باز هم غصههای مهمتری داریم که بخوریم و سعی میکنیم یک روز تعطیل را که زدهایم به دل طبیعت و کنار جوی آبی و سبزهزاری نشستهایم، خودمان را درگیر اطرافمان نکنیم.
سعی میکنیم هر چه میتوانیم خوش باشیم و مثلا سعی کنیم به خانواده خوش بگذرد. آنوقت اگر زن خانواده خواست قوطی نوشابه و ظرف یکبار مصرف را داخل کیسهای کند تا هنگام رفتن آن را در جایی مناسب و نه داخل آب تمیز و در طبیعت بیاندازیم، به او میگوییم نه بابا ولش کن.
بنداز همین جا بره و آن وقت هر چه را نمیتوانیم بخوریم یا به نظرمان اضافه میآید، در جوی آب و در دامن طبیعت رها میکنیم و برمیگردیم.
معلوم نیست کی و کجا میخواهیم یاد بگیریم که وقتی در خیابان و بیابان و صحرا و کنار جوی آب و دریا و استادیوم و مسجد و نمایشگاه مبلمان و کتاب و سینما و جاهایی مثل اینها میرویم آنجا را مثل خانه خودمان فرض کنیم.
معلوم نیست کی و کجا یاد میگیریم که بیرون از چاردیواری خانه خودمان هم تمیز باشیم و اطرافمان را به گند نکشیم.
معلوم نیست کجا و کی و چگونه میخواهیم بیاموزیم که در قبال طبیعتی که گاهی به آن پناه میبریم هم مسوولیتی داریم.
معلوم نیست کی و کجا و چگونه میخواهیم فکر اجتماعیمان را تقویت کنیم و مثل یک شهروند خوب و فهیم یاد بگیریم که طبیعت، زبالهدانی طبیعی نیست.
مشخص نیست چرا سادهترین رفتارهای اجتماعی را دلمان نمیخواهد بیاموزیم. مشخص نیست چرا حاضریم گرد و خاک روی مبلمان خانه ننشیند و همه چیز برق بزند و حتی وقتی که رخت و لباس نو میخریم یا فرش زیر پایمان یا مبلمان منزل را عوض میکنیم تا مدتی مدید مثل چشممان از آن مراقبت میکنیم، اما همین که پایمان را بیرون میگذاریم و در روزهای پاک و تمیز و سبز اردیبهشت و خرداد و بهار و تابستان روزی را و شبی را با طبیعت سر میکنیم، حواسمان نیست که طبیعت هم لباس نو به تن کرده و نیاز به مراقبت دارد.
حواسمان نیست وقتی دوباره میخواهیم برگردیم، اگر چشممان را درست باز کنیم، میبینیم که چه گندی بالا آوردهایم. میبینیم که از عهده یک کار ساده برنیامدهایم و زورمان آمده که ضایعات و آشغالهایمان را جمع کنیم و با خودمان ببریم تا در یک جای مناسب بیندازیم. میبینیم که یک خانم و کدبانوی ایرانی که حاضر نیست در منزل یک لک و پیس به در و دیوار ببیند در طبیعت هر چه میخواهد میریزد.
میبینیم که جوان خوشتیپ و خوشاندام و باکلاس ما که حواسش به جهت و رنگ و لعاب سانتیمتر سانتیمتر موهایش هست، انگار نه انگار که کثیف کردن محیط زیست و کوه و هر تفرجگاه دیگری با این همه ظاهرسازی و ادعای خوشتیپی و باکلاس بودن جور درنمیآید. این غصه خیلی تکراری است.
ای کاش به خودمان بیاییم و وقتی روزی را به دل طبیعت میزنیم یا به مکانی عمومی میرویم و تفریحی میکنیم، آخر سر آنجا را تمیز و پاکیزه به طبیعت باز پس دهیم و اگر آنجا را به گند کشیدیم دیگر ادعای تمیزی و بافرهنگ بودن و مبادی آداب اجتماعی بودن نکنیم. حالا فکر کنید پنجشنبه و جمعهای که گذشت و شاید هم دیروز، کجا بودید و با آن چه کردید.
صولت فروتن - جامجم
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد