حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تفاوت تلاشها و انگیزههاى بشرى و ارتباط تنگاتنگ آن با قانون مکافات عمل نکته اساسی این آیات است. قانونى که احسان به دیگران را اساس گشایش در کارها و بخل و بزرگىطلبى را عامل دشوار شدن امور انسان معرفى مىکند.
تفاوت مهر یا قهر خداوند حکیمانه و عادلانه است نه گزاف، زیرا تلاشهاى انسانها گوناگون است.اگر خداوند براى برخى راه خیر را باز مىکند و براى برخى راه شر را بهخاطر تفاوت تلاش خود انسانها است.
آنچه عطا مىکنید مهم نیست، چگونه و با چه انگیزه و حالت عطا کردن مهم است. مراد از عطاى همراه با تقوا، این است که عطا باید با نیت خالص و بدون منت، آن هم از مال حلال و در مسیر خدا باشد که تمام این امور در کلمه تقوا جمع است. تقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات.
در خانه شخصى ثروتمند درختى بود که کودکان همسایه هنگامى که میوه آن درخت به زمین مىریخت، آن را برگرفته و مىخوردند ولى صاحب درخت، میوه را از دهان اطفال مىگرفت. پدر اطفال مساله را به پیامبر اکرم ـ صلىالله علیه و آله ـ گزارش داد. حضرت نزد صاحب خانه رفته و پیشنهاد کردند درخت را در برابر درختى در بهشت به من بفروش. آن مرد جواب رد به پیامبر داد و گفت: دنیاى نقد را به آخرت نسیه نمىفروشم. پیامبر برگشت.
یکى از یاران پرسید: آیا اگر من آن درخت را بگیرم با من نیز چنین معاملهاى مىکنید؟ حضرت فرمود: آرى. آن شخص توانست با بهایى چندین و چند برابر، درخت را خریدارى کند و در اختیار پیامبر گذارد. آن حضرت به نزد آن خانواده فقیر آمده و درخت را به آنها بخشید. در این هنگام آیات این سوره نازل شد.
اهل بخل بدانند که ثروت نجاتدهنده نیست. گاهى منشأ بخل امروز، بهخاطر ترس از فقر در آینده است؛ هر کس گام اول سخاوت را براساس ایمان به معاد و تقوا بردارد، خدا ظرفیت و شرایط روحى او را براى کارها هموار مىکند و روح او را با کار خیر مأنوس مىگرداند، تجربه و تعقل و کاردانى او را بالا مىبرد، الهام و ابتکار به او مىدهد، پذیرش مردمى و اجتماعى او را زیاد مىکند و راههاى جدیدى را براى کار خیر پیش پاى او مىگذارد که همه اینها مصداق «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى» است.
انسان مىتواند با توکل و دعا و اتــصال به قدرت بى نهایت، آسان داراى چنان سکینه و سعه صدر شود که هر کارى را براحتى بپذیرد و انجام هر کار خیر براى او آسان باشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....