دچار بحران شبه شاعران شده‌ایم

علیرضا طبایی سال‌هاست که شاعری می‌کند، سال‌ها مسئول صفحه شعر و ادب مجله جوانان بوده است، خیلی‌ از شاعران دهه 40 و 50 شعرهایشان در صفحه‌ای که او مسئولیت‌اش را داشت چاپ شده است. مجموعه شعرهای «شاید گناه از عینک من باشد»، «مادرم ایران» و «خورشیدهای آنسوی دیوار» از او منتشر شده‌اند. با این شاعر درباره نیما یوشیج گفت‌وگو کردیم. او اعتقاد دارد که ما در شعر امروز با وفور شبه شاعر مواجه هستیم.
کد خبر: ۵۱۵۱۹۲

شما این موضوع را قبول دارید که شعر آزاد امروز به دلیل نشناختن نیما و نظریه او دچار بحران شده است؟

این که در شعر دچار بحران شده‌ایم، قبول ندارم. استنباط کلی‌ام این است که ما دچار بحران مخاطب نیستیم، بلکه دچار بحران دیگری هستیم؛ دچار بحران شاعر ـ شاعر که چه عرض کنیم شبه‌شاعر ـ ما بحران وفور شبه‌شاعر داریم. آنقدر شعرهای ضعیف چه در قالب کلاسیک یا نیمایی و سپید و آزاد و چه قالب‌های دیگر ارائه شده که به نظر می‌رسد وفور شبه شاعر داریم.

آیا می‌توان گفت دلیل این موضوع این است که شاعران ما نیما را خوب نشناخته‌اند؟

استنباطم این است کسانی که این روزها در کار شعر و شاعری گام برمی‌دارند با ادبیات ما بیگانه هستند. یعنی شعر کلاسیک را نخوانده‌اند؛ شعر نیما و شاگردان نیما و حتی پیروان او را هم نخوانده‌اند. الان روزگار بلبشویی است. شعر تبدیل به یک جوک شده است که یک لحظه آدم بخندد و بگوید به به! خیلی از شاعران ما نیما را نشناختند. خیلی‌ها نمی‌دانند که نیما از شعر کلاسیک شروع کرد. اگر کلیات او را مرور کنید در آن هم غزل، قصیده، مثنوی و هم قطعه و رباعی داریم. سیروس طاهباز اصلا کتاب جدایی از رباعی‌های نیما را منتشر کرد. بنابراین نیما در همه قالب‌ها طبع آزمایی کرد و در نهایت به شعر نیمایی رسید. او فکر کرد وزن و یکنواختی بحرها، تصاویر طولی مصرع‌ها و به طور کلی وزن با آن سیاق و سبک کلاسیک دست و پای شاعر را می‌بندد و سعی کرد به نوعی وزن در شعر فارسی برسد که به نام اوزان نیمایی معروف است و خودش می‌گوید که می‌خواهم زبان شعر را به زبان نثر نزدیک کنم و از آن حالت ادیبانه حرف زدن و تعابیر و ویژگی‌هایی که در آثار سبک خراسانی می‌بینیم، شعر را به طبیعت کلام نزدیک کند تا از این راه دید شاعران را عوض کند. او اعتقاد داشت به جای این‌که از پشت عینک دیگران نگاه کنید خودتان ببینید. شعر در همه لحظه‌ها می‌تواند جاری باشد. شعری که از دید شاعران گذشته ارزشی نداشت، ولی از دید امروز می‌تواند ارزش داشته باشد. شاگردان او مانند شاملو، فروغ، اخوان و... بعدها شاعران جوان‌تر راه او را دنبال کردند.

شاعران امروز چقدر از سنت‌های نیمایی غفلت کرده‌اند؟

در این سه دهه به خصوص از دهه 70 تا اواخر دهه 80 یک نوع آفت تئوری‌بافی و بیگانگی با ادبیات کلاسیک و از خود گریزی بر ادبیات ما سایه می‌افکند و عده‌ای پیدا می‌شوند که می‌گویند ادبیات گذشته هیچ. حتی شاملو، فروغ و سپهری هم مرده‌اند. عده‌ای هم می‌گویند غزل مرده و فاتحه‌اش را می‌خوانند و می‌گویند شعر باید قابل ترجمه باشد. در حالی که هر فرهنگی ویژگی خود را دارد. ما که نباید از شعر اروپا کپی کنیم. ما ویژگی هنر خود را داریم. ژاپنی‌ها هایکوهای خود را دارند. اگر قرار باشد یکسویه نگاه کنیم و همه چیز الگوبرداری از غرب باشد، هنر بومی و اصالت‌های آن از بین می‌رود. در حالی که هنری قابل جهانی‌شدن است که اصالت خود را حفظ کند. قابل ترجمه بودن مساله‌ای جداست. به نظرم نمی‌شود شعر را ترجمه کرد. مثلا ساقی را واقعا نمی‌توان ترجمه کرد. صرف‌نظر از معانی عرفانی، ادبی‌ و معانی ظاهری‌اش ویژگی‌هایی دارد که در عمق فرهنگ ما ریشه کرده و برای آنها قابل ترجمه نیست. چون قابل ترجمه نیست، نمی‌شود که از روی دست آنها بنویسیم. شعر به صرف قابل ترجمه‌شدن اصالت‌های بومی خود را از دست می‌دهد. لطف هر کار در هنر بویژه در شعر به لحظه‌های دست‌نیافتنی است. بنابراین اگر همه شعر بگویند که دیگر شعر نیست. هر کس از راه برسد و چیزهایی را که در ذهن دارد به چند کلمه تبدیل کند شعر نخواهد بود. شاعر باید از پس دشواری‌ها برآید. همان‌طور که حافظ و مولانا توانستند از پس دشواری‌ها برآیند و بر وزن و قافیه فایق شوند. این هنر است. اگر شاعران ما شعری بنویسند که در برگیرنده فرهنگ هزاران ساله ایران با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌هایش باشد، هنر است.

شاید بتوان گفت شعرهایی از نیما امروز مطرح هستند که خیلی نشان‌دهنده سبک و نظریه او نیستند. می‌توان نتیجه گرفت شعرهایی که او نظریه‌اش را در آن پیاده کرده امروز مطرح نیستند؟

به طور کلی هر شاعری به قول معروف شعر خوب و بد، ضعیف و قوی دارد. خیلی از آثار نیما که امروز با آنها مانوس هستیم آثاری بوده که بر اثر تکرار و چاپ‌شدن بیش از حد معروف شده‌اند. مثلا شعرهای « تو را من چشم در راهم شباهنگام» یا «می‌تراود مهتاب» یا «آی آدم‌ها» چون خیلی چاپ شده‌اند معروف هستند و ما نیما را با آنها می‌شناسیم. در هر صورت خیلی از آثار نیما درخشان هستند، ولی کمتر به آن توجه شده است. این به سلیقه کسانی که می​خواستند شعر نیما را توجیه یا منتشر کنند بستگی داشته که چه چیز را انتخاب کنند و اشعار خاصی از شعر نیما را دیده‌اند.

اعظم راستی‌ /‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها