متشکریم نتانیاهو!

به رغم تمام اهداف شرورانه ای که نتانیاهو دارد و از حمله اخیر به غزه هم کاملا مشخص است مایلم از او تشکر کنم. من هم موافقم که او یک جنایت کار جنگی است و بنابراین صفتی ندارد که بتوان به خاطر آن از او تشکر کرد.
کد خبر: ۵۱۶۷۸۰

حتی من هم مانند دیگران معتقدم باید او را هزار بار لعنت کرد اما این تشکری که من از او دارم به خاطر نقش او دراین مرحله خاص است بنابراین پیش از اینکه به این موضوع بپردازم و دلیل تشکرم را بیان کنم باید به سه نکته توجه داشت :  یکی اینکه تشکر من آغشته به خون بوده و از دل تحقیر و نفرت من نسبت به او زاده می شود. دوم اینکه من خوب می دانم ملت فلسطین که از چهل سال پیش همین طور خون خود را فدا می کند باید همواره تاوان وحشی گری های اسراییل را بپردازد. سوم: اینکه وقتی درباره نتانیاهو از تشکر حرف می زنم به این معنا نیست که از آنچه اتفاق افتاده خوشحالم بلکه می خواهم بگویم جنایتی را که در حق مردم فلسطین رواداشت درعین حال دارای نکات مثبت ومهمی بود که شایسته تقدیر وتامل است.

هر ناظری تحولات اخیر منطقه را زیر نظر داشته باشد درمی یابد که جنبش های موسوم به بهار عربی چشم ها را خیره کرد و توجه همگان را از قضیه فلسطین به مسایل دیگری معطوف داشت بنابراین مساله فلسطین در رسانه های گروهی به یک خبر درجه دوم و سوم تبدیل شد حتی در چنین فضایی صداهایی بلند شد که خطر ایران را بزرگ نمایی می کرد. بعضی هم به حوادث سوریه و شعارهای سرنگونی رژیم این کشور سرگرم شدند.

کار به جایی رسید که بعضی به صورت تلویحی ایران را دشمن شماره یک مردم منطقه معرفی کرده و آن را خطری بزرگ تر از اسراییل دانستند.

تجاوز وحشیانه اخیر به غزه این تصویر مخدوش و غلط را کاملا برگرداند و تصحیح کرد. به این معنا که دوباره مساله فلسطین را درصدر نشاند و در رسانه های عربی به جایگاه پیشین خود بازگرداند.

از این رو همه به یادشان آمد که دشمن واقعی و خطر حقیقی شان پیش از هر چیز اسراییل بوده است حتی فراتر از این تجاوز اخیر، توده های مردمی را که طی ماه های گذشته با برگزاری تظاهرات و راهپیمایی خواسته های عادی را مطرح می کردند شرمنده ساخت.

برای همین می بینیم حالا خشم و خروش خود را نسبت به سیاست های تجاوزگرانه اسراییل بیان می کنند و همبستگی خود با ملت فلسطین حرف می زنند. اگر اقدام اخیر اسراییل نبود و این جنایتی که در حق ملت فلسطین صورت داد کی چنین اتفاقاتی می افتاد؟ شاید این خواست خدا بود که با این کار می خواست وجدان اعراب را بیدار کند و مواضع آنها را تصحیح و حتی توده های مردم را برانگیزاند.  

هم زمان با این تحولات می بینیم رهبری مصر دچار در معرض تغییرات تازه ای قرار می گیرد. محمد مرسی رییس جمهور مصر که از ابتدای ریاستش سعی می کرد بر مبنای همان تحلیل های گذشته و حفظ آرامش، با احتیاط با اسراییلی ها برخورد کند و از تنش در برابر این رژیم بپرهیزد تجاوز اسراییلی ها به غزه او را مجبور ساخت تا موضع حادتری اتخاذ کند و از تشدید تنش ها نهراسد.

این مساله در اعزام نخست وزیر مصر به غزه و اظهارات مرسی که اعلام کرد مصر غزه را تنها نخواهد گذاشت کاملا روشن بود.

همچنین مصر اقدام به بازگشایی مرز رفح برای استقبال از مجروحان و آسیب دیدگان کرد. اگر درست باشد که اسراییل با این کار می خواست رهبری مصر را در تنگنا قرار داده و مواضعش را آزمایش کند باید گفت اتفاقی که افتاد نشان داد مصر تسلیم فشارها نمی شود و درصورت لزوم حاضر است از آن احتیاط های گذشته دربرخورد با اسراییل دست بردارد.

نکته دیگری که قابل تامل است اینکه حملات وحشیانه اسراییل به مثابه فشاری بر دولت مصر بود تا محاصره غزه را بشکند. از این رو دیدیم گذرگاه رفح برای دیدار مقامات عرب و مصری از غزه باز شد واین مساله می تواند در دراز مدت به عادی سازی رفت و آمد با غزه کمک کند.

 از سوی دیگر واکنش فلسطینی ها نشان داد توان نظامی گروههای مقاومت بسیار بالاست واین امر می تواند از این پس یک نقطه تحول در مبارزه علیه اشغالگری به حساب آید. اینکه گروههای مقاومت بتوانند یک هواپیمای اف 16 و یا یک هواپیمای بدون سرنشین را سرنگون کنند و یا موشک های خود را به تل آویو برسانند حاکی از آن است که مقاومت توان ویژه ای دارد و باید برروی این توان حساب کرد. این تحول قطعا بازتاب هایی در محافل اسراییلی خواهد داشت.

وقتی بیش از یک میلیون اسراییلی مجبور می شوند به خاطر فرار از موشک های فلسطینی به پناهگاه ها بروند معنایش این است که یک پیام مهم دریافت شده است. ازاین رو دیگر اسراییلی  خواهند دانست مادام که اشغالگری برپاست احساس امنیتی وجود ندارد.

درسال 1982 هنگامی که اسراییل دست به اشغال لبنان زد این حادثه یک لحظه تاریخی برای تولد حزب الله بود. گروهی که اسراییل را خوار و ذلیل کرد و چند سال بعد توانست شکست دهد.

در سال 1955 وقتی واحد های نظامی اسراییل به رهبری «آریل شارون» بخش هایی از غزه را پاکسازی کرده و طی آن 39 مصری و سودانی و فلسطینی را کشتند واکنش جمال عبدالناصر رییس جمهور وقت مصر این بود که گردانی موسوم به « فداییان مصر»‌ را به رهبری سروان مصطفی حافظ تشکیل داد.

ماموریت این گروه انجام عملیات کماندویی در داخل اسراییل بود و آنها توانستند حدود 1400 اسراییلی را به قتل برسانند.

به این ترتیب تیری که اسراییل شلیک کرده بود کمانه کرد و به قلب خودش خورد، چیزی که هرگز انتظارش را نداشت اما این بار چه خواهد شد؟ این پرسشی است که باید برای پاسخ آن منتظر روزهای آینده بود.

فهمی هویدی
منبع: الشروق 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها