خاطره

سارقان در کمین کودکان

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما تلاشگران «جام‌جم» و ضمیمه تپش. چندی پیش، بعد از حادثه‌ای که برای فرزند خرد سالم پیش آمد، تصمیم گرفتم این مساله را نوشته و برای شما ارسال کنم، که خوانندگان تپش چنانچه فرزند خردسالی دارند، هوشیارتر و مراقب فرزند دلبند خود باشند.
کد خبر: ۴۵۹۲۱۲

روزی که همسرم قصد داشت برای دختر 6 ساله‌ام جشن تولدی بگیرد و برایش هدیه‌ای بخرد، هیچ وقت گمان نمی‌کردم که هدیه تولد دخترم به تهدیدی علیه جان او تبدیل شود. همیشه و هر روز خودم دوستان و بستگان را سفارش می‌کردم که اگر قصد دارند برای بچه خود هدیه جشن تولد بخرند هیچ وقت گوشواره یا النگو برای فرزند خود چنانچه دختر باشد نخرند. آن هم به دلیل خطری که ممکن است برای بچه‌هایشان به‌وجود بیاید. اگر این کار را کردند، حداقل زینت آلات را در مواقع عادی به بچه خود آویزان نکنند. سارقان در کوچه و خیابان همیشه درکمین هستند تا به چنین کودکانی برخورده و آن را سرقت کنند.

برای کودک اینجانب نیز چنین حادثه‌ای رخ داد. همسرم با پولی که پس‌انداز کرده بود، هدیه‌ای برای دخترمان خرید و وقتی گوشواره کوچک طلا را به گوش دخترمان آویزان کرد، سفارش کردم که گوشواره را فردا از گوش او درآورده و در مواقع عادی آویزان نکند.

چند روز بعد که نسبت به این مساله بی‌تفاوت شده بودم، همسرم به اداره زنگ زد و خبر داد که دخترمان را که فرستاده بوده از سر کوچه برایش ظرفی ماست بخرد، هنوز بعد از نیم ساعت به خانه بازنگشته و نگران اوست. من هم مرخصی گرفتم و سریع خود را به خانه رساندم. همسرم با اضطراب و نگرانی به اتفاق چند نفر از همسایه‌ها در کوچه ایستاده بودند و قصد داشتند به دنبال دخترم بگردند. یکی از همسایه‌ها که چند پلاک از منزل ما خانه‌اش فاصله دارد، دست در دست دخترم از دور نمایان شد. با عجله به طرف او رفتیم و دخترم را که گریه و شیون می‌کرد به آغوش گرفتیم. همسایه فوق گفت که در پارک کوچک نزدیک منزل، دخترم را دیده که دستش در دست زن میانسالی است و زن غریبه مشغول در آوردن گوشواره از گوش او بوده که همسایه هوشیار ما به شک افتاده و به سمت آنها می‌رود. در این حین زن غریبه با دیدن همسایه ما دخترم را رها کرده و پا به فرار می‌گذارد. بعد از پایان صحبت‌های همسایه دلسوز، دخترم را آرام کردم و از او پرسیدم به چه خاطر با زن غریبه همراه شده و می‌خواسته با او برود. دخترم گفت که زن غریبه وقتی او را دیده جلو آمده و گفته مادرت خواسته من به همراهت بیایم تا کسی اذیتت نکند و بقیه پول خرید را من می‌دهم. بعدا از مادرت پول را می‌گیرم. خلاصه با این ترفند، دخترم را فریب داده تا گوشواره را از گوش او خارج کند.

بعد از بازگشت به خانه، من که فرزندم را مقصر نمی‌دانستم، برای هزارمین بار از همسرم خواستم گواشواره‌ها را از گوش دخترمان درآورده و بعد از این نیز خود برای خرید بیرون برود و هوشیارتر باشد.

خلاصه شاید حادثه فقط در حد سرقت گوشواره رخ می‌داد اما اگر اتفاق دیگری مثل مجروح شدن دخترم هنگام خارج کردن گوشواره پیش می‌آمد، چطور می‌شد آن را جبران کرد.

علی غریبی ـ تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها