رجایی ؛ الگویی برای همیشه

هفته دولت یادآور نام و خاطره بزرگمردی است که جمع میان اخلاق فردی و سیره حکومتی او مجموعه و الگوی درخشانی را برای همیشه به یادگار نهاده است.
کد خبر: ۴۶۹۰۸

شهید محمدعلی رجایی به همراه دوست و همکار قدیمی خود شهید محمدجواد باهنر در طول دوران کوتاه اما پربرکت عهده داری مسوولیت های وزارت آموزش و پرورش ، نخست وزیری و ریاست جمهوری ، نه تنها در حرف و سخن بلکه در مقام عمل این نکته را به اثبات رسانید که برای خدمت بیشتر به مردم ، نیاز به دستگاه های عریض و طویل و تشریفات و دکوراسیون و مرکب و موکب و این گونه حاشیه های حشو و زاید نیست ، بلکه بهترین و مساعدترین زمینه ای که یک مسوول را در مسیر خدمتگزاری واقعی و راستین به مردم خود قرار می دهد ، جزیی از مردم و همدرد و همراه آنان بودن است . رجایی به همگان این نکته را آموخت که اگر در زمان نشستن بر صندلی ریاست جمهوری همان اخلاق و تواضع و فروتنی دوران تنگدستی و دستفروشی حفظ شود و مقام و موقعیت و قدرت ، هواهای نفسانی آدمی را برنیانگیزد، آن گاه است که می توان مردانه پای در راه خدمت رسانی به مردم گذارد و سربلند و سرفراز این مسیر را به پایان برد. رجایی ، اخلاق را با مقام و موقعیت و سیاست را با دیانت پیوندی محکم و ناگسستنی زده و بدین لحاظ شخصیتی تزلزل ناپذیر و استوار در او تجلی یافته بود. مرحوم اسدی لاری که در دوران وزارت آموزش و پرورش رجایی ، با او همراه بود، نقل می کرد که روزی پس از پایان بازدید از چند مرکز آموزشی در کرج ، از آقای رجایی خواسته شد تا برای صرف ناهار به باغی در آن محدوده بروند. ایشان وقتی وارد محوطه شدند و میزان غذای سر سفره را بسیار بیشتر از حد مدعوین دیدند، بی هیچ درنگ و تامل و تسامحی در اعتراض به اسراف صورت گرفته در آنجا و با وجود خواهش دوستان ، محل را ترک گفتند. در واقع رجایی از آن سفره لقمه ای برنگرفت تا بتواند از «سورچرانی» دیگران جلوگیری کند. رجایی در ساده زیستی نیز سرآمد بود ، گویی اندک محبتی از دنیا نیز به دلش راه نیافته بود اما در ورای این اخلاق حسنه فردی ، دنیایی از هوشیاری و درایت سیاسی نهفته بود. رجایی خود دل به دنیا نبست و حتی اندکی میل به تشریفات و تجملات ناشی از مقام و موقعیت پیدا نکرد تا دیگران نیز جرات نیابند میلیون ها و بلکه میلیاردها تومان - به خرج ملت - صرف دکوراسیون ها ، مبلمان ها و مراسم گوناگون کنند. این رویه و رفتار رجایی ، حاوی یک درس بزرگ بود: برای مقابله با مفسدان و مفاسد اقتصادی ، قبل از هر برنامه و استراتژی و تاکتیکی ، نیاز به دستان پاک است و کسانی قادرند دستان خود و اطرافیان و مجموعه تحت مسوولیت خود را پاک نگهدارند که در مسیر رفتن به پیش ، چشم از هدف برندارند و مفتون و مبهوت ظواهر فریبنده و جذاب اطراف نشوند. حتی اندکی دلباختگی نیز می تواند خطرناک باشد؛ چگونه می توان خود بر یک کرسی تشریفاتی تکیه زد و دیگران را از صرف هزینه های هنگفت برای تغییر و تبدیل مبلمان ها و دکوراسیون ها برحذر داشت؛ چگونه می توان ریخت و پاش های اطراف خود را دید و سکوت کرد ولی از اسراف و تبذیر دیگران جلوگیری به عمل آورد؛ چگونه می توان از رانت خواری دوستان و هم جناح های خود گذشت اما در برابر رانت خواری وابستگان و عناصر جناح رقیب قد علم کرد؛ رجایی نه تنها لقمه ای از سفره اسراف بر نمی گرفت ، بلکه لحظه ای نیز در آنجا درنگ نمی کرد تا در این تناقض استخوان خردکن گرفتار نشود و بتواند با قامتی استوار ، صدایی رسا و دلی قرص و محکم در برابر هر آن کس که بخواهد پا از جاده صدق و صفا و خدمت رسانی به مردم بیرون گذارد ، قد علم کند. همین روح بلند و قلب پاک و صدق نیت ، رجایی را در عرصه سیاست پرآشوب آن دوران ، به یک فرد شاخص مبدل کرده بود.دوست و دشمن ، رجایی را به یک صفت می شناختند: «او اهل معامله بر سر اصول نیست». رجایی در دوران مبارزه پیش از انقلاب و در زندان ، آن هنگام که گروههای چپ و التقاطی فضای بسیار سنگینی را در محیط زندان علیه نیروهای مسلمان به وجود آورده بودند ، از جمله کسانی بود که لحظه ای در پایداری بر اصول اعتقادی خویش تردید روا نداشت و تمام سختی ها و مشکلات را به جان خرید. در دوران بعد از انقلاب و در سالهای 59 و 60 نیز علی رغم این که وی ظاهرا به لحاظ تصدی پست نخست وزیری از موقعیت برجسته و بهتری نسبت به پیش از انقلاب برخوردار بود اما حضور فردی چون بنی صدر در مقام ریاست جمهوری که از جمله افراد متبحر در به راه انداختن جنگ روانی و به تعبیر ساده تر هوچی گری به شمار می آمد و همکاری تنگاتنگ و هدفدار او با گروه منافقین که با برخورداری از یک شبکه عملیاتی - تبلیغاتی و نیز تجربیات تشکیلاتی قادر به فضاسازی های بسیار سنگین و سیاه علیه افراد و گروههای دیگر بودند، شرایطی به مراتب سخت تر و دشوارتر از قبل را برای رجایی که عزم ایستادگی بر اصول انقلاب و پیروی از ولایت را داشت ، به وجود آورده بود. در چنین شرایطی کافی بود رجایی در برابر بنی صدر اندکی نرمش از خود نشان می داد تا از زیر فشار بسیار سنگین تبلیغاتی - سیاسی آنها رهایی می یافت ولی با تمام سختی های موجود - که تصور آن برای نسل حاضر مشکل است - هرگز گام در این راه نگذارد و به هیچ بهایی حاضر به معامله بر سر اصول نشد. بی تردید پاداش آن همه خلوص و خدمت ، چیزی جز شهادت نبود و این فیض بزرگ ، گوارای وجود آن بزرگمرد و یار دیرینش محمدجواد باهنر ، باد! اما آنچه برای امروزمان باید به آن بیندیشیم ، این است که زندگی ، رفتار و اخلاق فردی و سیاسی رجایی ، تنها یک یاد و خاطره نیست ، بلکه یک درس و الگوی بزرگ است که اینک بیش از هر زمان دیگر به آن نیاز داریم.

مسعود رضایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها