حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اشتباه نکنید این خلاصهای از یکی از فیلمهای بالیوودی نیست، بلکه شرح حال خانوادهای پنج نفره است که این روزها در کنار آسمانخراشهای سر به فلک کشیده تهران و خودروهای آخرین مدلی که خیابانها را قرق کردهاند، در چهاردیواری مخروبه ای در منطقه 4 تهران، خیابان ...، جنب کوچه ... بسختی روزگار سپری میکنند.
تا چند روز پیش سقف ترک خورده همین خانه خرابه هم بالای سرشان نبود و در چادر زندگی میکردند تا اینکه یکی از شهروندان نیکوکار از احوالشان باخبر شد و در حد توان خود، این خانه مخروبه را در اختیارشان گذاشت.
براستی اگر فرد نیکوکاری پیدا نمیشد یا اگر ماجرای زندگی مشقتبار این خانواده رسانهای نمیشد، چه کسی به داد اعضای این خانواده میرسید؟ این سوال دست از سرم برنمیدارد چه کسی مسوول تامین رفاه اجتماعی برای این گونه افراد است یا چند خانواده فقیر دیگر از ترس آبروی خود در گوشه و کنار این شهر زندگی میکنند و لب به شکایت نمیگشایند.
چرا نهادهای حمایتی کشورمان برای تحت پوشش قراردادن نیازمندان آنقدر پیچیده عمل میکنند که فشارهای اقتصادی، پدر سی و پنج ساله خانوادهای را از مرز سکته بگذراند و به یک قدمی مرگ برساند؟ مگر پیامبر ما نمیگفت: به من ایمان نیاورده است آن کس که شب سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد؟ به نیکوکارانی که چنین سخاوتمندانه به کمک نیازمندان میآیند، دست مریزاد میگوییم و تاکید میکنیم این کمکها به هیچ وجه مسوولیت متولیان رفاه اجتماعی را کم نمیکند.
مهدی آیینی - جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....