مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
حالا سوال ساده است: رسانه مردم در مترو، این مردمگاه(!) شلوغ شهر چیست؟
چند مانیتور مداربسته که عکس گل و بلبل نشان میدهد و باز چند مانیتور داخل واگنها که مراحل بازسازی عتبات عالیات را نشان میدهد، تبلیغات ماشین ریشتراشی و شامپو و دستگاه گیرنده دیجیتال، چند پلاکارد و پوستر اخلاقی و مذهبی و شاید صدای ماموری که میگوید: لطفا از ریل فاصله بگیرید! اینها رسانههای رسمی مترو است، چیزهایی که چیزی را به «مردم» میرساند!
ولی غیررسمیترین و البته نافذترین رسانه مترو، اینها نیست، «بلوتوث» است که میدانیم و میدانید و میدانند(!) نه اشتباه نکنید، قرار نیست یک انشاء در مضار و معایب بلوتوث و لزوم برخورد با بلوتوث بخوانید.
سوال دوم و اصلی این است: جایی که مردم هستند، زیاد هم هستند، با سلایق مختلف و متنوع، نشسته یا ایستاده و از همه مهمتر بیکار و البته در محاصره بلوتوثها، چرا «رادیو» نیست؟ بستر از این آمادهتر و بهتر هست برای امواجی که امروز دیگر هر موبایل ارزانقیمتی میتواند گیرنده و مخاطبش باشد؟ «چرا در مترو رادیو آنتن نمیدهد؟» سوال ساده است که شاید دمدستیترین جوابش این باشد که خوب مترو زیرزمین است؛ آنتن نمیدهد دیگر؛ کاریاش نمیشود کرد! واقعا کاریاش نمیشود کرد؟
بهمن هدایتی / جامجم
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.