مرد شاکی در گزارشی که به پلیس داد عنوان کرد: راننده آژانس هستم. روز حادثه یکی از مشتریان با دفتر تماس گرفت و ماشینی خواست. او گفت باید به ناصرخسرو بروم و دارویی برایش بیاورم. از آنجا که خودش را پزشک معرفی کرده بود مدیر آژانس به او اعتماد کرد و از من خواست برای گرفتن دارو به ناصرخسرو بروم. نیمساعت بعد آنجا بودم و سر قرار حاضر شدم.
مرد موتورسواری که خود را فروشنده دارو معرفی میکرد به من گفت باید صد هزار تومان به او بدهم. من با شماره دکتر تماس گرفتم. او گفت فراموش کرده این موضوع را بگوید و از من خواست صدهزار تومان را به آن مرد بدهم. من هم پول را دادم. در ماشین که جعبه دارو را باز کردم دیدم هیچ دارویی در آن نیست و مرد موتور سوار داروها را برداشته و کاغذ باطله در آن گذاشته است. بعد از آن دیگر نه تلفنی که از دکتر داشتم جواب داد و نه توانستم مرد موتور سوار را پیدا کنم. با شکایت این مرد پرونده به جریان افتاد.
چند روز بعد شکایت دیگری به ماموران داده شد که مرد شاکی مدعی شده بود از سوی یک پزشکنما مورد اخاذی قرار گرفتهاست. نشانههای موجود در هر دو شکایت حکایت از آن داشت که شاکیان از سوی یک نفر مورد کلاهبرداری قرار گرفتند. بنابراین عکس چهرهنگاری شده متهمان از سوی شاکیان تهیه شد و پلیس با مشخصاتی که به دست آورد تحقیقات خود را آغاز کرد. بعد از چند روز دو متهم شناسایی و بازداشت شدند. هرچند آنها ابتدا منکر اتهام خود شدند اما در بازجوییهای فنی پلیس به اتهام خود اعتراف کردند و گفتند از چند نفر به این سبک کلاهبرداری کردهاند.
هرچند تنها دو شکایت به پلیس ارائه شده اما ماموران بر این باورند که شکایات بیشتری از این دو مرد کلاهبردار به آنها داده خواهد شد. در گفتوگو با کارشناسان علل کلاهبردار شدن متهمان و نقش شاکیان در این پرونده را بررسی میکنیم.
افراد کلاهبردار دو دستهاند
عاطفه کشاورزی ـ روانشناس: کلاهبرداری از جمله جرایمی است که مرتکبین آن دو دسته هستند.
دسته اول افرادی هستند که به خاطر فقر اقتصادی دست به کارهای خلاف میزنند تا بتوانند هزینههای زندگیشان را تامین کنند. البته این بخش کوچکی از افرادی است که کلاهبرداری میکنند. عمده کلاهبرداران افرادی هستند که به خاطر زیادهخواهی دست به کلاهبرداری میزنند. آنها برای اینکه بتوانند زندگی مرفهی داشته باشند مثل سایر افراد جامعه تلاش و کوشش نمیکنند. آنها سعی در به دست آوردن اموال و دسترنج دیگران دارند.
البته باید این نکته را تاکید کنم که کلاهبرداران دارای ضریب هوشی بالایی هستند و به کاری که میکنند کاملا آگاهند یعنی مثل برخی از جرایم که فرد در یک لحظه و براثر یک اتفاق مرتکب جرم میشود، نیست. کلاهبرداران برای ارتکاب جرم خود نقشه میکشند و راههای پنهان کردن آن و فرار از دست قانون را هم بررسی میکنند. بنابراین آنها به جرم خودآگاه هستند و میدانند چه ضربهای به دیگران میزنند.
این افراد میخواهند یکشبه ره صد ساله بروند و به همه خوشیها برسند و در واقع فکر میکنند اگر به خواستههایشان نرسیدند جامعه و مردم مقصر هستند، بنابراین دست به انتقامگیری میزنند و با این حرف در واقع وجدان خود را آرام میکنند. آنها حتی بعد از ارتکاب جرم هم پشیمان نمیشوند و بسیاری از کلاهبرداران بعد از آزادی از زندان باز هم دست به جرم میزنند. بنابراین برای کاهش این نگرش در افراد جامعه بهترین راه توزیع برابر ثروت و فراهم کردن زمینههای فعالیت سالم است و راههای فرار از قانون و فعالیت مجرمانه تا جایی که ممکن است باید بسته شود. البته تغییر نگرش نسبت به زندگی و قانع ساختن افراد به حق خود باید از دوران کودکی به افراد آموخته شود.
ما باید در مدارس به بچههایمان بیاموزیم به حقوق دیگران احترام بگذارند و اگر میخواهند به ثروت بیشتر برسند باید خودشان تلاش کنند نه اینکه به اموال دیگران دست درازی کنند.
مجازات اختلاس و کلاهبرداری
مهدی محمدی- حقوقدان: جرمی که این دو مرد مرتکب شدهاند مشمول ماده یک قانون تشدید مجازات اختلاس و کلاهبرداری است.
در این ماده آمده است: هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها، تجارتخانهها یا کارخانهها، موسسات موهوم یا به داشتن اموال واختیارات واهی فریب دهد و به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیرواقع بترساند یا اسم و عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و وسایل تقلبی دیگر وجوه، اموال، اسناد، حوالجات، قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها را به دست آورده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش، به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است، محکوم میشود. در صورتی که شخص مرتکب برخلاف واقع عنوان یا سمت ماموریت از طرف سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت شرکتهای دولتی، شوراها، شهرداریها یا نهادهای انقلابی و بهطورکلی قوای سهگانه و همچنین نیروهای مسلح و نهادهاو موسسات مامور بهخدمت عمومی اتخاذ کرده یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجله یا نطق در مجامع یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا خلافکار از کارکنان دولت یا موسسات و سازمانهای دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداریها یا نهادهای انقلابی بهخدمت عمومی باشد علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از دو تا ده سال و انفصال ابد از خدمت دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است، محکوم میشود. البته دو تبصره هم در این ماده وجود دارد:
تبصره 1 - در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه میتواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف، مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده (حبس) و انفصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد، ولی نمیتواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد.
تبصره 2 این قانون تصریح میکند مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و در صورتی که نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد، شروعکننده به مجازات آن جرم نیز محکوم میشود.
قضات با توجه به تعدد جرم فرد کلاهبردار و نحوه اجرای این کلاهبرداری و سوابق فرد در این خصوص تصمیمگیری میکنند.
نباید اعتماد کرد
حسن عباسی ـ جرمشناس: بسیاری از جرایمی که در کشور اتفاق میافتد بجز جرایم خشن که زور و اجبار در آن است فرد قربانی هم مقصر است. به این معنا که فرد قربانی خودش شرایط ارتکاب جرم را فراهم میکند. اعتماد بیدلیل و بیجا به کسی که نمیشناسیم و تسلیم شدن در برابر خواسته وی مهمترین مسالهای است که کلاهبرداران و بهطور کلی مجرمان را در ارتکاب عمل خود جسورتر میکند.
باید بر این نکته تاکید کنم مجرمان کلاهبردار از آنجایی که با دانایی و آگاهی کامل دست به عمل مجرمانه خود میزنند و قبل از ارتکاب جرم فکر میکنند، بنابراین همه ابعاد عمل مجرمان را در نظر میگیرند و همیشه دست به یک عمل مبتکرانه در جرم میزنند. آنها کمتر از روشهای قبلی که مرتکبین دیگر انجام دادند و برای مردم شناخته شده است استفاده میکنند.
در واقع آنها همیشه یک گام از پلیس جلو هستند چرا که جرم خود را طراحی میکنند و بعد از ارتکاب جرم این پلیس است که روش را باید شناسایی کند.
در پایان باید بگویم مردم باید آگاه باشند و بدانند صرفا به این جهت که فردی خود را دکتر یا مهندس معرفی میکند و سعی دارد پایگاه اجتماعی خود را بالا نشان دهد، به او اعتماد نکنند و باید نسبت به ادعای فرد اطمینان حاصل کرد. اگر به سادگی حرف این افراد پذیرفته نشود قطعا آنها تیرشان به سنگ خورده و کمتر میتوانند دست به عمل مجرمانه بزنند.
سارا لقایی