نقشه کشتن کارمند بانک

ساعت 9 صبح روز پنجشنبه هفدهم آگوست بود، یک روز گرم و سوزان تابستانی. با این‌که هنوز اولین ساعات صبح بود، اما هوا بشدت گرم بود. کمیسر دیوید اکسل در محل کارش بود که از مرکز فرماندهی پلیس به او اطلاع داده شد مرگ مشکوک مرد جوانی به نام جاک هربرت در منطقه گلاوید، خیابان باندی شرقی از طرف کلانتری منطقه گزارش شده است.
کد خبر: ۴۸۹۱۱۷

ظاهرا مرد جوان با خوردن سم خطرناکی اقدام به خودکشی کرده است. از آنجا که مرگ وی مشکوک گزارش شده بود، از کمیسر درخواست شد بلافاصله در محل حاضر شود و موضوع را از نزدیک پیگیری کند. کمیسر اکسل پس از شنیدن گزارش پلیس با سرعت به طرف محل حادثه حرکت کرد. به‌دلیل شدت گرما خیابان خلوت و کم تردد بود. کمیسر در کمتر از 15 دقیقه خود را به منطقه گلاوید - که یک منطقه کاملا مسکونی بود - رساند. حادثه در طبقه چهارم ساختمان شش طبقه شماره 701 رخ داده بود، در مقابل ساختمان چند دستگاه خودروی پلیس، آمبولانس و چند نفر از همسایه‌ها و رهگذران کنجکاو دیده می‌شدند. کمیسر به محض پیاده شدن از خودرو، با راهنمایی یکی از ماموران وارد ساختمان شد و مستقیم به طبقه چهارم آپارتمان شماره 401 رفت.

ساختمان 707 یک ساختمان شش طبقه سه واحدی بود، ساختمانی نوساز با نمای آجری.

مرگ مشکوک مرد جوان در طبقه چهارم واحد شماره 401 رخ داده بود. کمیسر وقتی وارد آپارتمان شد، با تعدادی از ماموران پلیس جنایی روبه‌رو شد که در جای جای آپارتمان در حال تحقیق و بررسی بودند. وضعیت آپارتمان کاملا عادی بود و اثری از به هم ریختگی در آن دیده نمی‌شد و همه چیز مرتب و منظم به نظر می‌رسید. جسد جاک هربرت در اتاق خوابش در حالی که پیراهن آبی رنگ و شلوار سرمه‌ای به تن داشت، روی تخت افتاده بود. صورت جسد کاملا کبود و چشمان نیمه بازش به سقف سیاه اتفاق دوخته شده بود.

کمیسر بدقت به بررسی جسد جاک پرداخت. هیچ‌گونه آثار ضرب و جرح در چهره و بدن مقتول دیده نمی‌شد. آثار خون در دهان و بینی جاک جلب نظر می‌کرد. دست و پاهای او کاملا خشک و کبود بود. شواهد حکایت از آن داشت که مدت زیادی از زمان وقوع مرگ می‌گذرد. نماینده پزشکی قانونی اعتقاد داشت وقوع مرگ بین ساعت 10 تا 12 شب گذشته بوده است.

روی زمین در کنار دست راست او یک لیوان خالی دیده می‌شد که چسبندگی روی موکت نشان می‌داد مقداری از محتویات آن که ظاهرا آبمیوه بود، روی زمین ریخته است. کمیسر با دقت لیوان را برداشت و آن را بررسی کرد. ظواهر امر نشان از آن داشت که محتویات داخل لیوان آبمیوه بوده اما علائمی وجود داشت که نشان می‌داد موادی به آبمیوه اضافه شده است که احتمالا همان سم خطرناکی بوده که به مرگ جاک هربرت منجر شده است.

کمیسر پس از این‌که بدقت جسد جاک را وارسی کرد، به بازرسی داخل آپارتمان پرداخت. وضعیت سایر نقاط آپارتمان نیز کاملا طبیعی بود. داخل آشپزخانه یک قابلمه سوپ، یک بشقاب خالی که ظاهرا محتویات آن همان سوپ پخته شده بود، قاشق و چنگال و یک لیوان دیده می‌شد. کمیسر پس از وارسی تمام زوایای آپارتمان، به گزارش سروان رالف، افسر جوان کلانتری منطقه گوش سپرد. وی که به محض اطلاع از وقوع حادثه در محل حاضر شده بود، به کمیسر گفت: ساعت حدود 7 و 30 دقیقه صبح بود که مرد جوانی به نام جیمز والر با کلانتری تماس گرفت و در حالی که بشدت وحشتزده بود، اعلام کرد که دوست و همکارش جاک هربرت در آپارتمانش اقدام به خودکشی کرده است. او اعلام کرده جاک در اتاق خوابش با خوردن سم دست به خودکشی زده است. با این خبر بلافاصله در محل حاضر شدیم و تحقیقات را آغاز کردیم. جاک هربرت 32 ساله کارمند بانک استاک است. براساس تحقیقاتی که از همسایه‌ها انجام دادیم، وی مرد بی‌آزاری بوده و همه از او راضی بودند.

سروان درباره چگونگی اطلاع یافتن از مرگ او گفت: ساعت 7 و 30 دقیقه صبح خبر مرگ توسط جیمز والر همکارش اطلاع داده شد. ظاهرا آنها دیشب با هم بودند و از آنجا که به خاطر یک مشکل مالی حال جاک اصلا خوب نبوده، صبح وقتی جیمز به سر کار می‌رود و اثری از جاک نمی‌بیند، خودش را به آپارتمان او رسانده و با کمک همسایه‌ها در آپارتمان را شکسته و وارد آپارتمان ‌شده و بعد هم با صحنه مرگ دلخراش او روبه‌رو می‌شوند. ظاهرا علت خودکشی جاک هربرت براساس اظهارات همکارش، مشکلات کاری بوده که در بانک برایش به‌وجود آمده است. گویا وی اقدام به جابه‌جایی چند حساب بانکی کرده که مورد سوءظن رئیس شعبه قرار گرفته و او هم برای رهایی از آبروریزی به وجود آمده، دست به این کار زده است.

کمیسر چند سوال از سروان کرد، آن‌گاه به بازجویی از جیمز والر پرداخت. او در مورد مقتول گفت: جاک بسیار خوش قلب بود. اما بی‌نهایت حساس و در عین حال ضعیف و شکننده بود. در مقابل کوچک‌ترین مشکلات، خودش را می‌باخت. مدتی به خاطر به هم خوردن نامزدی‌اش حال و روز خوبی نداشت. بعد هم که ماجرای حساب‌های بانکی پیش آمد، بیچاره نتوانست طاقت بیاورد و دست به خودکشی زد.

جیمز افزود: مدتی پیش جاک دست به یک حماقت زد و اقدام به برداشت از حساب مشتری‌ها کرد. چنان با مهارت این کار را انجام می‌داد که کسی متوجه نشد. البته من تا دیشب از این موضوع بی‌اطلاع بودم. جیمز در ادامه بازجویی درخصوص اختلاس مقتول از بانک گفت: من چیز زیادی از این موضوع نمی‌دانم. دیروز بعد از پایان کار، جاک از من خواست با هم قهوه بخوریم. او مدتی بود که بشدت مضطرب و نگران بود. وقتی با جاک خلوت کردم، او شروع به توضیح دادن کرد و اعتراف کرد که حساب‌ها را جابه‌جا کرده و پول‌ها را به حساب دوستش در خارج واریز کرده است. جاک از این حادثه بشدت ناراحت بود. اصلا آرام و قرار نداشت و دائم تکرار می‌کرد با این بی‌آبرویی چه کار کنم. حتی در مورد خودکشی هم حرف زد.

جیمز در مورد چگونگی اطلاع یافتن از مرگ همکارش گفت: ساعت 7 صبح در مسیر شعبه با جاک تماس گرفتم، اما او پاسخی نداد. خیلی نگران شدم. تلفن همراهش خاموش بود و تلفن خانه هم جواب نمی‌داد. سراسیمه خود را به خانه‌اش رساندم. هر چه در زدم کسی جواب نداد. چون می‌ترسیدم کار احمقانه‌ای کرده باشد، همسایه‌ها را خبر کردم و بعد هم در آپارتمان را شکستم و با جسد او در اتاق خواب روبه‌رو شدیم. بعد هم کلانتری را در جریان این حادثه وحشتناک قرار دادیم.

کمیسر پس از شنیدن اظهارات جیمز، یک بار دیگر آنچه را که اتفاق افتاده بود، بدقت مرور کرد و آن‌گاه رو به سروان رالف گفت:

جاک هربرت خودکشی نکرده بلکه توسط دوست و همکارش جیمز به قتل رسیده است.

شما خواننده عزیز حدس بزنید کمیسر از کجا فهمید جاک به قتل رسیده و قاتل او جیمز است. کمیسر حداقل دو دلیل داشت؛ اگر داستان را بدقت بخوانید حتما متوجه خواهید شد.

حمید موفق

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها