تیغ برهنه حقیقت

جام ملتهای آسیا به پایان رسید. ژاپنیها جامی را به خانه بردند که از ما دریغ شد و صاحبان اصلی آن به مدال برنزی اکتفا کردند که به آنها تحمیل شد. استقبال پرشور مردم فهیم ما از تیم ملی مبین این نکته بود
کد خبر: ۴۶۴۳۱
که آنها تیم ما را شایسته قهرمانی می دانستند و چون قهرمان به دیدار فرزندان خود شتافتند.
مردم فوتبالدوست و آشنا به قواعد بازی که همواره بسیار جلوتر از مدیریت فوتبال کشور که در استیفای حقوق آنان ناتوان است حرکت کرده اند به حق ، خواهان مطالباتی هستند که آدمهای کوچک در تحقق آن درمانده و عاجزند.
ادای احترام به همه بازیکنان تیم ملی و سرمربی گرامی این تیم باید اعتراف کنم عنوان سومی در خور تیم ایران نبود، تیمی که میلیون ها بیننده به مدد فناوری و امواج ماهواره ای هم شایستگی اش را دیدند وهم مظلومیت آن را. چه شد که ما از جام دور شدیم و به آنچه استحقاقش را داشتیم نرسیدیم؛
از منظر فنی ، تیم ملی ایران بازی قابل قبول و درخور نامش را انجام داد. آنها با وجود زمان کم بسیار خوب آماده شده بودند به طوری که مقابل میزبان 70دقیقه 10نفره بازی کردند و شرایط جسمانی ایده آلی را از خود به نمایش گذاشتند.
درصد اشتباهات آقای برانکو و بازیکنان بسیار پایین بود. اصولا کدام تیم را در دنیا می شناسید که بدون اشتباه باشد؛
می گویند فوتبال بازی اشتباهات است و هر تیمی کمتر اشتباه کند مسابقه را می برد. ما فینال را از دست دادیم و به عبارت دیگر و صحیح آن ، فینال را از ما گرفتند.
اگر تصور این است که کنفدراسیون آسیا و کمیته های انضباطی و داوری که زیر مجموعه این کنفدراسیون هستند با تدابیری آلوده و غیرانسانی ما را از حق و حقوق واقعی خود دور کردند این اندیشه ای درست است که متاسفانه ریشه در ساختار ضعیف مدیریتی فوتبال ما دارد که به دلیل تغییرات پی درپی در سطح مدیریت فوتبال و اداره امور آن از سوی افراد کوچک کار را به جایی رسانده است که ما هیچ نماینده ارشدی در سطوح بالای این سازمان نداریم که داد ما را بستاند.
یکی دو نماینده ما که در لایه های زیرین و بسیار پایین تشکیلات عریض و طویل AFC فقط به عنوان عضو حضور دارند از فرط حقارت نمی توانند هیچ کس را تحت تاثیر قرار دهند، چه رسد به آن که حافظ منافع ما باشند.
کشورهای شرق دور و عربی مشاغل و سمت های بالا و حیاتی کنفدراسیون آسیا را در اختیار خود گرفته و به وسیله عوامل زیر دست خود و در پیش چشم نمایندگان ناتوان و درمانده ما و در انظار میلیون ها بیننده به تیم شریف ایران هجوم آورده و ناجوانمردانه از هر ابزاری برای ناکامی ما استفاده می کنند. آنچه در سطوح بالا آمده نمایانگر ساختار ناقص تشکیلات فوتبال ماست که می بایستی به ترمیم آن پرداخت و هیچ اشاره ای به تغییر فیزیکی درباره مدیریت فوتبال که ظاهرا در پی انتخابات دمکراتیک ، آزاد و سالم این سمت را به دست آورده نیست.
نیاز امروز فوتبال ما در نوع نگاه و نگرش گسترده به این ورزش است. اگر قرار است ایشان بروند و فردی دیگر با همان تفکر بیایند چیزی تغییر نمی کند. آن اندیشه ای که مورد نظر است ؛ اندیشه ای باز و به دور از دگماتیک و همه سونگر است که با حفظ اصول ، تحمل عقیده مخالف را نیز دارد. می پذیرم که نقدهای تخریبی که برای اهدافی خاص تحریر می گردد وجه غالب نوشته ها و گفته هاست ، اما وقتی به تفسیر نگاه اشاره می کنیم درباره مثال بالا مصداق دارد؛ سعه صدر، استدلال و اعتماد به نفس در مقابل منتقدانی که دلسوز این فوتبال نیستند، همان خویشتنداری و متانتی که در آقای برانکو وجود دارد و مدیرش فاقد آن است.
ضروری است که به ساختار فنی تیم نیز بپردازیم و به تحلیلی برسیم که رفتار فوتبال ایران در آستانه مسابقه مهم و سرنوشت ساز ما در راه جام جهانی و مقابل حریفی به نام اردن که حالا باید به پیشرفت و قدرتشان باور داشته باشیم - بیشتر احساس می شود.
تیم ملی ایران با 2 سیستم متفاوت 4-2-3-1 و 3-4-2-1 در مسابقه ها بازی کرد که هر دو سیستمی مدرن هستند و بازیکنان ما قابلیت اجرای آن را دست کم در سطح قاره دارند.
سیستم نخست ، بسیار مورد علاقه آقای برانکوست که پس از شکوفایی این شیوه در بوسان ، بخش اعظمی از جامعه فوتبال هم به این روش گرایش پیدا کرده و با رسیدن به این پذیرش ، سرمربی تیم ملی با کسب پایگاه لازم میان مردم به تزریق افکار خود بر پیکره تیم ملی مصمم تر از گذشته عمل کرد، اما سیستم 3-4-2-1 که برآمده از حوادث بازی با عمان بود، تشخیص بسیار مهمی بود که مربی فهیم تیم ملی در آن روزهای بحرانی آن را درک و با جسارت تمام به اجرا گذاشت ؛ اما ما نباید دچار اشتباه شویم و تنها محدودیت ها را عامل تغییر سیستم بدانیم ، بلکه عمق خط دفاعی تیم ایران پاشنه آشیلی بود که همه مردم ایران آن را به خوبی می دیدند و نگران آن بودند.
طبعا آقای برانکو خود نیز بر این مساله وقوف کامل داشت. وقتی ایران در بازی با ژاپن با سه مدافع متمرکز در عمق ظاهر شد و گل محمدی در پشت سر دو مدافع یارگیر یعنی کاملی مفرد و تقی پور قرار گرفت ، به دلیل تجربه بالا به فضاگیری و پوشش دادن پرداخت و با تغییر شیوه از دفاع خطی FLAT که بدون سوئیپر است به دفاع متمرکز در عمق با 3 مدافع ، هم فضاهای مفید را از حریف گرفت و هم این که نقطه ضعف گل محمدی را که کندی این بازیکن به دلیل سن بالای یحیی بود به حداقل کاهش داد و این بخش دیگری از توانمندی آقای ایوانکوویچ بود.
جلوتر از 3 مدافع مرکزی ، خط هافبک 4 نفره ما قرار داشت که کناره های خط طولی به وسیله 2 مدافع جوان یعنی کعبی در راست و زارع در چپ بخوبی پر و فضاهای کناری مسدود شده بود و همواره بین این دو بازیکن تعادل و موازنه ای وجود داشت که هنگام نفوذ هر کدام از آنها به عنوان پیستون رونده یک مدافع در حالت ایستا باقی می ماند و با از دست دادن توپ و ایجاد وضعیت ضدحمله از سوی حریف به زنجیره دفاعی می پیوست.
میان این دو، نکونام و علوی حضور داشتند که نزدیک به عمق خط دفاعی ما بازی می کردند و یک انبوه سازی در یک سوم دفاعی ایجاد شده بود که زمان و فضا را از حریف گرفته بود.
اما دو عنصر بسیار اساسی و ویرانگر تیم ما جلوتر از این خط به عنوان دو بال تهاجمی هنگام حمله به علی دایی ، مهاجم نوک حمله ما می پیوستند. علی کریمی و مهدی مهدوی کیا در دوران بلوغ فوتبال خود قرار دارند و تغییر سیستم تیم آنها را در مکانهایی قرار داد که هم نیاز تیمی ایران را برطرف می کرد و هم موجب باروری و بروز خلاقیت های این دو بازیکن می شد و مهمتر از همه فضاهای بیشتری را در اختیار آنان قرار داد که بازیکنان تکنیکی که از قدرت استارت های انفجاری و سرعت مناسب و توانایی حمل توپ برخوردارند به آن همان قدر نیاز دارند که هر موجود زنده ای برای ادامه حیات به اکسیژن نیاز دارد.
در این زمینه مثالهای فراوانی می توانیم بزنیم . به استارت مهدوی کیا و عبور او از بازیکن بحرین و پاسی که منجر به گل چهارم ایران شد توجه کنید. به عبورهای پی درپی کریمی در فضاهای خلق شده بیندیشید. این خوب دیدن را نیز مدیون هنر برانکو هستیم.
اما علی دایی که این روزها آماج حملات قرار دارد، حملاتی که مبتنی بر بی انصافی و بازیهای رایج و کثیف ، پشت فوتبال ایران است.
البته نقدهای منطقی و مستدل و متکی بر حفظ حرمت کاپیتان ، اینجا نیز دیده می شد، اما تعداد شان به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسید و به نظر می رسد این مطلب به یک داستان دنباله دار و سریالی تبدیل شده که هیچ ضرورتی به طرح آن نیست . مثل خیلی از فیلمهای بد و مبتذل که لزومی ندارد تماشاچی تا آخر در سینما بماند و آن را تحمل کند. علی دایی در جام ملتها نقش تاثیرگذاری داشت.
او برای ایران ، مثبت و کارساز بود. سابقه احترام برانگیز او در قضاوت من تاثیر ندارد. او کاپیتان تیمی بود که همه جور بلایی سر آن آمد، اما این توانایی را داشت که در آن بازی کثیف AFC تیمش را بدرستی رهبری کند.
به او احترام بگذاریم این حداقل وظیفه ای است که جامعه فوتبال به عهده دارد و تصمیم نهایی با خود اوست و در این راه تنها آقای برانکوست که می تواند با او صحبت کند، همان طور که دومنش ، سرمربی جدید فرانسه با زیدان به گفتگو نشست ، نه برای متقاعد کردن او برای کناره گیری از تیم فرانسه بلکه برای درک صحیح تر از افکار کاپیتان فرانسه.
اما ما با اردن بازی داریم. واژه بازی را برای این برخورد مشکل که جنگی تمام عیار است شاید مناسب ندانیم.
اما اشاره من به این لغت ، بازی روزگار است که یک تیم عربی دیگر در راه ضربه زدن به ماست ، پس از قطر و بحرین ، آیا این بار تقدیر ما را اردن رقم می زند؛
آنچه نوشتم بخشی از تصویر فوتبال ما بود که آینده حقیقت آن را به ما می نمایاند و اگر این انعکاس را از پاکترین تصویرساز زندگی انسان ها نپذیریم و همچنان عاشق افکار خود باشیم ، تردید نکنید که به بیراهه رفته ایم و غرامت آن را مردمی باید بپردازند که تنها جرمشان عشق به این آب و خاک است.

امیر حاج رضایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها