خاطرات 4 چهره معروف

محیط کار سال‌ها بیمارم کرد

رزیتا غفاری متولد 1351 اولین بار سال 72 با بازی در مجموعه «در پناه تو» به عرصه بازیگری وارد شد و پس از آن با بازی در مجموعه «در قلب من» خاطره‌ای به یاد ماندنی از خود به جا گذاشت.
کد خبر: ۴۸۸۳۱۴

از دیگر کارهای او می‌توان شوکران، ملاصدرا، آوازخوان، تبریز در مه، سی امین روز و روزهای زیبا را نام برد. در کارنامه کاری این بازیگر ساخت انیمیشن نیز به چشم می‌خورد.

یکی از به یادماندنی‌ترین بازی‌های او در مجموعه «شب آفتابی» در نقش لیلا شکل گرفت. حادثه‌ای که برایمان تعریف می‌کند نیز مربوط به همین مجموعه است:

من در این مجموعه نقش یک دختر زندانی را بازی می‌کردم. محیطی که در آن فیلمبرداری می‌کردیم پر از گرد و خاک و بسیار آلوده بود.

به خاطر همین آلودگی و سرمای هوا به نوعی بیماری ریوی مبتلا شدم. آنقدر شدت بیماری زیاد بود که هر شب بعد از فیلمبرداری من را به بیمارستان می‌بردند.

در طول روز هم باید سه نوبت آمپول تزریق می‌کردم. گاهی به خاطر همین تزریق‌ها دستم خونریزی می‌کرد و در ضبط کار مشکل ایجاد می‌شد.

قاسم جعفری، کارگردان آن مجموعه و شهرام عبدلی و سایر همکارانم بشدت نگران وضعیت من بودند، اما چون قرار بود سریال ماه رمضان پخش شود و فرصتی برای متوقف کردن کار نداشتیم باید با همه مشکلات ادامه می‌دادیم.

پس از تمام شدن آن پروژه تا چند سال دوره درمانم ادامه داشت، ولی حالا به لطف خدا مشکل برطرف شده و ریه‌هایم مثل روز اول خوب خوب است.

تصادف در صحنه تعقیب و گریز

اشکان خطیبی بازیگر سینما و تلویزیون متولد سال 1357و دانش‌آموخته رشته نمایش است.

او را ماه رمضان دو سال قبل با سریال در مسیر زاینده‌‌رود و نیز برنامه‌های متنوع دیگر نمایشی به خاطر داریم.

خطیبی در حال حاضر در برنامه پر مخاطب گپ که از شبکه تلویزیونی آی‌فیلم روی آنتن می‌رود به همراه رامبد جوان به گفت‌وگو با هنرمندان می‌پردازد.

حادثه‌ای که اشکان خطیبی نقل می‌کند مربوط به سه سال پیش و حضور در یک فیلم تلویزیونی به کارگردانی منوچهر هادی است.

خطیبی در این باره می‌گوید: هنگام بازی در تله فیلم «بی‌سلاح» به کارگردانی منوچهر هادی، قرار بود صحنه تعقیب و گریز این فیلم با حضور من و حسین یاریار در حالی که سوار بر موتور هستیم در یکی از اتوبان‌ها فیلمبرداری شود اما هنگام تصویربرداری این بخش، نتوانستم موتورسیکلتی که سوار بر آن بودم کنترل کنم در نتیجه با یک خودرو تصادف کردم.

خطیبی اضافه می​کند در جریان این حادثه، موتورسیکلت بشدت آسیب دید و تصویربرداری متوقف شد و من را به بیمارستان منتقل کردند و مدتی تحت درمان قرار گرفتم اما خوشبختانه آسیب جدی ندیدم و بعد از مدتی دوباره به کار در این فیلم تلویزیونی برگشتم.

پوست پایم کنده شد

مارال فرجاد، فرزند بزرگ جلیل فرجاد متولد 1361 است و از همان دوران کودکی به پشتوانه پدر وارد دنیای تئاتر و بازیگری شده است.

از فیلم‌ها و مجموعه‌های او می‌توان «ماه عسل»، «پسران آجری»، «شام عروسی»، «روح مهربان» و «حلقه سبز» را نام برد.

وی در حال حاضر مشغول بازی در سریال «همه بچه‌های ما» به کارگردانی تاجبخش فناییان و تله‌فیلم «آقای عزیز» است که حادثه‌ای برای او در همین فیلم تلویزیونی رخ داده است: چند روز قبل در یک سکانس قرار بود من تا زانو داخل حوض بیفتم و عکسی را از داخل آن بردارم. یک بار برای امتحان این کار را کردم.

پایم کمی درد گرفت، اما پیش خودم گفتم فوقش دو سه برداشت می‌گیرند و کار تمام می‌شود، اما از شانس بد من آن سکانس را پانزده شانزده برداشت تکرار کردند. بعد که کار موفقیت‌آمیز تمام شد حس کردم پاهایم بی‌حس شده. وقتی نگاه کردم متوجه شدم تمام پوست پای راستم کنده شده و پای چپم هم کاملا کبود است.

کارگردان بیشتر از همه مضطرب شده بود و عوامل تهیه لباس هم نگران بودند و از این‌که نگفته بودم تا برایم تکه پارچه یا ملحفه‌ای بیاورند گلایه می‌کردند. تا دو سه روز پادرد شدید داشتم.

اگرچه جلوی دوربین مجبور بودم به زور پاهایم را بکشم و صاف راه بروم، اما در حالت عادی حتی راه رفتن هم برایم سخت بود.

هرچند کار به بیمارستان نکشید، اما واقعا دردناک بود. البته از این موارد هنگام فیلمبرداری زیاد اتفاق می‌افتد، اما متاسفانه من حافظه خوبی برای خاطره نگه داشتن ندارم و این یکی هم چون خیلی جدید بود یادم مانده است.

به ماشین من و همسرم زدند و فرار کردند

شهرام لاسمی سال 1343 متولد شده و کار هنری خود را از تئاتر تلویزیونی «رویاهای احتکارالسلطان» آغاز کرد و بعد از بازی در چند تله‌تئاتر، برای بازی در برنامه روتین خردسالان «بازی ـ شادی ـ تماشا» به گروه کودک و نوجوان شبکه 2 دعوت شد.

از همانجا بود که شخصیت قلقلی توسط تهیه‌کننده و کارگردان آن شکل گرفت.

شهرام لاسمی هنوز هم با عنوان قلقلی مشهور است و تاکنون در برنامه‌های تلویزیونی حرف نزده است!

حادثه‌ای که او نقل می‌کند، یک حادثه رانندگی است که در برخورد با یک اتومبیل دیگر برای او و همسرش رخ داده است؛ لاسمی دراین‌باره می‌گوید:‌ بعضی‌ها خیلی بد رانندگی می‌کنند و وقتی از فرعی بیرون می‌آیند، توقف نمی‌کنند که این مساله مشکلات زیادی را ایجاد می​کند.

چنین حادثه‌ای برای من هم اتفاق افتاد. یک‌بار در حال رانندگی بودم که یک ماشین از فرعی به خیابان اصلی پیچید، دو جوان، در آن ماشین پراید بودند. آنها با سرعت زیادی به اتومبیل من و همسرم زدند و چون می‌دانستند مقصر هستند فرار کردند!

خوشبختانه من و همسرم در این حادثه آسیب جدی ندیدم اما ماشینمان خسارت زیادی دید و چون راننده، فرار کرده بود،‌ نتوانستیم از او خسارت بگیریم. این حادثه، درست پیش از عید امسال اتفاق افتاد و حسابی مرا افسرده کرد.(جام جم - ضمیمه تپش)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها