حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کسانی که جریانات و موضوعات ادبیات داستانی را بشناسند و با نویسندگان آشنایی داشته باشند. از سویی، مشکل دیگر نمایشگاه را میتوان سطح پایین آثار (تالیفی) دانست. به همین دلیل به ندرت اثری را پیدا میکنید که با اقبال عام مواجه شود. در مجموع بنا به همین دلایل است که شما با تیراژ غمانگیز و اشکآور 2000 نسخه کتاب مواجه میشوید.
با تمام این اوصاف، اگر بخواهم کتابی را به مخاطبان نمایشگاه کتاب معرفی کنم، رمان« مامور» اثر علی مؤذنی را پیشنهاد میکنم. نویسنده در این اثر توانسته با یک نثر پخته بین واقع و فراواقع ارتباط قوی و عمیقی برقرار کند که به نظر من همین مساله ایجاد ارتباط بین فراواقع و واقع، یعنی آن چیزی که به گواه این سه دهه در ادبیات داستانی، ما معمولا نتوانستهایم بهراحتی از این مرز عبور کنیم، کار بسیار دشواری است. بهخاطر همین مثلا در داستانهای جنگی ما بهرغم وجود این همه مسائل شهودی و به اصطلاح مسائل فراواقعی که خیلی از رزمندگان گواه به آن دادهاند داستانی را نمیبینیم که توانسته باشد این مهم را باورپذیر کند، اما به نظر من علی مؤذنی در رمان مامور توانسته بهراحتی این کار را انجام دهد و به دور از شعارزدگی یک کار بسیار درخور و متفاوت را خلق کند.
از طرف دیگر، نویسنده از عناصر داستان نیز خوب استفاده کرده است. از نظر مضمون هم تازگیها و طراوتهایی دارد و نویسنده بدون استفاده از هیچ بازی فرمگرایانهای که این روزها متاسفانه در ادبیات داستانی ما خیلی بابشده توانسته موضوع را به یک مضمون خوب و باورپذیر تبدیل کند. بنابراین فکر میکنم این کتاب از آن دست آثار قابل توصیهای است که باید به آن توجه شود.
فیروز زنوزی جلالی / نویسنده و پژوهشگر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....