در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این قتل آنقدر وحشتناک بود که قاتل پس از بازداشت به خاطر کاری که کردهبود دچار عذاب وجدان شد و خودکشی کرد.
ماجرا از این قرار بود که نامادری با شوهرش درگیر میشود و پسرک شوهرش را برای تلافی کارهای او با تیغ به قتل میرساند. او پسرک را به زور به حمام میبرد و رگهای دستش را قطع میکند. بعد دختر ششماهه خودش را برمیدارد و فرار میکند.
زن جوان بعد از اینکه از خانه خارج میشود به خانه خواهرش میرود و بچهاش را به او میسپارد و بعد خودش را به ماموران تسلیم میکند.
این زن در بازجوییها گفت : شوهرم همیشه به خاطر بچههایی که از زن اولش داشت با من دعوا میکرد. آنها خیلی شیطنت میکردند و هربار که دعوایشان میکردم پدرشان طرف آنها را میگرفت. من خیلی مورد بیمهری شوهرم قرار میگرفتم. این زن یک روز قبل از قتل با شوهرش دعوا کرده و عصبانیت ناشی از این دعوا باعث شده بود از پسرک انتقام بگیرد.
وقتی پرونده به من ارجاع شد و آن را خواندم متوجه شدم با یک پرونده هرچند بظاهر ساده، اما پیچیده مواجه هستم. چراکه هم متهم چندبار حرفش را عوض کرده بود و هم مادر اصلی پسرک حرفهایی زده بود که میتوانست در دادگاه حاشیهساز شود و جو دادگاه را به هم بزند.
جلسه دادگاه تشکیل شد و متهم برای دفاع از خودش در جایگاه حاضر شد. او ماجرای قتل را تعریف کرد و گفت از کارش پشیمان است و اگر دست به قتل زده بهخاطر رفتارهای شوهرش بوده است.
مادر اصلی کودک خیلی گریه میکرد و مرتب در دادگاه دعوا میکرد و میگفت خودش میخواهد همینجا در دادگاه حکم را اجرا کند.
احساسات مادران، احساسات پاکی است اما در این پرونده به نظر نمیرسید این زن به اندازهای که نشان میداد ناراحت مرگ فرزندش باشد.او بیشتر قصد انتقامگیری از شوهر سابقش را داشت.
زمانی که نوبت به حرف زدن به او رسید و پشت تریبون قرار گرفت، گفت: شوهرم من را طلاق داد که این زن را بگیرد. این زن زندگی من را نابود کرد و حالا هم درخواست قصاصش را دارم.
هرچند این زن چنین ادعایی میکرد، اما بعد که شوهرش در جایگاه حاضر شد متوجه شدیم این زن خانه را ترک کرده و زمانی که شوهرش از او خواسته بچهها را نگه دارد و پذیرفته هزینه زندگی بچهها را بپردازد، اما او قبول نکرده است. این زن بهخاطر ناراحتیاش میخواست از شوهرش انتقام بگیرد و این موضوع کاملا واضح بود.
به هر حال قصاص حق این زن بود وقانون به او این حق را داده بود، اما وقتی رای قصاص صادر شد، این زن اعلام کرد دیه میخواهد و درخواست کرد دیه بدهند. بعد هم رضایت داد و رفت.
او وقتی فهمید شوهر سابقش در قصاص مصمم است برای اینکه او را عصبانی کند کاری خلاف خواسته او کرد.
وقتی زوجی بچهدار میشوند دیگر محور آن خانواده فرزند آنهاست، چراکه از جدایی پدر و مادر، فرزند بیشتر آسیب میبیند و نباید زوجها قبل از اینکه مطمئن شوند میخواهند باهم زندگی کنند و رابطه خوبی باهم دارند و مشکلات را حل میکنند، بچهدار شوند.
وقتی بچهدار شدند باید بیشتر از هر وقتی صبوری کرده و به بچههایشان فکر کنند. کاری که این پدرومادر نکردند و فرزندشان قربانی شد.هرچند از نظر قانون این پدرو مادر مقصر نبودند، اما اشتباهاتی در زندگیشان کرده بودند که باعث شد فرزندشان در این میان قربانی شود.(جام جم - ضمیمه تپش)
نور الله عزیزمحمدی ـ قاضی دادگاه کیفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: