به بهانه پخش فیلم سینمایی «دکل حفاری» از شبکه تهران

دکل حفاری، هیولای زیرآب

«دکل حفاری» امشب از شبکه تهران پخش می‌شود. یک دکل حفاری نفتی ایزوله شده در وسط اقیانوس، در توفانی شدید آسیب می‌بیند و گروه نجات ماموریت دارد خسارت را برآورد کند و دکل را سر پا نگه دارد. گرچه همه چیز تحت تاثیر توفان دریایی دچار خسارت و آسیب فراوان شده، اما این همه مشکل گروه نجات نیست.
کد خبر: ۴۷۰۰۷۲

24 ساعت پس از آغاز عملیات، شیء جانداری در رادار نمایان می‌شود، اما بدبختی اینجاست که به هیچ طریقی نمی‌توان این شیء یا موجود را شناسایی کرد. وقتی یکی از افراد گروه کشته می‌شود و دوربین‌های مانیتورینگ دکل حفاری یک هیولا را نشان می‌دهد، معلوم می‌شود اعضای گروه ساعات پرچالشی را پیش رو خواهند داشت.

یکی از مهم‌ترین و پرطرفدارترین ژانرهای سینما، گونه علمی ـ تخیلی و تریلرهای اکشن و فانتزی است که جوانان در همه جای دنیا عاشق این فیلم‌ها هستند. تلفیق این ژانر با دیگر گونه پرطرفدار یعنی سینمای دلهره نیز می‌تواند این مخاطبان را بیش از پیش به سینما بکشاند. دکل حفاری قصد دارد چنین چیزی باشد.

تریلر داستانی ـ تخیلی دکل حفاری، داستانی بسیار خاص دارد. یک عده متخصص در امور اکتشاف نفت حالا قرار است به کاری دست بزنند که پیش از این هرگز تجربه نکرده بودند؛ کشتن یک هیولای دریایی که گویی از ناکجاآبادی از زیر اقیانوس سردرآورده است. وجود هیولا یا یک موجود ناشناخته برگ برنده اصلی در فیلم‌های اینچنینی است. در دکل حفاری مخاطب از اول می‌داند قرار نیست عملیات نجات را شاهد باشد. یک دکل عظیم نفتی که از توفان‌های دریایی جان سالم به در برده باید توسط عنصر دیگری تهدید شود تا جذابیت بصری داشته باشد. دکل حفاری این عنصر را دارد. یک موجود ناشناخته که گروه گرچه حضورش را تشخیص داده، اما اصلا معلوم نیست با یک حیوان دریایی مثل وال طرف است یا یک زیردریایی سرگردان و غرق شده.

تعلیق در داستان‌های تخیلی فاکتور اساسی و پیش‌برنده‌ای است. تماشاگر در فضای تعلیق نسبت به ماجرا و داستانک‌ها واکنش نشان می‌دهد و مصمم می‌شود شخصیت‌ها را بیشتر بشناسد و با آنها تا آخر ماجرا همگام شود. در دکل حفاری به سبب ماجرای خاصی که می‌تواند داشته باشد تعلیق سرنوشت‌ساز بوده که البته اصلا از این حربه سینمایی و روایی استفاده نشده است. ماندن روی یک دکل حفاری در ناکجاآباد در حالی که ایزوله شده و با هیچ چیزی نمی‌تواند ارتباط برقرار کند و افراد مستقر بر عرشه آن بشدت در نگرانی و ترس به سر می‌برند، به خودی خود تعلیق‌برانگیز است. حالا اگر یک هیولا نیز به این دکل بی‌صاحب اضافه کنید، قطعا می‌توان گفت تمام فاکتورها را برای بیان داستان‌تان دارید به شرطی که قیافه هیولای شما مسخره نباشد و قهرمانان فیلم‌تان نیز فقط در تئاتر‌های مدرسه بازی نکرده باشند. هیولای دکل حفاری و بازی‌ها افتضاح است. با این همه باز به سبب ذات ژانر تخیلی، دکل حفاری می‌توانست با دیالوگ‌های بهتر حداقل کمی سر و شکلش را بهتر کند.

در فیلم‌های اینچنینی هیولای فیلم شما یا یک جانور خونخوار بدطینت با قیافه‌ای است که زهره تماشاگر را آب می‌کند یا هیولایی است که گرچه می‌تواند بزرگ هم نباشد، اما هوش سرشارش مهم‌ترین اسلحه او به حساب می‌آید و همیشه چند قدم از آدم‌های فیلم جلو‌تر است تا این‌که در بزنگاهی مچش گرفته و توسط هوش و نیروی انسانی ناکار می‌شود. البته اشتباه نکنید؛ این هیولای باهوش، چنگ و دندان هم دارد. این دو نوع، هیولای استاندارد در ساخت فیلم‌های اینچنینی است. بیشتر وقت‌ها هیولاهای دریایی مثل هیولای دکل حفاری می‌توانند تماشاگران بیشتری جذب کنند، چرا که یک هیولای دریایی به دلیل سابقه اساطیری برای آدم‌ها، وحشتناک‌تر و همچنین مسبوق به سابقه است. همیشه جدال انسان و موجودات دریایی در داستان‌های اساطیری و همچنین داستان‌های کلاسیک جایگاه خاصی داشته است. هنوز که هنوز است وجود هشت‌پاهایی که اندازه یک برج باشند در مخیله خیلی از آدم‌ها منزل دارد.

شروع نمایش و حضور هیولا در دکل حفاری بی‌تردید آغاز آن است. تمام سکانس‌های افتتاحیه و پرواز بالگرد بر فراز اقیانوس و معرفی بازیگران و قهرمانان که چیزی حدود 15 دقیقه طول می‌کشد، اضافی است. از آنجا که مسوول رادیوی دکل حفاری و اپراتور مونیتورینگ وجود یک شیء جاندار را در عرشه تشخیص می‌دهد، داستان شروع شده است. اولین تصویری که ما از این هیولا می‌بینیم واقعا غافلگیرکننده است: موجود یک متری با کله بزرگ که مثل دایناسورهای ناقص‌الخلقه است. خب چطور می‌شود از این هیولا ترسید وقتی انتظار داریم با یک چوب بیسبال هم حریفش شویم؟ اما صحنه‌های ناکار شدن اعضای گروه می‌خواهد نشان دهد این هیولا کمی تا قسمتی هوش سرشار دارد. چراکه حداقل 2 نفر از اعضای دکل، به روش غافلگیری، طعمه این هیولای کوچک شده‌اند بدون این‌که بتوانند صورتش را ببینند.

مقابله با هیولای ناشناس یکی از راه‌های جذاب شدن داستان و اصلا از قواعد این ژانر است. فرار به‌تنهایی معنا پیدا نمی‌کند. در دکل حفاری، فرار حرف و استراتژی اصلی است. هیولای داستان، اتاق به اتاق می‌گردد و انسان‌ها را شکار می‌کند، در ضمن سازندگان فیلم قصد دارند یک هیولای خاص بنا بر خلق و خو را رونمایی کنند، هیولایی که به طعمه‌اش به عنوان غذایی صرف نگاه نمی‌کند بلکه یک ماشین کشتار است...

چنین فیلمی بیش از هر چیز برای بیان سینمایی خود محتاج قدرت بازیگری کاراکترها و همچنین استفاده از اسپیشیال افکت است که دست برقضا در هر دوی این فاکتورهای اساسی، دکل حفاری یک کارنامه پر از ناامیدی برجای می‌گذارد. بازیگران فیلم همگی تلویزیونی و باسمه‌ای هستند و جالب اینجاست که سوپراستار فیلم نیز ویلیام فورسایت است که در فیلم‌های هالیوودی بازیگر درجه دومی است (از کارهای قدیمی او شهر کنار دریا و از کارهای جدیدش بازی در سریال منتالیست قابل یادآوری است). به این مهم استفاده از نرم‌افزارهای عهد بوقی دیجیتال را نیز اضافه کنید که سهم تدوین را در ساخت یک تریلر تخیلی به صفر رسانده است. بودجه دکل حفاری 3 میلیون دلار بوده و کارگردانش پیترآتنسیو است. بودجه ناچیز و کارگردانی که اولین کارش همین فیلم بوده و عواملی که در بالا ذکر کردم، باعث شده فیلم دکل حفاری به‌‌رغم ظرفیت‌های بالای این ژانربه یک فیلم کودکانه مبدل شود.

مهدی تهرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها