در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تروسیه همانجایی مشغول به کار شده که همکاران نامدارش همچون خوزه آنتونیو کاماچو و سرخیو باتیستا را نیز جذب خویش کرده است.
او بعد از کسب موفقیتهای قابل ذکر در صحنه فوتبال آفریقا و دریافت لقب جادوگر سفید در آن سامان و رساندن ژاپن به عنوان قهرمانی جام ملتهای آسیا-2000 و بعد از حدود 30 سال کار تجربی مربیگری در نقاط دشوار و کم امکانات و پرهیز از مستقرشدن صرف در اروپای پرامکانات مردی است که بهتر از بسیاری از همتاهایش میتواند تصویری صحیح و دقیق از میزان پیشرفت فوتبال و جاافتادن آن در سطح جهان به دست بدهد و بگوید برنامههای «توسعه فوتبال» فیفا تا چه حد پیشرفته و واقعا موفق بوده است یا خیر؟ همینطور آیا این ورزش همانقدر رشد تشکیلاتی داشته و باعث تحرک ملتها شده که نهاد حاکم بر فوتبال جهان همواره به عنوان یکی از اهداف اصلیاش از آن یاد میکند یا نه.
فیفا دائما از تلاشهای خود برای رشد و توسعه فوتبال در جایجای جهان میگوید و این زمینهای است که قطعا شما به عنوان مسافر و مستاجر طولانیمدت کشورهای کمامکانات یا در حال رشد بخوبی میتوانید درباره آن اظهارنظر کنید.
بدیهی است که فوتبال به دو بخش و منظر تقسیم میشود؛ یکی سطح حرفهای آن که بحث مالی و نتایج مسابقههای آن در اولویت قرار دارد و دیگری فوتبال ریشهای و کار تشکیلاتی و رشد آن به طور اساسی در نقاط مختلف دنیا که مقولهای به کلی متفاوت است. وقتی صحبت از توسعه فوتبال میکنیم به انجام این بازی در کوچه و خیابانها منتهی و منحصر نمیشود، بلکه جاافتادن آن در ساختار جوامع مدنظر است و رشد فوتبال یعنی این که در یک کشور از راس تا ذیل و در لابهلای قشرهای متعدد و متنوع اجتماعی جا بیفتد و محکم شود. این چیزی است که فیفا هم در مسیر آن حرکت میکند و میخواهد به آن نایل شود و هرچند هنوز به طور کامل به آن نرسیده، اما پیشرفتهای حاصله هم چشمگیر بوده است.
خود شما بهعنوان یک مربی ریشهای و کلاسیک چطور به فوتبال اصیل و پایه و رشد آن کمک میکنید؟
از آنجا که هر روز به شکلی با جوانان سر و کار دارم و هیچگاه از این مهم غافل نمیمانم و آن را یک نعمت میدانم، عملا و به طور پیوسته مشغول پیشبرد فوتبال پایه و ریشهای هستم و بهواقع مثل مقوله یک ورزش همگانی با فوتبال و اهالی آن برخورد میکنم. از همان موقع که وارد کار مربیگری میشوید عملا گونهای از Grassroots Football را در دستور کار خود قرار میدهید و از آن جدا نیستید و قدمهایی که در این راه برمیدارید، اقداماتتان خواهناخواه اصل و ریشه فوتبال را نیز پیشرفت میدهد و گریزی از آن نیست. برای هریک از موارد و شئون فوتبال به متخصصان آن نیاز دارید و برای هر مقطع زمانی کسانی را میخواهید که درک درستی از آن زمان و نیازهای آن داشته باشند.
اگر با نوجوانان سر و کله میزنید، تقسیم درست مقاطع آموزشی آنها به گونهای که گامبهگام پیش آیند، اهمیت زیادی دارد و برای انتقال هر قسمت از دانش و کاراییهای فوتبال باید زمان مناسبی را بیابید وگرنه کارایی و تاثیرگذاری آموزشتان کاهش مییابد.
آنچه در سنین جوانی به این قشر منتقل میشود بسیار اهمیت دارد، زیرا در این سن بیشتر و بهتر قوه گیرایی و فهم دارند و انطباقپذیریشان بیشتر است.
شما را متخصص هدایت تیمهای آفریقایی میشناسند و این را بیهوده هم نمیگویند، زیرا تا به حال سرمربی تیمهای ملی ساحل عاج، آفریقای جنوبی، مراکش، نیجریه و بورکینافاسو بودهاید. این ارتباط قوی و مستمر و اغلب موفق یا نیمهموفق چطور به وجود آمد؟
آفریقا سرزمینی ویژه و قارهای متفاوت با تمام قارههای دیگر است و به محض این که به آنجا رفتم، جذبش شدم. در آنجا میتوانید در هر مکان و هر کوی و برزن و هر لحظهای فوتبالیستی توانا را بیابید یا کسی را پیدا کنید که بالقوه میتواند بازیکن بسیار خوبی در این رشته شود. از یک خیابان رد میشوید و نوجوانی را میبینید که بدون هیچ آموزش کلاسیکی در حال ضربهزدن با پا به قوطی خالی یک نوشابه یا توپهایی است که با پارچه فشرده ساخته شدهاند. براحتی میتوانید اصول پایه فوتبال را در حرکاتش بیابید و با قدری آموزش، برادران توره (کولو و یحیی) از بین آنها بیرون میآید یا ساموئل اتوئو و مایکل اسیین. شاید کشف آنها تصادفی و به تبع آن مشهورشدن یا نشدنشان برحسب قضا و قدر باشد، اما توان و استعداد ذاتی آنها اصلا تصادفی نیست.
به همین سبب است که من همیشه و طی این سالها آفریقا را مهد استعدادهای ذاتی و معدن بازیکنان ناب فوتبال دانستهام. مشکل و کمبود بزرگ در آفریقا فقدان سازمانهایی است که کار فوتبال را در آنجا طبقهبندی و هدایت و ساماندهی کنند و به آن جهت و سو بدهند و چون چنین چیزی بندرت مشاهده میشود چه بسیار نیروهای بالقوه سزاوار که فوتبال را رها میکنند و جذب بازار کار و سایر حرفهها میشوند و فقر و سطح پایین زندگی مردم، آنها را به هر سمت و سویی میکشاند. همین بازیکنان بالقوه توانای آفریقایی وقتی جذب باشگاههای اروپایی میشوند، راندمان بالاتری پیدا میکنند زیرا کارشان ساماندهی و استعدادشان بدرستی هدایت و انرژیشان در کانال مطلوب هدایت میشود و از میان آنها نوابغی مثل «دیدیه دروگبا»ها سر بر میآورند. این آدمها وقتی بعد از چند سال زندگی در فوتبال نظاممند اروپا به آفریقا برمیگردند دیگر طاقت تحمل آنجا را ندارند، زیرا بینظمیهای موجود در تضاد کامل با کار تشکیلاتی رایج در باشگاههای اروپاست.
همه آنچه درباره فقر کار تشکیلاتی و برنامههای دقیق برای پرورش بازیکنان در آفریقا گفتم با نسبت بسیار بیشتر برای مربیان آن قاره وجود دارد و بهواقع، آنجا هیچ نظامی برای آموزش مربیان و به روزساختن آنها وجود ندارد و فقط به دانستههای ذاتی و روشهای سنتی تکیه دارند.
بین آفریقا، آسیا و اروپا چه تفاوتهای دیگری را میبینید؟
در آفریقا، فوتبال هنوز یک حرکت و همت شخصی به حساب میآید و همان طور که قبلا گفتم، کاری گروهی پشت آن نیست ولی در اروپا همهچیز بر پایه کار گروهی حرکت میکند. منظورم فقط بازیهای انفرادی و تیمی نیست، بلکه در مورد کارها و حرکات گروهی و تیمی میگویم که باعث ایجاد تشکیلاتی قوی در فوتبال کشورها میشود یا برعکس، فقدان آن سبب عدم رشد ریشهای فوتبال در کشورها و رویش گلهای خودرو و استعدادهای فردی میشود. در بخشهایی از آسیا و به عنوان مثال ژاپن و کره جنوبی اینک همه چیز براساس حرکات گروهی و یک کار با پشتوانه و طولانی است و فوتبال تبدیل به یک صنعت و حرفه گروهی شده است. در ژاپن حداقل صد بازیکن مییابید که بالقوه توان حضور در تیم ملی کشورشان را دارند، اما در آفریقا این طور نیست و همه چیز فردی است و همانطور که قبلا اشاره کردم، کاری تشکیلاتی پشتوانه آنها نیست. در اروپا به سبب طول مدت کار تشکیلاتی در این رشته، همه چیز طبق اصول و روالی سیستماتیک به پیش میرود و همین چرخه کار بهتر باعث شده فوتبال در این قاره همیشه بیلان بالایی داشته باشد و به افراد وابسته نباشد و هر ساله از طریق باشگاهها و نهادهای مختلف فوتبال، افراد واجد شرایط تازهای به این ورزش معرفی و وارد عرصه آن شوند.
شما چند سال سرمربی ژاپن بودید و این تیم را به مرحله یکهشتم نهایی جامجهانی 2002 رساندید. با این پسزمینه آیا از برد صفر بر یک چندی پیش تیم ملی ژاپن در برابر فرانسه در دیدار دوستانه این دو کشور متعجب شدید؟
یادتان باشد فرانسه از برخی نفرات اصلیاش در این مسابقه استفاده نکرد و چون مسابقه رسمی دشواری را با اسپانیا در پیش داشت، خیلی به خودش سخت نگرفت. البته اینها نیز از ارزش برد ژاپنیها نمیکاهد. نسل جدید فوتبال آنها واقعا فوقالعاده و پیشرفتشان محصول توجه به فوتبال مدارس و پایه است که از حدود 30 سال پیش در این کشور شدت گرفت. اگر این را مبنای نگاه خود قرار دهیم و کار سیستماتیک فوتبال باشگاهی ژاپن طی 20 سال اخیر را زیر نظر بگیریم، متوجه میشویم پیروزی آنها بر فرانسه آنقدرها هم نمیتواند عجیب باشد. به عنوان کسی که چند سال در ژاپن زندگی کرده باید متذکر شوم که سیستم پرورش ردههای سنی پایه و توجه به فوتبال خردسالان و نوجوانان در این کشور بسیار کارآمد و از این بابت ژاپن یکی از پنج کشور اول دنیاست.
شما اینک در لیگ چین کار میکنید. رشد فوتبال در کشوری که با وجود داشتن بیشترین جمعیت در جهان هیچگاه از قدرتهای این رشته نبوده، در جدیدترین برآوردهای شما و کارشناسان به چه حدی میرسد؟
آنجا که من کار میکنم و به جنوب چین مربوط میشود، پیشرفت فوتبال و شرایط و امکانات این رشته کمتر از چیزی است که در شمال چین میبینیم.
در باشگاه من ـ شنزن روبین ـ و اغلب باشگاههای منطقه بحث رشد فوتبال نوجوانان و جوانان اصلا جدی گرفته نمیشود و با این که آمدن امثال دیدیه دروگبا و نیکلاس آنلکا به لیگ چین اشتیاق تازه بزرگی را در فوتبال این کشور ایجاد و مردم را بیش از پیش جذب این رشته کرده، اما هنوز کار فراوانی باید در جامعه فوتبال چین صورت گیرد تا فوتبال واقعا و به طور عمومی رشد کند و این کشور به درجاتی از ثمردهی برسد که حق آن است.
سایت فیفا - مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: