«سالها پیش، روزی از روزها، هیزمشکنی همراه زنش به حاشیه جنگل وسیعی از درختان بلوط رسید. هیزمشکن گوشش را روی تنه پیرترین درخت گذاشت و مدت زیادی گوش داد و بعد تبرش را برداشت و آن درخت پیر را قطع کرد و با چوبهای آن خانهای ساخت و برای آن خانه یک میز و چند صندلی و صندوقی بزرگ و محکم درست کرد و...»
راستی بچهها دلتان میخواهد از ادامه ماجرا باخبر بشوید؟ به شما پیشنهاد میکنم کتاب سرنوشت بلوط پیر را تهیه و مطالعه کنید که حتما از خواندنش لذت خواهید برد.
نویسنده و تصویرگر: باب گراهام
مترجم: ابوالقاسم سبطی
ویراستار: شهرام رجبزاده
ناشر: نخستین
قیمت: 1000 تومان
قورباغه دانا
«... قورباغه بیخبر از همهجا آرام و بیحرکت به زمین چسبیده بود که ناگهان احساس کرد چیزی روی بدنش سنگینی میکند. قورباغه که وحشت کرده بود خودش را تکانی داد، اما فایدهای نداشت. او فریاد میزد و کمک میخواست، ولی هرچه بیشتر سعی میکرد بیشتر به بدنش فشار میآمد. قورباغه بیچاره هرکاری میکرد نمیتوانست خودش را نجات بدهد. گیج شده بود و از ترس میلرزید...»
به نظر شما چه اتفاقی برای قورباغه افتاده؟ چرا اینقدر ترسیده؟ و آیا کسی به او کمک میکند؟
اگر میخواهید به جواب این سوالها برسید بهتر است کتاب قورباغه دانا را بخوانید. شاید شما بتوانید به قورباغه کمک کنید.
نویسنده: زهرا بازاری
تصاویر: صبا صفا و مرتضی نیکآیین
ناشر: آسمان اندیشه
قیمت: 700 تومان
بابای من
«... بابام به من یاد داده با جملههای ساده
خدا رو از یاد نبر از همهکس اون بهتر
با مادر مهربون باش آروم و خوشزبون باش
خوبی بکن همیشه اخم بکنی نمیشه...»
آنچه خواندید قسمتی از شعر زیبا و لطیف «بابای من» است که در کتابی با همین نام به چاپ رسیده و به همه ما یادآوری میکند که به پدرانمان احترام بگذاریم و به یادشان باشیم.
شعر از: رضا بهنام
تصاویرو ناشر: نیکپی
قیمت: 600 تومان