از «لبو فروش آبادانی» تا پرده سینما
"افسانه قاضیزاده" در بیان بخشی از خاطرات خود در خرمشهر میگوید: دانشآموزی بودم که از 35 روز مقاومت خرمشهر تا آخر حضور داشتم و با امدادگری و آشپزی و ساخت بمبهای دستی و دیگر کارها ذز جبهه خدمت میکردم. چون آنجا امکانات نبود مجبور بودیم بمبهای دستی درست کنیم.
صابون را رنده میکردیم و با بنزین در شیشه، بمب دستی درست میکردیم و با چوب آتل میساختیم و چون در اوایل جنگ سازماندهی نبود بر اساس توانمدی و نیاز، هرکسی به هرجا میرفت که کاری انجام دهد.
بعد از سازماندهی نیروها، محمد جهان آرا فرمانده ما شد و عدهای از خواهران را جمع کرد و جایی برای واگذاری اسلحه و مهمات به برادران مهیا ساخت و با ارائه شناسنامه به آنها مهمات و اسلحه تحویل میدادیم و بعد از مدتی کارتهایی برای تردد در شهر خرمشهر صادر کردند و کسی که کارت نداشت اجازه ورود به شهر را نداشت.(ایسنا)
از «لبو فروش آبادانی» تا پرده سینما
ذرهبین رسانههای ورزشی دنیا روی بازیکنان برجسته
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود