در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این همه بیشتر افراد در یک روش مشترک هستند و آن اظهار جلوهای مطلوب در چشم دیگران است؛ چیزی که در اصطلاح امروزی به آن «آرایش» میگویند.
موضوع آراستگی انسانها قدمتی بس طولانی دارد و در این زمینه میتوان شواهد تاریخی بسیاری را ذکر کرد، به طور مثال «کلئوپاترا» ملکه مصر قدیم، با استفاده از مواد آرایشی ، از زیبایی به مثابه یک قدرت جادویی بهره میگرفت.
همچنین صورتهای کشف شده در هفتتپه خوزستان نشان میدهد زنان در 2000 سال پیش از میلاد، لبها و گونهها را قرمز کرده و چشمها را با آرایش، درشت جلوه میدادند. یونانیان هم در آثار خود، آرایش کردن هخامنشیان را بسیار ستایش کردهاند.
با گذشت هزاران سال و بعد از اسلام آوردن ایرانیان، اکنون هم ایرانی مسلمان پیش از رفتن به پیشگاه خالق، خود را آراسته و معطر میکند. آرایش به منظور زیبا جلوه کردن در میان همه ملل به روشهای مختلف مشاهده میشود.
آمدهام وسمه کنم، نیامدم وصله کنم
شاید امروز از عبارت «هفتقلم آرایش» به صورت طنز استفاده شود، اما هفتقلم آرایش ریشهای تاریخی دارد که در قدیم به آن «هفت وند» هم میگفتند.
«سرمه»، «نگار» یا همان حنا، «قاضه» که به سرخاب یا سرخی هم معروف است، «سفیدآب»، «وسمه» برای پر پشتکردن ابروها، «زرک» که گرد طلایی رنگی است و به مو و صورت میمالند، اما هر کسی جرات آراستن و به اصطلاح هفتقلم آرایش کردن را نداشت؛ چون در فرهنگ دینی و عرفی ایرانیان مسلمان، این گونه آرایش کردن زشت و نکوهیده بود جز برای زنان متاهل.
هرچند مطلوب بودن یا نبودن نوع آرایش بسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز متفاوت است، به گفته یک جامعهشناس، آرایشکردههای خراسانی به نوعی نشاندهنده پایگاه اجتماعی است، یعنی دختری که ابروهای خود را برمیداشت، به این معنی بود که او ازدواج کرده است که البته این موضوع بعدها عمومیت بیشتری در میان اقوام ایرانی یافت و پیراستن صورت و ابروها به مشخصهای برای تشخیص دختران مجرد از متاهل تبدیل شد.
در دیگر کشورها نیز وضعیت مشابهی وجود دارد، مثلا در هند پوشاندن یا نپوشاندن ناف، نشاندهنده متاهل بودن یا تجرد دختران است.
زیبایی بسته به نوع فرهنگ، ملیت و مذهب متفاوت است؛ به عبارتی، مردما ن هر حوزه و تمدنی از نوعی خاص برای آرایش خود بهره میگیرند تا جلوهای درخشان از سیمای خود نشان دهند.
آرایش در جاده تاریخ
نحوه آرایش از روزگاران قدیم تا به امروز دستخوش تغییر و تحول بسیار بوده که این تغییر هم در نحوه آرایش و هم در نوع وسایل کاربردی آرایش مشهود است.
اگر در عهد کهن مصریان برای نرم و شفاف ساختن پوست خود با آب معطر استحمام میکردند، امروز این مساله به وسیله چند کرم انجام میشود.
بد نیست مروری بر تاریخ آرایش بین ملل جهان داشته باشیم. برخی ملتهای عهد قدیم موها و ناخنهای خود را با رنگهای رایج که بیشتر از ریشه درختان و انواع گیاهان و مواد معدنی تهیه میشد، رنگآمیزی میکردند. جالب این که خالکوبی نیز در مقاطع مختلف تاریخی وجود داشته است.
یونانیها هم که همواره تاریخ آنها با فلسفه پیوند خورده است، از سال ۴۶۰ میلادی با اشتیاق کار ساختن موارد آرایش و ابداع عطر را آغاز کردند تا در آرایش از دیگران باز نمانند.
زنان این کشور علاقهای عجیب به رنگ قرمز روشن داشتند. این در حالی است که کمی آن سوتر رنگ سفید مورد توجه زنان رومی بود.
ماسکهای صورت نیز که این روزها در بسیاری از آرایشگاهها برای شفافیت و لطافت پوست انجام میشود، ریشهای در دل تاریخ دارد، زنان رومی با مخلوط کردن ذرت، شیر و آرد ماسکهای مورد نیاز برای صورت خود را تهیه میکردند.
عجیب این که آنها در دورهای از فضله کروکودیل نیز نمیگذشتند و برای تهیه یک نوع ماسک که شهرت زیادی داشت، بهره میگرفتند!
آرایش در میان برخی ملل آسیایی یک هنر بود. ازجمله در کشور ژاپن که آرایش خیرهکننده «گیشاها» در این کشور نمونهای از این هنر محسوب میشد.
استفاده از تنوع رنگی که از گیاهان گرفته میشد نیز به عنوان یک انقلاب در تاریخ آرایش، به نام آفریقاییان ثبت شده است.
در حفاریهایی هم که در اغلب نقاط ایران به عمل آمده است، باستانشناسان به وسایل مختلف آرایشگری برخورد کردهاند که نشان میدهد زنان ایرانی در طول تاریخ به موضوع آرایش و زیبایی توجه داشتهاند، اغلب این وسایل را که در حفاریها کشف شده است، آینهها، شانهها، موچینها، سرمهدانها، عطردانها و گاهی تیغهای ریشتراشی تشکیل میدهد.
با نزدیک شدن به دوران معاصر بویژه در قرنهای اخیر، استفاده از نوع مواد و وسایل آرایشی دچار تحولات زیادی شد. به طور مثال کارشناسان از تراشیدن ابروها به عنوان یکی از غیرعادیترین مدها در دوران معاصر یاد میکنند. مردم چند قرن پیش بر این باور بودند که ابروی تراشیده چهره بسیار باهوش و متفکری به زن میدهد!
آرایش در دورهای هم رکود را تجربه کرد. در دوره ویکتوریا، ملکه انگلیس، آرایش کردن صورت جذابیت خود را از دست داد.
زنان بسیار ساده و بدون رنگ و لعاب بودند و معروف است که زنان گونههای خود را با نیشگون گرفتن و لبهایشان را با گاز گرفتن سرخ میکردند تا شاید زیبایی صورتشان را طبیعی جلوه دهند، اما این رکود دیری نپایید؛ با به عرصه آمدن کارخانههای لوازم آرایشی در قرن بیستم، زنان و مردان تاب از کف دادند و هر روز پیرو مد و مکتبی در آرایش و پیرایش شدند.
جایگاه آرایش در میان ایرانیها
برای پی بردن به میزان علاقه و اشتیاق ایرانیان به استفاده از وسایل آرایش، کافی است بدانید که ایران هفتمین کشور پر مصرف مواد آرایشی در جهان است و 30 درصد مواد آرایشی منطقه خاورمیانه را استفاده میکند.
اصلا فکرش را هم نکنید که مصرف این حجم بالا از مواد آرایشی را باید به پای خانمها نوشت؛ چون علاقه آقایان به مواد آرایشی بویژه در سالهای اخیر روند رو به رشدی داشته است. برخی از مواد مانند شامپو، کرمهای مرطوبکننده و ضد آفتاب، ضد عرق و اسپریهای بدن میان زنان و مردان مشترک است.
مجید ابهری، پژوهشگر علوم رفتاری در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده که مردان ایرانی، مصرفکننده 12 درصد لوازم آرایشی زنانه هستند. این مورد از آنجا اهمیت مییابد که گاهی نوع آرایش در تقابل با فرهنگ حاکم در جامعه قرار میگیرد.اما این تقابل را به گونهای دیگر میتوان تفسیر کرد.
بنا به گفته دکتر محمود اکرامی ـ جامعهشناس ـ آرایش امری «اعتباری» است نه «مطلق». از این روی باید آن را جزو تغییرات فرهنگی به شمار آورد.
وی با توضیح این که هنجارها در هر جامعهای شامل سه منشاء «عرف»، «قانون» و «شرع» است، میگوید: «آرایش متفاوت، تنها خلاف عرف است. از این روی چون عرف مسالهای اعتباری است، بنابراین متناسب با شرایط اجتماعی تغییر میکند. در حقیقت کنترل و نظارت اجتماعی بر آن عرفی است».
وی بر این باور است که عرف در زمان «تغییر» میکند.
این مدرس دانشگاه میگوید: «بر اساس نظریه تغییر فرهنگی، یک ویژگی فرهنگ این است که فرهنگ، ثابت اما متغیر است. ما به دلیل کندی تغییرات فرهنگی، آن را امری ثابت میپنداریم؛ در حالی که میتوان بخوبی شاهد تغییرات محسوس فرهنگی در یک بازه زمانی 50 ساله بود».
علاوه بر این، با توجه به تنوع قومی و وجود خردهفرهنگها در ایران، نوع آرایش در میان آنها جلوههای مختلفی دارد؛ «محل سکونت» و «نحوه معیشت» دو عامل اساسی در نوع آرایش است که مولف کتاب «مردمشناسی ارتباطات خودمانی»، به آنها اشاره میکند.
اکرامی در این باره به تفاوت آرایش میان زنان بلوچ با زنان کرد اورامی اشاره میکند و حتی روی این مساله تاکید میکند که در میان کردهای کردستان با کردهای سایر نقاط ایران میتوان این تفاوتها را مشاهده کرد. به باور او، این تفاوتها در نوع «پوشش»، «آرایش» و «رنگ» خود را نشان میدهند و فرد با نوع آرایشی که انجام میدهد با دیگران به صورت غیرکلامی ارتباط برقرار میکند.
باید به این نکته هم دقت کرد که آرایش بسته به نوع مراسم تغییر میکند. وی در این زمینه به نظریه «مناسک گذر» که «وان ژنپ» مردمشناس فرانسوی، آن را ارائه داده است، اشاره میکند: «الحاق»، «انتقال» و «جدایی» که مناسک گذر را تشکیل میدهند، هر کدام آیینی مخصوص به خود دارد.
سامان عابری - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: