حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چه مدتی است در زندان هستی؟
بیشتر از یک سال است. هرچه میگویم بیگناهم کسی حرفم را باور نمیکند.
در مورد اتهامت توضیح میدهی؟
متهم هستم به زنی میانسال تعرض کردم، در حالی که این اتهام دروغ است من این کار را نکردم.
بیدلیل که اتهامی را به کسی وارد نمیکنند، حتما مدارکی وجود دارد.
زن شاکی مدارکی ارائه داده است، اما من این مدارک را قبول ندارم.
تو او را میشناسی؟
اول که بازداشت شده بودم اصلا نمیدانستم او چه کسی است، اما بعد که دیدمش یادم آمد یک بار او را به عنوان مسافر سوار کرده بودم.
شغلت مسافرکشی است؟
مسافرکش نبودم، اما مشکلات زندگی مرا وادار کرد تا شغلم را رها کنم و به مسافرکشی رو بیاورم.
شغل قبلیات چه بود؟
کارمند بودم، اما اخراجم کردند.
چرا اخراج شدی؟
به من اتهام زدند و گفتند که دزدی و کلاهبرداری کردم.
بدون این که این موضوع ثابت شود که نمیتوانستند اثبات کنند؟
بله ثابت شد، اما من هنوز این اتهام را هم قبول ندارم. آنها مدارکی به دادگاه دادند، اما از نظر من این مدارک
درست نبود.
مگر میشود بدون دلیل به کسی این همه اتهام وارد کرد؟ چه دشمنی ای با تو وجود دارد؟
علیه من جوسازی شده است؛ هم در پروندهای که باعث شد از محل کارم اخراج شوم و هم در این پرونده.
چرا زن شاکی باید این اتهام را علیه تو مطرح میکرد؟ مگر تو را میشناخت؟
نه، ما هیچ آشناییای با هم نداشتیم. او هم از سابقه من خبر نداشت. شانسی علیه من شکایت کرد.
مدارکی که علیه تو در دادگاه ارائه کرده است قضات را قانع کرده که تو به این زن آسیب رساندی.
مدارکی که میگوید دروغ است.
اما این مدارک فقط ادعای زن میانسال نیست. ثابت شده تو طلاهای او را هم سرقت کرده و فروختی و حتی ثابت شده که تو از تلفن همراه او استفاده کردی.
طلاها و تلفن همراه این زن در ماشین من جا مانده بود و من هم چون میدانستم دیگر نمیتوانم او را پیدا کنم طلاها را فروختم.
تو که تلفن همراه او را داشتی میتوانستی تماس بگیری و از طریق شمارههایی که در گوشی او بود پیدایش کنی. فکر نمیکنی ادعایی که میکنی خیلی محکم نیست؟
به هر حال به فکرم نرسید که این کار را بکنم.
چرا با دختر این زن تماس گرفتی؟
او به من پیامک زد و من هم جوابش را دادم. اصلا قصد بدی نداشتم.
زن میانسال در شکایت خود آورده است که تو او را به عنوان مسافر سوار کردی و با تهدید اسلحه به او تعرض کردی. بعد هم پول و طلاهای او را سرقت کردی و رفتی. آیا این ادعا را قبول داری؟
من یک بار گفتم که این ادعا را قبول ندارم. این زن دروغ میگوید. در جنوب شهر تهران او را سوار کردم، چون به یکی از شهرهای اطراف میرفت و مسیرم بود او را سوار کردم. این زن میدانست که من مسافرکش نیستم. ماشینم شخصی بود و میتوانست سوار نشود. او خودش اعتماد کرد و سوار شد، بعد هم وقتی به مقصد رسیدیم پیاده شد.
زن میانسال مدعی شده که تو به او پیشنهاد دادی برایش کاری پیدا میکنی.
بله، درست است. از وضعی که داشت فکر کردم نیاز به کار دارد. گفتم میتوانم برای او کار پیدا کنم و درآمد خوبی هم خواهد داشت.
تو که خودت مسافرکش بودی چطور میتوانستی برای او شغل پیدا کنی؟
به هر حال من دوستانی داشتم، ضمن این که قصدم فقط کمک کردن به این زن بود، نه چیز دیگر.
وقتی این پیشنهاد را مطرح کردی زن مسافر چه جوابی برای تو داشت؟
او گفت که نمیخواهد کار بکند و شوهرش درآمد خوبی دارد و با کار کردن او مخالف است. من هم اصراری نکردم.
تو که آدم خیری بودی چرا طلاهای او را سرقت کردی؟
من سرقت نکردم، فقط آنها را پیدا کردم و بعد هم فروختم. ضمن این که زن جوان در مورد دخترش هم دروغ میگوید؛ دختر این زن خودش به من پیامک داد.
مدارک موجود در پرونده نشان میدهد تو اولین پیامک را برای این دختر فرستادی.
نه، این طور نیست. دختر جوان دروغ میگوید.
اما این گزارش مخابرات بوده و پرینت پیامکها این را نشان میدهد.
شاید در پرینت هم اعمال نفوذ کردند. این خانواده خیلی قوی هستند.
میدانی زن میانسال در حال حاضر در چه شرایطی است؟
او در دادگاه گفت که زندگیاش به هم ریخته و افسرده شده است. گفت که خانوادهاش تحت تاثیر قرار گرفتند، اما این چیزها به من ربطی ندارد. شاید او مرا با کس دیگری اشتباه گرفته. من کاری نکردم.
همه مدارکی که در پرونده است نشان میدهد ادعای این زن در مورد این که سوار ماشین تو شده درست است. باز هم انکار میکنی؟
من که گفتم قبول دارم طلاهایش را فروختم، اما قبول ندارم که به او تعرض کردم.
توضیح بده چطور بازداشت شدی.
من را از طریق پیامکی که دختر زن شاکی فرستاده بود و جواب داده بودم بازداشت کردند. بعد هم این اتهام را به من وارد کردند.
فکر نمیکنی بهتر است واقعیت را بگویی و از شاکی پرونده بخواهی تو را ببخشد؟
من به او تعرض نکردم، اما به خاطر این که طلاهایش را به دستش نرساندم و آنها را فروختم از او عذرخواهی میکنم.
فکر میکنی این ادعایت را دادگاه قبول میکند؟
نمیدانم. اما حتی اگر محکوم شوم همچنان ادعا میکنم که بیگناهم.
خانوادهات در مورد این اتهام چه میگویند؟
وقتی بازداشت شدم آنها باور کردند که این کار را من کردم، اما بعد که برایشان توضیح دادم خطای من فقط فروش طلاها بوده حرفم را قبول کردند. آنها از دستم ناراحت هستند، اما مرا بخشیدند و قول دادند تا جایی که میتوانند کمکم کنند. امیدوارم که واقعا بشود کاری کرد. یک سال است که در زندان هستم و دور از خانوادهام و خیلی عذاب میکشم.
تا به حال شده گذشتهات را مرور کنی و به این فکر کنی که کجا خطا کردی که دو بار کارت به زندان کشید و این طور زندگیات خراب شد؟
راستش بار اولی که زندانی شدم خیلی عصبی بودم و فکر میکردم دیگران من را تحت فشار قرار میدهند، اما این بار خیلی به این موضوع فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که نباید خیلی کارها را میکردم و نباید مسیر اشتباه را در زندگیام انتخاب میکردم.
من میخواستم سالم زندگی کنم، اما چند خطای کوچک آنقدر من را گرفتار و مسیر زندگیام را عوض کرد که دو بار کارم به زندان کشیده شد. خیلی ناراحتم و سعی میکنم از این به بعد در زندان درست زندگی کنم.
در مورد زندان بگو. چطور زندان را تحمل میکنی و آیا سعی کردی از امکانات آنجا برای زندگی آیندهات استفاده کنی؟
زندان یک مجازات است و مسلما کسی که زندانی میشود مثل افرادی که آزاد زندگی میکنند و هر وقت هرجا که دوست دارند میروند و به فکر آیندهشان هستند و میتوانند راحت باشند نیست، اما به هر حال من سعی میکنم با دعا خواندن و عبادت کردن روزهای سخت زندان را پشتسر بگذارم و سعی میکنم در کارگاههای تخصصی اینجا برای خودم شغلی یاد بگیرم تا اگر خدا خواست و آزاد شدم حرفهای بلد باشم و بتوانم زندگی آرامی داشته باشم.
در زندان آدم خیلی چیزها یاد میگیرد و سختیها به او میآموزد که باید انسانی محکم باشد و هیچوقت و در هیچ لحظهای خداوند را فراموش نکند. من هم سرنوشتم را به خدا سپردم و از او کمک خواستم تا کمکم کند بتوانم دوباره به زندگی برگردم.
این بار اگر آزاد شوم فقط به خانوادهام فکر میکنم و سعی میکنم برای آنها فردی مفید باشم و باعث آرامششان باشم، نه این که عذابشان بدهم.
مرجان لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....