گفت وگو با بانوی کارآفرین جهان اسلام

کارآفرینی یعنی شکار فرصت ها

اشاره: روز تعیین‌شده برای ملاقات با فاطمه مقیمی، روزی بود که او در یک همایش اقتصادی حاضر بود و اگر در آن بحبوحه سخنرانی‌ها و گپ و گفت چهره‌های اقتصادی با مصاحبه‌شونده ما، موفق نمی‌شدیم با او صحبت کنیم باید حداقل دو هفته صبر می‌کردیم تا او از سفر برگردد و در تقویمش جایی برای ما خالی کند.
کد خبر: ۴۸۹۵۳۲

آن روز همراه فاطمه مقیمی در غذاخوری سالن همایش، ناهار صرف کردیم و بعد برای پیدا‌کردن جایی خلوت تا نمازخانه پیش رفتیم و این همه برای گفت‌وگو با او وسواس به خرج دادیم، چون او زنی است که در میان تمام زنان مسلمان دنیا درخشیده و جایزه «بزرگ بانوی کارآفرین جهان اسلام» را از آن خود کرده است. 

مقیمی، زنی است بسیار خاکی و متواضع،‌اما سختکوش و جدی با مغزی پر از ایده‌های عالی و البته صاحب یک دغدغه بزرگ؛‌ نگاه جنسیتی و دیوارکشیدن بین زن‌ها و مردها که همیشه زنان را مجبور می‌کند چند برابر مردان برای رسیدن به موفقیت، انرژی بگذارند.

شما تنها زن ایرانی هستید که عنوان «بزرگ‌‌بانوی کارآفرین جهان اسلام» را از آن خود کردید. بگویید این عنوان به چه نحو به شما اعطا شد؟

بانک توسعه اسلامی هر سال یک موضوع را مدنظر قرار می‌دهد و به صورت فراخوان اعلام می‌کند کسانی که خودشان را به این شاخصه‌ها نزدیک می‌دانند، اسناد و مدارک دال بر ادعای خود را ارسال کنند. امسال موضوع کارآفرینی از سوی این بانک مطرح شد که من هم بعد از اطلاع از این موضوع مدارکم را ارسال کردم، البته فقط به خاطر برنده‌شدن و کسب مقام به این سمت نرفتم؛ هرچند کتمان نمی‌کنم که من هم مثل همه انسان‌‌ها موفق‌شدن و پیشرفت‌کردن را دوست دارم. واقعیت ماجرا این است که من فکر کردم شرکت در این فراخوان، فرصتی برای خانم‌های ایرانی است، چون دنیا باید نگاه درستی به این موضوع داشته باشد. آن هم در شرایطی که در کشورمان وضعیتی حاکم است که زنان موفق آن‌طور که باید شناسایی نمی‌شوند و مورد حمایت قرار نمی‌گیرند. حقیقت این است که موفقیت‌های ما از بیرون از مرزها بهتر شناسایی و رصد می‌شود.

برای همین وقتی این فراخوان اعلام شد من هم مثل بقیه شرکت‌‌کنندگان مدارک و اسناد مربوط به کارآفرین‌بودنم در طول 32 سال گذشته را ـ که چیزی حدود 4000 صفحه بود ـ فرستادم و فیلم تمام سخنرانی‌ها، کارگاه‌های آموزشی، گواهینامه‌ها، پایان‌نامه‌ها و تشویق‌نامه‌هایم را ضمیمه کردم. بررسی پرونده‌ها حدود پنج ماه طول کشید تا این که از من خواستند این‌بار تمام مدارک را ارسال پستی کنم و استعلام تمام گواهینامه‌ها و مدارک را نیز از مراجع صادرکننده، گرفته و آنها را نیز ارسال کنم.

در واقع آنها از من خواستند تا مثلا اگر اعلام کرده‌ام که چندین بار از سوی وزارتخانه‌های مختلف در حوزه حمل و نقل که شغل من است، به عنوان کارآفرین برتر شناخته شده‌ام یا مثلا اگر در سازمان اکو، رییس کمیته بانوان کارآفرین هستم، تائیدهای مربوطه را بگیرم. من همه این مدارک را جمع‌آوری کردم، خیلی هم دوست داشتم که انتخاب شوم، اما اصلا باورم نمی‌شد که روزی برگزیده باشم بویژه این که مقر بانک توسعه اسلامی در عربستان است و حدس می‌زدم که چون این کشور ادبیات درستی درباره ایران ندارد، این مساله روی قضاوت‌ها اثر خواهد گذاشت.

ولی به هر حال اسفند سال 90 با تلفن همراه من تماس گرفتند و اعلام کردند که از جده عربستان، بانک توسعه اسلامی هستند در حالی که مرتب فریاد شادی سر می‌دادند و کلمه «تبریک» را تکرار می‌کردند. من خیلی تعجب کردم چون در حال رانندگی بودم و هیچ ذهنیتی هم نداشتم، اما به هر حال به من خبر دادند که کمیته بررسی‌کننده از بین 850 پرونده ارسالی، من به عنوان بانوی برتر کارآفرین جهان اسلام انتخاب شده‌ام.

این موضوع برای من خیلی جالب بود و از فرد تماس‌گیرنده خواستم تا این خبر را برایم ایمیل کند، اما او اعلام کرد که هفته قبل، این موضوع به اتاق بازرگانی ایران اطلاع داده شد، در حالی که خبری به من نرسیده بود. به هر حال، من در مراسمی که در کشور سودان برگزار شده بود شرکت کردم و جایزه،‌ لوح‌ و تندیس را از دست رییس‌جمهور این کشور دریافت کردم و حالا این افتخار را به همه زنان ایرانی تقدیم می‌کنم، چون با این که نگاه غیرمتعارف دنیا این است که زنان ایرانی هیچ کار اقتصادی ارزنده‌ای انجام نمی‌دهند، اما من باور دارم که زن‌های ما ارزش رسیدن به بهترین و بالاترین جایگاه را دارند.

پس با چنین دیدگاهی حتما انتظار داشتید استقبال هموطنان از شما گرم‌تر و صمیمی‌تر از کشور میزبان و شرکت‌کنندگان در مراسم باشد.

من در این مدت از یک بابت متاسف شدم چون وقتی به کشور برگشتم دیدم که روی این موضوع آن‌طور که باید کار نکردند. منظورم این نیست که چرا به خانم مقیمی توجه نشد، بلکه حرفم این است که چرا در جامعه به زنان بها داده نمی‌شود. البته کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران مراسمی برگزار کرد که از نظر من بسیار ارزشمند بود. وقتی کسی کاری را شروع می‌کند، بی‌شک هدفش مورد تقدیر قرارگرفتن نیست، اما وقتی به آن موفقیت دست پیدا می‌کند چشم‌انتظار حمایت دیگران است. من وقتی در این راه قدم گذاشتم هدفم انجام خدمتی اثرگذار برای کشور بود. کار من کاری بود که راه را برای خیلی از زنان باز کرد.

انتخاب‌ها باید براساس شایسته‌سالاری باشد، نه بر مبنای جنسیت. اگر خانمی در شرایطی است که می‌تواند یک پست مدیریتی را احراز کند باید به او اجازه انجام این کار داده شود، نه این که برایش مانع ایجاد کرد

به اعتقاد من، دولتمردان باید از این فضای به وجود‌آمده به نفع کشور استفاده می‌کردند. درواقع ایران شرایطی دارد که کوچک‌ترین مساله منفی در آن بشدت در سطح جهان پخش می‌شود و بازتاب پیدا می‌کند و حتی مسائلی را که اصلا وجود ندارد به ما نسبت می‌دهند پس چرا وقتی کسی می‌‌تواند در سطح جهان موقعیتی به دست بیاورد و مجامع بین‌المللی به آنها بها می‌دهند ما از این مساله به نفع کشور استفاده نمی‌کنیم و آن را بزرگ نمی‌کنیم؟

آیا بهتر نیست ما به جای دفاع از خودمان در برابر ادعاهای غیرواقعی کشورهای دیگر به سیاست بزرگنمایی توانایی‌هایمان رو بیاوریم؟

در مسابقه اعطای عنوان بزرگ‌بانوی کارآفرین جهان اسلام، نزدیک‌ترین رقیب شما از چه کشوری بود؟

خانمی از بنگلادش بود که در اتاق بازرگانی کشورش اقداماتی برای زنان انجام داده بود؛ در حالی که فعالیت برای زنان در اتاق بازرگانی، فقط یکی از کارهای من در ایران است. بر این اساس است که من معتقدم فرصت‌ها و رخدادها در کشور ما بسیار معتبرتر از بسیاری از نقاط دنیاست.

اعطای عنوان برترین زن کارآفرین فقط مسابقه‌ای بین کشورهای مسلمان بود، اما من ایمان دارم که اگر این رقابت در سطح تمام کشورهای دنیا هم باشد ما باز هم حرفی برای گفتن داریم. بانک جهانی همواره فرصت‌های شروع کسب و کار در کشورهای مختلف جهان را براساس شاخص‌هایی می‌سنجد و بر آن اساس کشورها را رتبه‌بندی می‌کند پس مسلما وقتی زنی در ایتالیا یک شرکت حمل و نقل تاسیس کند کارش ساده‌تر از زنی مثل من است که 30 سال پیش با تفکرات خاص جنسیتی که معتقد به تفکیک زن و مرد است، کار حمل و نقل را شروع کرده است.

پس کسی که با تمام این تفاوت‌ها و نگاه‌ها وارد میدان می‌شود، تمام ریسک‌ها را می‌پذیرد و از موانع عبور می‌کند در حالی که بندرت نیز در مراجع مختلف پذیرفته می‌شود. وقتی می‌تواند جایگاهی در دنیا پیدا کند باید دیگران از این فرصت به بهترین شکل استفاده کنند.

همین امروز که من مشغول صحبت‌کردن هستم این تفاوت‌ها بین زن و مرد و نگاه‌های تبعیض‌آمیز نسبت به زنان هنوز وجود دارد؛ هرچند الان وضعیت خیلی بهتر شده است. 30 سال پیش اصلا کسی نمی‌پذیرفت که یک زن به حیطه مدیریت آن هم در حوزه حمل و نقل وارد شود که برای همین تغییر باور و اثبات خود، کلی زمان و انرژی صرف شد. در واقع آن زمان به این مساله توجه نمی‌کردند که چه حرفی زده می‌شود بلکه روی این موضوع تمرکز داشتند که چه کسی آن حرف را می‌زند.

به همین علت من طول مسیر پیش رویم را به صورت صاف مثل منطق یک حرکت طی نکردم، بسیاری از اوقات نیز عده‌ای از من عبور کردند و مرا جا گذاشتند و قطع کردند. حتی مجبور شدم اگر دو قدم جلو می‌روم دوباره یک قدم به عقب برگردم به طوری که گاهی مجبور به درجا زدن شدم. ولی با این حال از پا ننشستم و احساس کردم رسیدن به مقصد، یک رسالت است و من باید کار را به سرمنزل مقصود برسانم.

شما ماجرای کارآفرین‌شدنتان را در قالب یک کتاب نوشته‌اید و به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌اید. حالا اگر بخواهید 30 سال تلاش در این عرصه را در چند دقیقه خلاصه کنید آن را چطور توضیح می‌دهید؟

من بعد از اتمام تحصیلات مهندسی عمران در انگلیس وقتی به ایران برگشتم در یک شرکت حمل و نقل به عنوان مترجم در بخش حمل بار وارد شدم و بتدریج به این کار علاقه پیدا کردم و تصمیم گرفتم آن را دنبال کنم. در واقع بعد از مدتی که با این حوزه آشنا شدم همسرم از من خواست تا این شغل را به صورت مستقل دنبال کنم یک شرکت حمل و نقل بین المللی دایر کردم و این شروع دردسرها بود.

دردسر یعنی مانع. بزرگ‌ترین مانعی که در تمام این سال‌ها پیش روی خود احساس می‌کردید چه بود؟

تغییر تفکر در جامعه بزرگ‌ترین مانع پیش روی من بود چون آدم‌ها اگر بخواهند مانعی بر سر راه باشند چون گذرا هستند می‌توان با آنها کنار آمد، اما با نگاه‌های ویژه و طرز تلقی‌های قالبی و کلیشه‌ای نه. این تغییر نگرش‌ها و این که نباید به زن نگاه غیرمتعارف داشت باید تغییر می‌کرد و این سخت‌ترین بخش کار بود و بیشترین زحمت در این حوزه کشیده شد.

خیلی‌ها فکر می‌کنند آدم‌هایی مثل شما لزوما ثروتمند هستند. آیا این طرز تفکر را قبول دارید؟

پدر و مادر من هر دو آموزش و پرورشی بودند، اما ثروتمند نبودند و می‌شد آنها را متوسط خوب دانست به طوری که ما هیچ وقت مشکل مالی نداشتیم. من نمی‌خواهم بگویم آدم فقیری هستم، اما آدم ثروتمند به آن معنا که این روزها از آن صحبت می‌شود هم نیستم. این روزها ثروت میلیاردی هم رقم آنچنانی نیست چون اگر کسی خانه‌ای در یک منطقه خوب پایتخت داشته باشد چون آن خانه رقم میلیاردی دارد پس صاحبش آدم میلیاردری است. ولی من آدم خیلی ثروتمندی هستم به این دلیل که بیشترین ارتباطات را در زندگی دارم و به آدم‌های زیادی کمک کرده‌ام که کارشان راه بیفتد. به اعتقاد من اگر کسی برای گرفتن کمک به سراغ ما می‌آید لزوما درخواست کمک مالی ندارد یعنی بحث ماهی‌دادن و ماهیگیری یاد دادن.

ما باید به افراد یاد بدهیم که از هر چیزی که در اختیار دارند چطور یک فرصت ایجاد کنند. ما در مدارس و در خانواده‌ها به بچه‌هایمان یاد می‌دهیم که کشور ما از هر جهت کشوری غنی و ثروتمند است یعنی تمام فرصت‌های موجود را برایش فهرست می‌کنیم و او چون احساس می‌کند آدم ثروتمندی است و همه چیز در اختیار دارد پس دیگر تلاش نمی‌کند.

این در حالی است که در ژاپن به بچه‌ها می‌آموزند که ما جزیره‌ای هستیم که نه نفت داریم و نه گاز و نه هیچ ثروت خدادادی دیگر؛ برای همین فقط باید تلاش کنیم تا ژاپنی بشویم که امروز بزرگ‌ترین دانشمندان از درون آن بلند می‌شوند. پس می‌بینید که ما چقدر نیاز به تغییر فرهنگ داریم که به اعتقاد من این موضوع نیازمند یک عزم ملی است که مسئولان کشور بانی آن بشوند.

می‌دانید که این روزها اوضاع اقتصادی کشور در جهات مختلف دچار چالش و گرفتاری است. در چنین اوضاعی، چرخ کار کارآفرینی چون شما باز هم می‌چرخد؟

بله، میزان کار من هم در مقایسه با سال‌های قبل کمتر شده، اما یک کارآفرین باید فرصت‌ها را شکار کند. من اگر الان مسیر کامیون‌هایم برای اروپا بسته است، باید از مسیر کشتی استفاده کنم و به جای اروپا، مثلا چین را انتخاب کنم. در واقع ما باید این قابلیت را داشته باشیم تا در فرصت‌هایی که برایمان پیش می‌آید جهت کاری‌مان را تغییر دهیم و به‌روز باشیم.

پس فرد کارآفرین، انعطاف زیادی دارد!

اصلا یکی از شرایط کارآفرینی، انعطاف‌پذیری است. من همیشه می‌گویم کارآفرین یا راهی خواهد یافت یا راهی خواهد ساخت، چون قادر است همیشه فرصت به وجود بیاورد. کارآفرین، شکارچی فرصت است.

البته هر چقدر اوضاع اقتصادی نابسامان‌تر شود، فرصت‌ها نیز کمتر می‌شود. با وجود این، چون همواره به نقش دولتمردان در ایجاد فرصت‌ها و تبدیل تهدید به فرصت تاکید دارید چه خواسته‌ای از دولت دارید؟

جایگاه زنان در بحث‌های اقتصادی باید تحکیم شود؛ این مهم‌ترین خواسته من است. واقعیت این است که برخی از موضوعات نیاز به فرهنگسازی دارد و برای این فرهنگسازی، دولت هم باید کمک کند و فقط با وجود انجمن‌ها و گروه‌ها نمی‌شود پیش رفت.

موضوع دیگر به اشتغال زنان مربوط می‌شود. چند سالی است که فرصت تحصیل برای زنان و دختران بیشتر شده و در سال‌های اخیر حتی تعداد دانشجویان دختر از پسر پیشی گرفته، در حالی که فرصت‌های اشتغال آنها بیشتر نشده. من انتظار دارم انتخاب‌ها براساس شایسته‌سالاری باشد، نه بر مبنای جنسیت. اگر خانمی در شرایطی است که می‌تواند یک پست مدیریتی را احراز کند باید به او اجازه انجام این کار داده شود نه این که برایش مانع جنسیتی ایجاد کرد.

مریم خباز - گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها