گفت‌وگو با غلامرضا رمضانی، کارگردان «همبازی»، فیلمی که پس از 3 سال اکران شده است

بگذارید بچه‌ها بچگی کنند

تک فرزند خانواده‌ای شهری و دارای سطح مالی مناسب از بی‌توجهی پدر و مادر به ستوه آمده است. پدر و مادری که هر کدام غرق در مسائل روزمره خود هستند و همین موضوع باعث می‌شود کودک به دنبال یک همبازی باشد؛ همبازی‌ای از جنس الاغ آن هم در یک خانه آپارتمانی. این خلاصه داستان فیلم سینمایی «همبازی» ساخته غلامرضا رمضانی، کارگردان نام آشنای سینمای کودک و نوجوان است؛ کارگردانی که در پاسخ به برخی شوخی‌ها می‌گوید: شخصیت اصلی فیلم نه پدر، نه مادر و نه الاغ، بلکه کودک است. این فیلم بار روان‌شناسی عمیقی دارد. او معتقد است که اگر تماشاگر از همبازی، استقبال نکند شاید دیگر هیچ فیلم کودکی نتواند راهی به پرده نقره‌ای سینما باز کند. با رمضانی در خصوص دلایل ساخت همبازی و انتظار سه ساله‌اش برای اکران به گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۵۱۲۹۶۰

سه سال پیش که « همبازی» در جشنواره همدان اکران شد و حتی همین حالا، صحبت‌های زیادی در مورد شخصیت اصلی فیلم می‌شود. واقعا شخصیت اصلی قصه همبازی چه کسی است؟

قطعا من نمی‌گویم شخصیت اصلی فیلم آن الاغ است. شخصیت اصلی قصه همبازی، امین است که همه حواشی قصه در خدمت او قرار گرفته است. البته الاغ شخصیت کاتالیزور و حمایت‌کننده فیلم است و کنش‌های درون فیلم به واسطه ورود الاغ به فیلم شکل می‌گیرد. بنابراین شخصیت اصلی قصه، پسربچه است و حتی پدر و مادر هم در خدمت بیان تنهایی این بچه در یک محیط شهری و خشک قرار دارند.

معمولا در سینمای کودک فیلمی که بر پایه کمدی موقعیت باشد، کم است. این شیوه روایت و اصلا این قصه را به چه دلیلی انتخاب کردید؟

واقعیت این که اگر بتوانیم مخاطب کودک را روی صندلی سینما بنشانیم باید یکسری موقعیت‌های جذاب در داستان برایش فراهم کنیم. در مورد قصه همبازی هم باید بگویم این قصه به دغدغه‌های مردم برمی‌گردد و این‌که همیشه معضل بچه‌های تنها برایم مهم بوده است. بچه‌هایی که در محیط‌های کوچک و تنگ آپارتمانی همواره مشکل حرکت دارند و در این محیط بسته ارتباطشان با محیط پیرامون کم است و به همین دلیل اکثرا با حیوانات خانگی ارتباط برقرار می‌کنند. ما برای قصه خودمان از الاغ استفاده کردیم.

یعنی این موقعیت که در فیلم می‌بینیم و پدر و مادر مجبور می‌شوند برای فرزندشان یک همبازی، آن هم الاغ بیاورند واقعی است؟!

این موقعیت کاملا واقعی است و من خانواده‌های مختلفی را می‌شناسم که فرزندشان از آنها تقاضای اسب کرده است. حتی فرزند خود من وقتی چهار سالش بود اصرار می‌کرد من باید یک الاغ در خانه داشته باشم! بنابراین قصه فیلم اصلا خیالی نیست. من وقتی قصه‌ای می‌نویسم که محوریت آن یک بچه است، اصلا نمی‌توانم به بیراهه بروم. دوست دارم وقتی قصه را جلو می‌برم، شیفته موقعیت‌هایی باشم که آن موقعیت‌ها یک کدهای دیگری، هم به من و هم به مخاطب بدهد. بنابراین برای من مهم امین و دغدغه‌های او بود. یعنی مشکل بچه و تک‌فرزندی بودن او که تنها محیط‌های محدودی را در طول شبانه‌روز می‌بینند و حتی دوست‌های موقتی هم دارند و این باعث شد قصه همبازی را بنویسم. البته شاید در نگاه اول برای بیننده غیرمعمول باشد که چرا این بچه یک الاغ را به خانه می‌آورد، اما انتخاب الاغ به عنوان همبازی تنها لایه بیرونی قصه است و هشدار اصلی، تنهایی کودکانی نظیر امین در جامعه ماست.

نکته مهم در مورد فیلم این است همان‌قدر که کودکان از آن خوششان می‌آید‏، بزرگ‌ترها هم با آن همراه می‌شوند و شاید مهم‌ترین ویژگی فیلم همین باشد که هم برای کودک است و هم درباره کودک. تلفیق این دو دیدگاه برای کودک و درباره کودک در فیلم چگونه به وجود آمد؟ به نظر کار دشواری می‌رسد.

تصمیم من در همبازی این بود که برخلاف فیلم‌های قبلی‌ام که صرفا به کودک می‌پرداختم این بار به خانواده بپردازم و نگاه کلان‌تری داشته باشم. یعنی خانواده بستر قصه و بچه محوریت داستان‌ها باشد و چون با این نگاه به قصه پرداختم، احساس کردم به پدر و مادر باید به همان نسبت پرداخته شود که وقتی خانواده‌ها به دیدن فیلم می‌آیند، والدین هم منفعت ببرند. بنابراین تنها از زاویه دید بچه به قصه نگاه نکردیم. به همین دلیل وقتی والدین همراه با فرزندانشان فیلم را می‌بینند، هرکدام به نتایجی می‌رسند که دقیقا هدف من از ساخت همبازی بوده است. یعنی خانواده به این نتیجه می‌رسند که امین اصلا الاغ نمی‌خواهد و الاغ بهانه‌ای برای فرار از تنهایی و پیدا کردن یک همبازی است.

رمضانی: وقتی فیلمی می‌سازم و هیات داوران آن را نه از زاویه دید بچه‌ها، بلکه از زاویه دید خودشان می‌بینند و نکاتی را از آن بیرون می‌آورد که به من ثابت می‌کند کودک را نمی‌شناسند حالم بد می‌شود

البته خیلی از دوستان منتقد ایراد گرفتند چرا این نسخه را پیچاندی که خانواده آخر فیلم صاحب بچه شوند. در حالی که من قصه را از زاویه دید امین نگاه می‌کردم و این امین بود که دوست داشت از تنهایی بیرون بیاید و پدر و مادر هم باید به او یک همبازی واقعی از جنس خودش هدیه می‌دادند. البته در فیلم هم می‌بینیم پدر و مادر به لحاظ امکانات مالی واقعا توانایی دارند که صاحب یک فرزند دیگر بشوند، اما به دلیل استدلال‌های ایجابی و خواسته‌های شخصی بخصوص از جانب مادر، تمایلی به این کار وجود نداشت. چراکه اگر من می‌خواستم به فقر فکر کنم اصلا قصه ما تغییر می‌کرد و اصلا دغدغه کودک، دیگر همبازی نبود.

فیلم یک بعد روان‌شناسی کودک قوی هم دارد، آیا برای نگارش فیلمنامه از مشاور روان‌شناس هم کمک گرفتید؟

بعد از اتمام فیلمنامه از دکتر محمود گلزاری درخواست کردم و ایشان طی پروسه‌ای فیلمنامه را خواندند و من از ایشان خواستم هر کجا امکان دارد، در فیلمنامه به بنیان خانواده لطمه بخورد گوشزد کند که نظرات بسیار ارزشمندی را درخصوص قصه به من ارائه کرد.

موضوعی که در فیلم وجود دارد رفتار والدین بخصوص مادر با امین است که به هیچ‌وجه متناسب با سن یک بچه شش ساله نیست. دلیل این رفتار از سوی مادر با بچه چیست؟

ترکیبی که در قصه است و در جامعه ما به‌ازای زیادی دارد باعث شد چنین رویکردی را برای رفتار پدر و مادر در نظر بگیریم. در جامعه، کودکان زیادی را می‌بینیم که بزرگ‌تر از سن خود رفتار می‌کنند و حرف‌های عجیبی می‌زنند. به همین دلیل در فیلم می‌خواستم تاکید کنم یک بچه شش ساله باید به اندازه سن خودش حرف بزند و رفتار کند و قرار نیست قدرت درک مثلا یک آدم دانشگاهی را داشته باشد.

به نظر می‌رسد حرف اصلی فیلم هم همین است که اجازه بدهیم بچه‌ها بچگی کنند؟

دقیقا من با همبازی خواستم بگویم پدر و مادرهای عزیز خواهش می‌کنم اجازه بدهید بچه‌ها بچگی کنند و نعمت بچگی کردن و لذت بردن از دوران خوش کودکی را از فرزندتان نگیرید. این دقیقا لایه زیرین همبازی است. به همین دلیل مخاطب با فیلمی روبه‌روست که هم برای کودک است و هم درباره کودک، چراکه زاویه دید ما در این فیلم خانواده است و همه چیز از منظر خانواده روایت می‌شود.

در فیلم دو بازیگر - کارگردان حضور دارند (نیکی کریمی و حمید فرخ‌نژاد). آیا آنها نظری هم درخصوص فیلمنامه داشتند؟

قبل از این که فیلمبرداری را شروع کنیم سه هفته روخوانی داشتیم که در این مدت خانم کریمی به دلیل این که باید به یک جشنواره خارجی می‌رفت کمتر حاضر بود، اما در همین سه هفته آقای فرخ‌نژاد واقعا به نقش نزدیک شد و البته نظرات خیلی خوبی هم درخصوص دیالوگ‌ها داشت. اما به طور کلی خانم کریمی در عین این که سعی کرد نقش خودش را همان طور که من انتظار داشتم بازی کند، اما با دیالوگ‌های امین موافق نبود.

همبازی در طرح سینما مدرسه هم اکران شده است. واکنش بچه‌ها موقع دیدن فیلم چگونه بود؟

خوشبختانه در تمام لحظاتی که بچه‌ها می‌توانستند درخصوص رفتار امین واکنش داشته باشند، طرفدارش بودند و قصه را دنبال می‌کردند. حتی در فینال فیلم هم منتظر بودند امین به خواسته خود برسد. حتی برخی بچه‌ها را دیدم که واقعا پس از تماشای موقعیت‌های کمدی فیلم از ته دل می‌خندیدند و همین خنده بچه‌ها برای من ارزش زیادی دارد.

از شرایط اکران فیلم راضی هستید؟

به اعتقاد من برخی مخاطبان از دیدن فیلم کودک، احساس بیهودگی یا بطالت می‌کنند، به همین دلیل ممکن است ما در مقابل کسانی که سه سال مانع اکران همبازی شدند شرمنده بشویم. اگر امروز تماشاچی‌ها از خانه‌هایشان بیرون نیایند و فیلم کودک نبینند، حرف آن دوستان که می‌گفتند همبازی، مخاطب ندارد درست در می‌آید. امیدوارم در این دو سه هفته باقیمانده مخاطبان به دیدن این فیلم بیایند. آن هم فیلمی که پس از سه سال دوندگی توانستیم برایش اکران بگیریم و مطمئن هستم اگر همبازی نتواند در گیشه جواب بدهد در دو سه سال آینده اصلا هیچ فیلم کودک دیگری در گروه اکران نخواهد شد مگر این‌که واقعا مردم همت کرده، برای سرپا ماندن سینمای کودک از همبازی استقبال کنند.

غلامرضا رمضانی فیلم‌های زیادی در سینمای کودک ساخته که تعداد زیادی از آنها اکران شده‌اند و تعدادی هم اکران نشده‌اند. آیا همچنان قرار است شما را به عنوان یک فیلمساز کودک بشناسیم یا شما هم مثل خیلی‌ دیگر از فیلمسازان این حوزه از شرایط خسته شده‌اید و قصد تغییر مسیر دارید؟

من نمی‌خواهم شعار بدهم، اما بابت نوع برخورد‌ها اصلا حالم خوب نیست. نوع برخوردها اصلا ربطی به بچه‌ها ندارد. وقتی من فیلمی می‌سازم‏،در جایی نمایش داده می‌شود و قول حمایت داده می‌شود، اما این حمایت‌ها انجام نمی‌شود. وقتی فیلمی می‌سازم و هیات داوران آن را نه از زاویه دید بچه‌ها، بلکه از زاویه دید خودشان می‌بینند و نکاتی را از آن بیرون می‌آورند که به من ثابت می‌کند کودک را نمی‌شناسند، حالم بد می‌شود. مساله این است که من سینمای کودک را دوست دارم و علاقه دارم همچنان در این حوزه فیلم بسازم. فیلمسازی برای بچه‌ها از هر منظری که نگاه کنید مورد تهاجم قرار گرفته و نمونه آن همین شرایط اکران فیلم‌های کودک است.

احسان هوشیارگر ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها