در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نوع قتل نشان میداد قاتل کینه شدیدی از مقتول داشته و ضرباتی که بربدن او وارد کرده آنقدر عمیق بود که به گفته پزشکی قانونی یک ضربه آن برای گرفتن جانیک نفر کافی بود. متهم که زن صیغهای مقتول بود، مدعی شده نتوانسته رفتارهای شوهرش را تحمل کند و دست به این کار زده است، اما اولیایدم گفته بودند متهم برای تصاحب پول همسرش چنین کاری کرده است.
در نهایت جلسه دادگاه تشکیل شد و متهم را آوردند. حرفهای او میتوانست در کشف حقیقت بسیار تعیینکننده باشد.
بعد از این که نماینده دادستان و اولیایدم درخواستهای خودشان را مطرح کردند نوبت به متهم رسید. من به او یادآوری کردم اگر مراقب گفتههایش نباشد به ضرر او تمام خواهدشد. حال متهم اصلا خوب نبود. مرتب گریه میکرد. قضات میتوانند تفاوت گریه واقعی یک متهم را از گریههای دروغین تشخیص دهند. این زن واقعا میگریست. او پشت تریبون ایستاد و گفتههایش را آغاز کرد. حرفهایش نشان میداد در زندگی سختی زیادی کشیده است. این زن زندگی پرازدردش را برای ما توضیح داد و من متوجه شدم او قربانی شرایط مالی خانوادهاش شده است. او گفت: سالها پیش مردی به روستای ما آمد تا از پدرم جنس بخرد. او از من خیلی بزرگتر بود، تقریبا همسن پدرم بود. از من خواستگاری کرد و پدرم بدون این که به من بگوید چه کسی از من خواستگاری کرده من را به صورت صیغهای به عقد او درآورد و ما به صورت 99ساله صیغه شدیم. به تهران آمدم تا با شوهری که دوستش نداشتم زندگی کنم، علاقهای بین ما نبود با این حال من سعی میکردم با او مهربان باشم، اما خیلی بداخلاق بود. بعد از چند ماه با افسردگی به خانه پدرم رفتم تا خانوادهام را ببینم. وقتی به پدرم گفتم از زندگیام راضی نیستم و میخواهم به خانه برگردم به من گفت بابت ازدواج من چند میلیون تومان پول گرفته است و حق ندارم برگردم، چون شوهرم پدرم را مجبور میکند پول را پس بدهد. خیلی سخت بود باید با مردی زندگی میکردم که به او فروخته شده بودم. دوباره به تهران برگشتم. روز از نو روزی از نو. از صبح تاشب کار میکردم، اگر کاری که شوهرم خواسته بود انجام نمیدادم من را کتک میزد. خیلی مشروب میخورد. او هر شب این کار را میکرد و من را کتک میزد. از دستش خسته شده بودم. او را دوست نداشتم، اما مجبور بودم تحملش کنم. همسر اولش هم به همین دلیل از او جدا شده بود و خانوادهاش این را میدانند، اما حالا به من تهمت میزنند که پول پدرشان را دزدیدهام.
در پرونده این زن سرقت هم بود و به همین دلیل به اتهام سرقت هم از او شکایت کرده بودند. وقتی این زن در اعترافاتش گفت پول را برای چه میخواسته و چطور شوهرش را کشته، اولیای دم آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتند که در همان جلسه رضایت دادند. زن جوان گفت: شوهرم شب حادثه دوباره مست کرد و من را به باد کتک گرفت. آنقدر من را زد که ناتوان شدم. بعد از من خواست هر چه دارم بگذارم و از خانهاش بیرون بروم. او حتی از من میخواست لباس تنم را دربیاورم و خانهاش را ترک کنم. دیگر تحملش را نداشتم. دلم میخواست همه چیز تمام شود اول خواستم خودم را بکشم شوهرم به من حمله کرد. آنقدر عصبی بودم که در حال خودم نبودم. چاقو را از او گرفتم و پشتسر هم به او ضربه زدم. وقتی به خودم آمدم خون همه جا را گرفته بود. پولی که من برداشتم برای این بود که بتوانم به سمت خانه پدریام بروم. من قصد سرقت نداشتم. چند روز بعد به مادرم گفتم چه شده است و او خودش من را به پلیس معرفی کرد.
گفتههای این زن آنقدر دردناک بود که اولیایدم تصمیم گرفتند در همان جلسه رضایت بدهند، چون میدانستند این زن چه دردی کشیده است. آنها پدر بداخلاق خودشان را میشناختند و میدانستند مقتول چه کارهایی میکرد. همسر اول او بعد از جلسه دادگاه تائید کرد که شوهرش با او همچنین رفتاری داشته است. در نهایت متهم به لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه و به زندان محکوم شد.
منصور یاورزاده
قاضی بازنشسته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: