مشکلات روحی درکمین ام‌اسی‌ها

MS یک بیماری مزمن است که می‌تواند تاثیرات عمیقی بر عملکرد بیماران و کیفیت زندگی آنان بگذارد. بیش از نیمی از بیماران مبتلا به MS، علاوه بر علائم جسمی از مشکلات شناختی و روانی ـ اجتماعی در رنجند، به طوری که شیوع افسردگی در این بیماران 3 برابر جمعیت عمومی است.
کد خبر: ۴۶۶۸۵۱

به طور کلی MS یک بیماری با حملات شدید و بهبود غیرقابل پیش‌بینی است که همین خصوصیت و علائم جسمی آن می‌تواند به محدودیت فرد در زمینه‌های آموزش، اشتغال، باروری، روابط اجتماعی و پرداختن به سرگرمی‌های مورد علاقه منجر شود. ولی هر بیمار با توجه به خصوصیات شخصیتی خود و شرایط محیطی و حمایت پیرامونش درک متفاوتی از بیماری، واکنش متفاوتی به آن و در نتیجه سیر متفاوتی خواهد داشت.

به محض این‌که فرد از ابتلا به این اختلال آگاه می‌شود، احساسات و دلنگرانی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. نخست آن‌که تصویر ذهنی اغلب افراد از MS یک بیماری پیش‌رونده و ناتوان‌کننده است که ظرف مدت کوتاهی منجر به زمینگیر شدن فرد می‌شود، در حالی که سیر بیماری فقط در تعداد کمی از بیماران مبتلا این‌گونه است، ولی متاسفانه ناآگاهی بیماران و عدم اطلاع‌رسانی دقیق پرسنل پزشکی به این تصویر دامن می‌زند.

بنابراین به محض اطلاع از ابتلا، ترس از ناتوانی و سربار خانواده شدن، اولین ترس‌هایی است که فرد با آن دست و پنجه نرم می‌کند. بعلاوه انطباق روانی با ابتلا به یک بیماری مزمن یک پروسه چند وجهی، انرژی‌بر و زمانبر است که فرد برای موفقیت در آن نیاز به یاری دارد و اگر حمایت مورد نیاز صورت نپذیرد، فرد دچار افسردگی و اضطراب خواهد شد؛ علائمی که منجر به کاهش کیفیت زندگی و افت عملکرد حتی بیش از میزان مورد انتظار می‌شود.

بنابراین باید به فرد کمک شود تا برای انطباق با شرایط جدید توانمندی‌ها، نیازها، اهداف، ارزش‌ها، نقش‌ها و روابطش با اطرافیان را بازنویسی و از نو تعریف کند و شرایط جدید را بپذیرد. در این مسیر توسل به معنویات، حمایت خانواده و تلاش برای یادگیری روش‌های مقابله‌ای کارآمد، مدیریت استرس و مدیریت زمان می‌تواند بسیار سودمند باشد. فرد باید از تمام منابع در اختیار کمک بگیرد؛ از متخصصان مغز و اعصاب که علاوه بر درمان، وظیفه ارائه اطلاعات دقیق و معرفی مراکز حمایتی دولتی و غیردولتی و اطمینان‌بخشی به بیمار و خانواده را به عهده دارند؛ از روانپزشکان که وظیفه آموزش مهارت‌های لازم برای انطباق با شرایط جدید را به عهده دارند و می‌توانند محیط امنی برای بیمار فراهم کنند تا در آن آزادانه از نگرانی‌هایش بگوید؛ نگرانی‌هایی که از به زبان آوردنش ترس دارد ولی همیشه و همه‌جا با اوست؛ از خانواده، دوستان و همکاران هر کدام بسته به بضاعتشان، یکی برای کمک در انجام وظایف و از دیگری برای حمایت عاطفی. یادمان نرود کمک گرفتن خود نوعی مهارت است و بیمار باید بین نیاز به استقلال و درخواست کمک تعادل برقرار کند. گاهی برقراری ارتباط با بیمارانی که با توسل به این موارد سال‌هاست کیفیت زندگی خود را حفظ و پیشرفت بیماری را متوقف کرده‌اند، می‌تواند بیمار و خانواده را به تاثیر شگفت‌انگیز روان بر جسم واقف ساخته، آنان را به پیش‌آگهی بیماری امیدوار سازد.

دکتر عاطفه قنبری جلفایی

 عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

متخصص روانپزشکی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها