علی صیادشیرازی برای بچههای جبهه و جنگ نامی آشنا بود؛ وزرا و سیاستمداران نیز میشناختندش ولی از صبح آن روزی که یکی از اعضای منافقین در قالب رفتگر محل، به او نزدیک شد و ترورش کرد، شد آشنای همه هموطنانش یعنی مردمانی که تمام عمرش را صرف آنان کرده بود.
ارتشی بود و در سازماندهی نیروهای انقلابی ارتش نقش بسزایی داشت. بعد از پیروزی انقلاب نیز در بحبوحه غائله سال 1358 ضدانقلاب در کردستان ، به فرماندهی عملیات شمالغرب کشور برگزیده شد و در پاکسازی کردستان به همراه شهید دکتر چمران و دیگر رزمندگان غیور اسلام نقش مهمی ایفا کرد.
اختلافاتش با بنیصدر موجب دو درجه تنزل مقام و برکناری صیادشیرازی از فرماندهی عملیات غرب میشود.
مادرش میگوید: وقتی بنیصدر او را عزل کرد، با هیچکس در این باره صحبت نمیکرد و ناراحتیاش را بروز نمیداد. بیشتر با خود خلوت میکرد و اصلا هم روی خودش نمیآورد. بسیار صبور بود.
پس از خلع بنیصدر، برای پایاندادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راهاندازی کرد.
خاطراتش از فتح خرمشهر شنیدنی است. او جای پای خدا را در لحظهلحظه این فتح عظیم میبیند و اینکه اگر عنایت او نبود، هیچ ارتش و سپاهی توان مقابله با تجهیزات نیروهای عراقی را نداشت.
به گفته شهید صیادشیرازی سه ماه طول کشید تا فقط توانستند تمام فشنگها و کنسروهایی را که عراقیها در گوشه و کنار سنگرهای بیشمارشان جای داده بودند، به عقب ببرند. و امیر صیاد در آخر، جملاتش را این گونه به پایان میبرد: «وقتی خدا بخواهد، چنان قوت قلبی به نیروها میدهد که با تعدادی اندک بر تعدادی بسیار زیاد پیروز میشوند. در خرمشهر چنین اتفاقی افتاد.»
و حالا هم خدا خواسته تا دلهای زیادی، صید امیری شود که هرگز توری برای کسب منفعتطلبانه پهن نکرد و بیهیچ ادعایی برای ایران و مردمش جنگید و آسمانی شد.
مریم جمشیدی - گروه سیاسی
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد