در دو سالی که برنامه هفت با اجرای فریدون جیرانی پخش میشد چه مواردی را به عنوان نقطه ضعف میدانستید و اصلا به نظرتان هفت چهکم و کسریهایی داشت؟
من به سری قبلی برنامه هفت انتقادهایی را وارد میدانستم. چه آن زمان که به عنوان منتقد در برنامه حضور مییافتم و چه وقتی از بیرون ناظر بر عملکرد برنامه بودم. موارد انتقاد من همان زمان در مطبوعات منتشر میشد و میتوانید به آنها رجوع کنید. اما به نظرم برنامه هفت باید با اکثریت جامعه ایران ارتباط برقرار کند. باید کمک کند به اینکه شرایطی فراهم شود تا سینمای متعالی ما که مطابق با ارزشهای جمهوری اسلامی است،
رشد کند.
منظورتان از ارتباط با اکثریت جامعه، طیف علاقهمندان سینماست یا عموم مردم؟ چون هفت یک برنامه اختصاصی برای دوستداران سینماست.
یکی از سیاستهای هر برنامه، جذب حداکثری و دفع حداقلی است. هفت هم از این قاعده مستثنا نیست البته باید تلاش کند برای هنرمندان و دوستداران سینما بخشهای متنوعی داشته باشد. نکته مهمتر هم مخاطبان سینمای ایران است که هماکنون درصد کمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهد. ما در برنامه هفت باید تلاش کنیم جمعیت علاقهمندان سینما را افزایش دهیم و با رونق سینما به چرخه اقتصادی آن کمک کنیم. سادهتر اینکه مردم را برای دیدن فیلمهای سالم و خوب به سینما بکشانیم.
گفتید به روند پیشین برنامه هفت انتقادهایی داشتید، ولی وقتی سردبیری و اجرای این برنامه را به عهده گرفتید کمترین تغییری در آن ایجاد نکردید، از لوگو و دکور برنامه گرفته تا بخشها و حتی منتقد ثابت برنامه.
من با نظر شما مخالف نیستم که در برنامه هفت تغییری ایجاد نشده است، اما فکر میکنم از نظر حرفهای هم درست نیست که یکباره همه چیز برنامه تغییر کند، بخصوص برنامهای مثل هفت که مخاطبان خاص دارد. قرار بود در این مرحله فقط مجری برنامه جابهجا شود؛ ولی این اصلا به آن معنی نیست که هفت اصلا تغییر نمیکند، چون تغییرات اساسی در حال انجام است و به مرور اتفاق خواهد افتاد. در همین دو سه هفته هم اگر به رویکرد برنامه توجه کرده باشید میبینید هر برنامه متناسب با موضوع روز سرمقالهای دارد که به نوعی مانیفست و موضع برنامه را مشخص میکند و استراتژی برنامه را نشان میدهد یا مثلا میزگردی که با حضور رئیس حوزه هنری در هفت برگزار شد، چالش رسانهای را در مطبوعات سینمایی رقم زد.
بله، ولی هیچ کدام نمیتواند به منزله رویکرد متفاوت برنامه هفت دردوره جدید باشد.
قالب برنامه هفت براساس سه محور طراحی شده است 1ـ بخشهای متنوع سینمایی 2ـ گفتوگو یا میزگرد 3ـ نقد.
اینکه برنامه همچنان براساس همین سه محور پیش برود تصمیم سردبیر جدید بود یا اتاق فکر برنامه و شبکه؟
این تصمیمی بود که سازمان گرفت و من هم به عنوان سردبیر جدید پذیرفتم. تصمیم بر این شد که برنامه با همان فرم و قالب پیشین ادامه پیدا کند، اما در رویکردها تغییراتی ایجاد شود که با مرور زمان شاهد آنها خواهید بود.
چون شما پیش از این روزنامهنگار بودید از مطبوعات مثال بزنیم. وقتی شما به عنوان دبیر فرهنگی یا سردبیر وارد روزنامه یا نشریهای میشوید متناسب با ایدههای خودتان تغییرات جدیدی ایجاد میکنید؟
بله، ولی این تغییرات یکشبه اتفاق نمیافتند. در مطبوعات هم از 3 تا 6 ماه زمان نیاز است تا تغییرات جا بیفتند. ما تازه شب گذشته سومین برنامه را پشت سر گذشتیم که من هم اگر بخواهم از منظر روزنامهنگاری درباره برنامه حرف بزنم میگویم برنامه دوم بود چون برنامه اول به نوعی پیش شماره محسوب میشود.
چندی پیش مدیران حوزه هنری حضور داشتند و حرف هایشان را زدند...
من فکر میکنم اتفاق جدیدی در حال رخ دادن است. نگرشهای جدید اخلاقمدار پیگیر مطالبات خودشان هستند. ما قصد داریم در برنامه هفت فرصت بدهیم دوستان بیایند نظراتشان را بگویند.
ولی در همین بحث، مسئولان سازمان سینمایی که طرف دوم مناقشه بودند حضور نداشتند و آقای مؤمنی هم ابتدای صحبتهای خود با ذکر گفتههای مسئولان عالی نظام درباره سینما، مجری را به نوعی خلع سلاح کرد که با او وارد مباحثه نشود.
اتفاقا من برعکس شما فکر میکنم. در آن برنامه مجری چالش ایجاد کرد و هر جا که مخالف نظر او بود دیدگاههایش را عنوان کرد. آقای مؤمنی از گفتههای رهبر معظم انقلاب مثال زد و من هم گفتم نکتههای شما درست است، اما رهبری در جای دیگری از فرمایشات خود تأکید کردهاند ما باید سینمای ارزشی را توسعه بدهیم و از همه مهمتر پایبند باشیم.
برای برنامهای مثل هفت خوب نیست از مسئولان سازمان سینمایی دعوت کند در برنامه حضور یابند و آنها قبول نکنند. این بحث وقتی جدی میشد که طرف دوم دعوا هم حضور داشت.
مسئولان سازمان سینمایی حضور نداشتند، چون از آنها دعوت نشد. این استراتژی برنامه است.
به نظرتان استراتژی خوبی است که مخالفان روبهروی هم قرار نگیرند؟ پس این برنامه چطور میخواهد جریانساز باشد؟ میخواهید چراغ خاموش حرکت کنید؟
ما به عنوان رسانه این حق را برای همه دوستان قائل هستیم که بیایند و نظراتشان را بگویند. فعلا استراتژی برنامه این است که هرکدام جداگانه بیایند و استدلالهای خود را بیان کنند. البته استراتژی برنامه درباره دعوای حوزه هنری و سازمان سینمایی این بود. ممکن است در موارد دیگر فرق کند و دو مخالف را روبهروی هم قرار دهیم. ما قصد داریم مطالبات مردم و هنرمندان را نشان بدهیم. مجری هم در این برنامه سعی میکند مدافع حقوق مردم باشد. حالا ممکن است در برنامهای آقای شمقدری یا آقای مؤمنی مهمان او باشند و در برنامهای هم یک کارگردان.
در گفتوگوهایی که مجری بهعنوان نماینده رسانه و نماینده مردم حضور دارد باید دیدگاههایش را عنوان
و هر جا که لازم است با طرف مقابل بحث کند. من سعی کردم در چند برنامه گذشته و حتی در برنامه رادیوییام هم این اصول را رعایت کنم
یکی از انتقادهای اساسی، حضور مسعود فراستی به عنوان منتقد ثابت بود. چرا در سری دوم به این انتقادها توجهی نشد؟
به نظر من مسعود فراستی جدا از همه ضعفهایی که ممکن است همه ما داشته باشیم منتقد قدرتمندی است. استدلال او منطقی است و اینطور نیست که همیشه تکصدایی در برنامه ایجاد شود. در برنامه دوم که نقد فیلم «خوابم میآد» را داشتیم شما دیدید نظر مسعود فراستی با حسین معززینیا یکی بود.
البته این از استثناها بود که در برنامه هم به آن اشاره شد.
واقعا اینطور است که من به عنوان سردبیر تا آخرین لحظه نمیدانم نظر منتقدان مدعو درباره فیلم چیست و براساس نظرات مخالف و موافق منتقدان را انتخاب نمیکنم. در ضمن معتقدم چینش آدمها در شکلگیری بحثها مهم است.
با همه اینها هفت میتوانست منتقد ثابت دیگری در سری دوم داشته باشد.
ببینید همه منتقدان ما با سواد و خوب هستند و تردیدی در این نیست، اما بیشتر آنها نویسندههای خوبی هستند. فراستی علاوه بر اینکه منتقد خوبی است، سخنور خوبی هم است و تلویزیون قضیهاش با مطبوعات فرق میکند. به سخنور خوب نیاز دارد. فراستی فن بیان میداند.
برسیم به خود شما و شیوه اجرایتان. چرا اینقدر خشک و جدی؟ کمتر لبخند میزنید، کمتر در بحثها شرکت میکنید و انگار خودتان را در برنامه رها نمیکنید. مدام مراقب محمود گبرلو و واکنشهایش هستید؟
برای اینکه میگویید وارد بحثها نمیشوم پاسخ دارم. ما دو نوع بحث در برنامه داریم. میزگردها و نقد فیلمها که با حضور چند منتقد و کارشناس برگزار میشود. من در این نوع بحثها معتقدم مجری باید بحث را مدیریت کند و اینطور نباشد که خودش هم وارد شود و دیدگاههایش را عنوان کند. مجری باید موضع بیطرفانه داشته باشد و بستری فراهم آورد که دیدگاههای مختلف مطرح شود. اما در گفتوگوهایی که مجری به عنوان نماینده رسانه و نماینده مردم حضور دارد باید دیدگاههایش را عنوان و هر جا که لازم است با طرف مقابل بحث کند. من سعی کردم در چند برنامه گذشته و حتی در برنامه رادیوییام هم این اصول را رعایت کنم. اما اینکه چرا کمتر به قول شما در برنامه رها میشوم چون تاکنون اجرای تلویزیونی نداشتهام. من سالها روزنامهنگار بودم. در خلوت خودم نشستهام و مطلبی نوشتهام، اما حالا قرار است روبهروی مخاطب میلیونی قرار بگیرم. طبیعی است طول میکشد خودم را پیدا کنم. به هر حال تاکنون تجربه اجرای تلویزیونی نداشتهام، ولی اجرای من هم در هفتههای آینده بهتر خواهد شد. یک مورد دیگری که میخواهم بگویم ارتباط برنامه هفت با اهالی مطبوعات است. من از همکاران مطبوعاتی خود که برنامه هفت را نقد کردند و میکنند تشکر میکنم. به نقد سالم که میتواند راهگشا باشد نیاز داریم و فکر میکنم همه باهم باید برای بالندگی سینمای سالم و متعالی تلاش کنیم.
پریسا رحیمی