کیمرام درباره حادثهای که سر صحنه این فیلم برایش رخ داده میگوید: در یکی از سکانسهای فیلم در آبادان من به سمت سیفالله میروم که بالای بویلر رفته و دیدگاه اصلی را پیدا کرده است. من در آن سکانس با دوچرخه میآمدم و قرار بود مقابل پای من یک انفجار رخ دهد؛ اما من اشتباه کردم و زود رسیدم و موج انفجار مرا روی زمین پرتاب کرد. وقتی به خودم آمدم دیدم روی کتفم افتادهام و به همین خاطر کتف از جا در رفته است. در پالایشگاه فردی بود که کتف مرا جا انداخت؛ اما تخصص نداشت. بنابراین به تهران رفتم و آنجا دکتر به من پیشنهاد کرد یک هفته برای این موضوع استراحت کنم؛ اما آنقدر برای بازی در فیلم انگیزه داشتم و دلم برای بچهها تنگ میشد که به همان یک روز اکتفا کردم و گروه را بیش از آن منتظر نگذاشتم. البته حالا گاهی که عطسه میکنم کتفم از جا در میرود!
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.