شد. شکوفههای شمشاد آمدنت را به هم تبریک گفتند و مادر نسیم مو به مو گیسوان نازنینات را شانه کرد. راستی از بلندای کدام کوه طلوع کردی که با نغمه داوودیات، ساکنان زمین را همچون ذرات هستی به سماع آوردی؟
میگویند که تمام نوجوانیات شانه به شانه پدر، در باغستان علوم به آبیاری غنچههای دانش گذشت. با این حال شکوفههای زندگی فقط در 20 بهار همراهیات کرد تا لحظهای که بار امانت «امامت» بر شانههای جوان تو آرام گرفت. ای کسی که خشمات را همواره مثل شربتی گوارا مینوشیدی! چه بد مردمی بودند «هارون»هایی که چون ریگهای داغ بیابانهای مکه تهی مغز بودند. همانها که به پاهای آسمان پیمایت زنجیر بستند و نفسهای معطر تو را در سیاهترین دخمههای عراق زندانی کردند. با این همه وقتی با آن تن نحیف به نماز میایستادی، تمام آفرینش به تو اقتدا میکرد. ای هفتمین شوکت آسمانی!
حالا روز میلادت از راه رسیده است و من شانه به شانه موجها، درخــتها، تمام قد به احترامت ایستادهام و به آن 35 سال دوران پر شکوه امامتت فکر میکنم که سراسر بهار بود. و امروز تمام مویرگهای زمین و تمام نفسهای انسانها مدیون تلاشهای بیشائبه شما و فرزندان مهربانتان است.
عبدالرحیم سعیدیراد / جامجم
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....