متواضع باشید، خیلی خوب است، اما شعر خود و سطح و کیفیت آن را محک بزنید و مورد نقد و بررسی مشخص خود قرار دهید. مطمئنم اگر شعر را جدی بگیرید و برای بالابردن سطح دانش شعری (و به طور کلیتر دانش ادبی خود) بکوشید «شاعر» به معنای واقعی کلمه خواهید شد و دیگر لازم نیست صفاتی را در مورد خود و سرودههایتان به کار ببرید که بسیار بالاتر از آن هستید، اما در مورد سوالی که راجع به بعضی ضربالمثلها فرمودهاید که سراینده آنها را نمیشناسیم باید عرض کنم موضوع آن شعر طوری بوده که مقبول مردم قرار گرفته و بر زبانها جاری و در دهانها ساری شده و چون برای مردم در استناد به موضوع مورد نظرشان وافی به مقصود بوده دیگر دنبال آن نرفتهاند که سراینده آن را پیدا کرده و معرفی نمایند. یکی از آرایههای ادبی ایران صنعت «ارسالالمثل» است یعنی این که شاعر یک ضربالمثل متداول بین مردم را در شعر خود به نحو طبیعی و دلخواهی میآورد. مثلا شاعر میگوید:
بر من چو پشت کردی رو کن به هر که خواهی
قربان مهر و قهرت گل پشت و رو ندارد
ولی نکات مندرج در بعضی از سرودههای شاعران بخصوص شاعران بزرگ مثل مولوی، عطار، سنایی، سعدی، حافظ، صائب، کلیم و دیگران به صورت ضربالمثل درآمده که در ابتدا آن ضربالمثل وجود نداشت. به هرحال یکی از سرودههایی که اینک به صورت «امثال ساتره» درآمده مصرع چهارم از این رباعی است از امیر معزی (ابوعبدالله محمد متوفای 520 هـ .ق شاعر دربار ملکشاه سلجوقی):
تا از برم آن یار پسندیده برفت
آرام و قرار از دل شوریده برفت
خون دلم از دیده روان است از آنک
از دل برود هر آن چه از دیده برفت
دوست عزیز، آقای حسن مسلمی قراقیه اهل تکاب از زنجان باز هم قصیدهای در 20 بیت در مدح و منقبت حضرت مهدی(عج) با عنوان «گل نرگس» فرستادهاند با ردیف «تشریف نیاوردی». هفته قبل هم در مورد چند شعر ایشان ـ آن هم در همین موضوع ـ صحبت کردیم. لطفا دوستان عزیز شعرهای مناسبتی را در موقع یا ایامی بفرستند که مناسبت موضوع حفظ شود.
نیمه شعبان امسال 15 تیر است لذا فعلا پیش خودمان میماند تا در موقع مقتضی مورد استفاده قرار گیرد، اما باید به این دوست عزیز و بعضی دیگر از خوانندگان و شاعران جوان عرض شود: وزن، قافیه، حفظ افاعیل عروضی و مولفههای دیگر صوری و ساختاری شعر در قالبهای شناخته شده شعر فارسی؛ غزل، قصیده، قطعه، رباعی، دوبیتی و... باید رعایت شود همچنان که به ارزشهای معنوی، زیباییها و جذابیتهای درونی، مفاهیم تازه، آرایههای دلپذیر و بدیع از قبیل: ایهام، استعاره، تلمیحات، اشارات، موسیقی درونی و حفظ موانست صوتی حروف و صداها و... باید کاملا مورد نظر قرار گیرد. شعر به طور کلی و شعر کلاسیک به طور خاص شهر بی در و دروازهای نیست، بسیار هم قانونمند است.
وقتی آقای مسلمی در مدیح امام دوازدهم میگوید:
از هجر جانسوزت، پیر گشتیم ای مولا
ای حق و علیگویان تشریف نیاوردی
کی افکنی از رخسار، حجاب خودت ای مولا
دنیا شده است پایان، تشریف نیاوردی
اشتباهات وزنی، ضعف تالیف و سستی بیان کاملا محسوس است لذا من به ایشان و دوستان دیگر توصیه میکنم: اگر شعر کلاسیک میگویید، اسباب و صور و تمهیدات و مقدمات آن را یاد بگیرید، به کتابهای مربوط مراجعه کنید و در این کار و شرط اول قدم آن است که «شاعر» باشید، آقای مسلمی یک قطعه ادبی تحمیدیه و مناجاتوار نوشته و فرستادهاند که چون کاملا نثر است و این صفحه «شعر جوان» نام دارد و طبعا از حیطه کار ما خارج است.
در همین جا از عزیزانی که قطعات ادبی خود را با عنوان شعر سپید برای ما میفرستند، خواهشمند است توصیه فوق را رعایت کنند.
سید محمود سجادی / شاعر و منتقد