در واقع فشار تحریمها با منطق اقتصاد، نیاز غرب و بازار جهانی به نفت ایران، وجود مشتریان سنتی که به دلایل اقتصادی هیچ جایگزینی برای نفت ایران یافت نمیکنند، ناتوانی کشورهای مدعی جایگزینی نفت ایران ـ بویژه عربستان ـ در تحقق این بلوف و پارهای مسائل دیگر، مهمترین دلایل ناکارآمدی تحریمهای نفتی ایران را تشکیل میدهد. البته بجز این موارد کلی، نشانههای مشخص و جزئی نیز در میان این دلایل وجود دارد. به عنوان مثال میدانیم که اصل تحریم نفتی ایران بر ایجاد اختلال در روند صادرات نفت ایران از طریق بیمه نکردن نفتکشهای ایرانی، در اختیار و اجاره ایران یا نفتکشهایی که نفت ایران را به هر صورت حمل میکنند، قرار گرفته است. یعنی بیمههای بزرگ اروپایی و آمریکایی حاضر به بیمه کردن این نفتکشها از یازدهم تیر نشدهاند و بدیهی است کالای پرریسکی چون نفت در وسیله نقلیه گرانقیمتی چون نفتکشهای غولپیکر به دهها دلیل مالی، جانی، زیستمحیطی و... نمیتواند بدون بیمه در دریا تردد کند.
با این حال این محدودیت چندان کارساز نبوده است؛ چرا که هم ایران و هم برخی خریداران بزرگ نفت ایران و از جمله ژاپن به عنوان متحد اصلی آمریکا با اندیشیدن تمهیداتی، بیمه نفتکشهای ایرانی را راسا برعهده گرفتهاند. یعنی از یک سو ایران با تشکیل یک کنسرسیوم بیمهای و با حمایت دولت به صدور بیمههای اتکایی نفتکشها اقدام کرده و از خریداران نفت خود مانند کرهجنوبی دعوت کرده که تحت این بیمه به خرید نفت ایران ادامه دهند و از سوی دیگر نیز برخی کشورها با تصویب قانونی، خود بیمه نفتکشهایشان به مقصد ایران را بهعهده گرفتند. از آن جایی که مشت نمونه خروار است، همین چند مورد، میزان توفیق ایران در مدیریت تحریم نفتی را بر هر ناظر بیطرفی روشن میسازد.
سیدعلی دوستی موسوی / گروه اقتصاد
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)