کات اوت از قدیمیترین تکنیکهای ساخت انیمیشن است. در این روش با حرکت تک فریم تکههای بریده شده کاغذ که براساس محورهایی مشخص به هم وصل میشوند، حرکت ایجاد میشود. امروزه استفاده از تکنیک کات اوت کلاسیک به دلیل دشواری در اجرا و زمانبر بودن آن جای خود را به روش رایانهای داده است، چراکه استفاده از رایانه مزایای ویژهای همچون امکان استفاده از سیکلهای حرکتی، قابلیت مشاهده حرکتهای قبلی و اصلاح آنها، لایهبندی یک پلان و غیره را در اختیار انیماتور قرار میدهد. از این روست که چنین شیوهای به یکی از جذابترین و پرکاربردترین تکنیکهای تولید انیمیشن به صورت انفرادی تبدیل شده است.
قصههای کهن از آن انیمیشنهایی است که گرافیک بالا و جذاب آن در وهله نخست چشمنواز است. جنگل، کوچه، بازار، خانه، دریا و غیره همه به صورت ساده و خلاصه شده در اشکال معمولی به تصویر درآمدهاند. شخصیتها نیز دارای همین ویژگیها هستند. هرچند پوشش آنها سنتی و با الهام از لباسهای محلی است، اما در نهایت سادگی به تصویر درآمدهاند. نمای صورت کاراکترها تنها در 2 زاویه تمام رخ و نیمرخ نشان داده میشود (به سبک کات اوت کلاسیک) و هیچگونه حرکت نرم و زاویه متفاوتی ندارد. نکته قابل توجه در این خصوص، شیوه طراحی چهره کاراکترها در زاویه نیمرخ است. در این زاویه چشمها همانند نقاشیهای مصری به حالت تمامرخ دیده میشود که با فضای تخت اثر و گرافیک آن تناسب کامل دارد، به گونهای که هم خود اثر به صورت مستقل از ارزش بصری بالایی برخوردار است و هم در ارتباط با مخاطب کودک، آشنا و ملموس جلوه میکند.
در مجموعه قصههای کهن با شخصیتهایی ساده و صمیمی روبهرو هستیم که یا کارهای بزرگ میکنند یا با عبرت گرفتن از اشتباهات کوچکشان، زمینه تحولات اساسی در زندگی خود و دیگران به وجود میآورند. در یکی از قسمتهای این مجموعه به نام «دزد جوانمرد» که برداشتی آزاد از گلستان سعدی است مخاطب با شاگرد ساده زرگری روبهرو میشود به نام صفر که به علت مشکلات مالی قصد دارد با کمک دوستش شعبون دست به دزدی بزند. با این اوصاف وقتی سلمان، تاجر ثروتمند فرش، کیسه سکههای خود را نزد او به امانت میسپارد تا به حمام برود، صفر حتی با وجود وسوسههای شعبون حاضر نمیشود در این امانت خیانت کند و نتیجه این رفتار صحیح و اخلاقی او دستیافتن به پاداشی مهم و مصون ماندن از گزند عقرب سیاهی است که سلمان آن را به عنوان نشانه در کیسه سکههای خود قرار داده است. این حکایت یکی از نمونه داستانهای آموزنده مجموعه قصههای کهن است که به زبانی شیوا و در قالب شخصیتهایی دوستداشتنی و فضایی جذاب به مخاطب عرضه شده است.
یکی دیگر از ویژگیهای مثبت مجموعه پویانمایی قصههای کهن، حضور راوی در داستانهای این مجموعه است. هرچند در بیشتر انیمیشنهای تولیدشده با سبک و سیاق قصههای کهن، شاهد استفاده از این تکنیک روایی بخصوص هستیم، اما فرق عمده این مجموعه با نمونههای مشابه، حضور بجا و به اندازه راوی در متن قصه است. راوی با صدای صمیمی و مهربان خود گاهی با کاراکترها شوخی میکند، نکات مهم و اساسی را به یاد آنها میآورد، گاهی شخصیتها را از انجام اعمال نادرست منع میکند و حتی در مواقعی توسط کاراکترها به شوخی گرفته میشود. این حضور تأثیرگذار سبب شده است راوی داستان در واقع خود به یکی از شخصیتهای ثابت و دوستداشتنی مجموعه تبدیل شود، بعلاوه تا حدودی نیز بار طنز مجموعه به عهده اوست.
قصههای کهن، داستان مردم عادی را روایت میکند که رفتار و گفتار آنها فرهنگ عمیق و غنی ما را به وجود آورده است. داستانهایی فولکلور که قهرمانان آن هیچ ویژگی شاخص و بارزی ندارند. با توجه به این موضوع میتوان گفت این مجموعه در خلق کاراکترهای خود موفق عمل کرده است. گلمراد، ننه قلی، صفر، شعبون و غیره همه نمونههایی از این شخصیتهای ساده و عامی هستند که بدون داشتن ویژگیهای قهرمانگونه، بسترساز داستانهایی آموزنده میشوند. در واقع در این نوع پویانماییها تمرکز اصلی سازندگان بر روایت صحیح و جذاب داستانهایی است که ارزش خود را مدیون عناصر دراماتیک هستند نه قصههایی که به طور کامل بر ویژگیهای خارقالعاده و غیرعادی شخصیت اصلی تکیه داشته و قهرمان در آنها نقش محوری و تعیینکننده دارد.
این نوع نگاه به محتوای انیمیشن در ساخت تعداد زیادی از پویانماییهای تولید شده در چندسال اخیر مورد توجه بوده است. حکایات شیرین، گنج مثنوی، ماجراهای بهادر، بوستان سعدی و حتی مجموعه شکرستان از جمله این نوع پویانماییها هستند. میتوان گفت قصههای کهن با توجه به اهداف خود موفق عمل کرده است، چراکه علاوهبر برداشتهایی صحیح از داستانهای عمیق عامیانه توانسته است جذابیتهای بصری لازم را نیز در بطن کار ایجاد کند.
یکی از ویژگیهای محصولات پویانمایی با عنایت به مخاطبان آن که عمدتا کودکان و نوجوانان هستند، همواره الگوپردازی و هنجارسازی بوده است؛ ویژگی مهم و قابل توجهی که در روانشناسی تعلیم و تربیت یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در رشد شخصیت کودکان و نوجوانان به شمار میآید. روانشناسان معتقدند با ارائه الگوهای درست به فرزندانمان میتوانیم آسیبهای روانی آنها را اصلاح کنیم. با کمک کردن به کودکان و نوجوانان برای تخلیه درست هیجانات احساسیشان میتوانیم در سلامت روانی و آرامش روحی آنها موثر باشیم. با ارضای صحیح تمایلات فروخفته آنها که از طریق همذاتپنداری با قهرمانان قصههای مصور امکانپذیر است خواهیم توانست تاثیر به سزایی در تعادل شخصیتی آنها داشته باشیم و روح و روانشان را از عقدههای مخرب و ویرانگر بپیراییم. تولیدات پویانمایی از جمله مهمترین ابزارهای آموزشی برای دستیابی به این مهم به شمار میآیند و باید وجود آنها را در این آشفتهبازار جذابیتهای کاذب و بازیهای رایانهای مخرب، در حقیقت قدر دانست. امروزه کمتر ابزار آموزشی هست که برای کودکان و نوجوانان جذاب باشد و مورد قبول آنها واقع شود. خوشبختانه رسانههای تصویری همچون فیلم و سریال و انیمیشن هنوز به صف عریض و طویل ابزارهای آموزشی مطرود بچهها نپیوستهاند و میتوان به آنها امید داشت برای اینکه جایگزین روشهای آموزشی گذشته شوند؛ روشهایی که کودکان و نوجوانان امروز از آنها سرخورده و گریزان هستند.
بهار عسگری