یوگنی پریماکف / نخست وزیر پیشین روسیه

یک قدم به هرج و مرج

من بر این باورم که موضع روسیه و چین، 2 عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل کاملا بجا بود.
کد خبر: ۴۵۹۰۱۱

اول این‌که، رویدادهای سوریه همانند لیبی، از همان آغاز با مفهوم بهار عربی به مثابه اعتراضات مردم علیه رژیم‌های خودکامه در جهان عرب منطبق نبود. در این دو کشور از همان آغاز عملیات مسلحانه علیه حکومت به وقوع پیوست. به نظر من با گذشت زمان روشن خواهد شد که چه کسی اسلحه داد و کاربرد آن را تشویق می‌کند.

دوم این که، از همان آغاز رویدادها، رسانه‌های غربی و برخی از کشورهای عربی موضع غیرواقع‌بینانه‌ای را مبنی بر این‌که حوادث سوریه حاوی سرکوب معترضانی است که خواهان دموکراسی هستند اتخاد کردند. دولت سوریه برچیده‌شدن وضعیت فوق‌العاده و امتناع از وضعیت انحصاری حزب حاکم بعث و ایجاد نظام چندحزبی و انتخابات دموکراسی ریاست‌جمهوری و مجلس و... را مطرح کرد، اما در این خصوص هیچ اقدام توافق‌آمیزی از طرف مخالفان دولت دیده نشد. این در حالی است که به نظر می‌رسد اکثریت جمعیت کشور طرفدار اسد هستند. سوم این‌که، مسکو در این اوضاع نگران‌کننده پیشنهادهای خود را در راستای سازماندهی مذاکرات بین دولت و اپوزیسیون سوریه ارائه داد. مخالفان به‌رغم اعلام برخی موافقت‌ها با گفت‌وگوها از برقراری ارتباط با حکومت خودداری کردند. به احتمال زیاد در این تصمیم از خارج تأثیر گرفته بودند.

چهارم این‌که، روسیه و چین اصولا قطعنامه شورای امنیت را رد نکردند، بلکه آنها پیشنهاد کردند تا آن را به واقعیات موجود نزدیک کنند. به این ترتیب تأثیر قطعنامه بیشتر خواهد شد. در اینجا صحبت از الحاق متن اضافی به قطعنامه درباره برکناری اسد از حکومت می‌شود که مغایر با دیدگاه‌های حقوق بین‌المللی است. بخش‌های دیگری از پیش‌نویس قطعنامه پیشنهادی از کشورهای عربی و غربی نیز موجب نگرانی بود. این بخش‌ها همان‌طوری که در رویدادهای لیبی نشان داده شد، می‌توانست جهت تجاوزات مسلحانه به سوریه مورد استفاده قرار گیرد. روسیه و چین نخواستند تا برای بار دوم فریب بخورند. ضمنا چندی پیش آمریکا از این دو کشور خواست تا قطعنامه لیبی را درخصوص بستن آسمان این کشور وتو نکنند تا این‌که از حملات نیروهای هوایی قذافی جلوگیری شود. بخش پنهان قطعنامه شورای امنیت مستقیما جهت براندازی رژیم قذافی در نظر گرفته شده بود.

اکنون پشت مواضع ضد سوریه چه چیزی قرار گرفته است؟ آمریکا و متحدانش در ناتو قصد دارند تا با استفاده از اوضاع بهار عربی رژیم‌هایی را که مورد پسندشان نیست، براندازند. سوریه قربانی شد، زیرا در نزدیکی ایران قرار گرفته است. براندازی رژیم فعلی سوریه یکی از طرح‌های انزوای ایران است. حال آن که نزدیکی دمشق و تهران تحت تأثیر مناقشه اعراب و اسرائیل شکل گرفته است.

یادم می‌آید در یکی از گفت‌وگوهایی که با حافظ اسد داشتم او گفت: تلاش خواهم کرد تک به تک با اسرائیل قرار نگیرم. نبود راهی برای حل و فصل مناقشه خاورمیانه که پیوسته گرایش به وضعیت بحرانی دارد، دمشق را به ایجاد پشتیبانی ایران سوق داد. ‌‌چرا کشورهای عربی مواضع ضد اسد به خود گرفته‌اند؟ فکر می‌کنم نقش اصلی را در اینجا تشدید اختلاف نظرات بین شیعیان و سنی‌ها بازی می‌کند.

این اختلافات بویژه پس از عملیات نظامی‌آمریکا در عراق شدت یافت. دولت سوریه اکثرا از علوی‌ها بوده که به شیعه نزدیک هستند. دولت‌های عربی اما اکثرا سنی هستند و از این امر واهمه دارند که کمربند شیعی از عراق به ایران، سوریه و لبنان کشیده شود.

اگر دولت کنونی سوریه سرنگون شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ البته نظرات مختلفی در خصوص این‌که سیاست بی‌مسوولانه در خاورمیانه و شمال آفریقا چه عواقبی خواهد داشت، وجود دارد. به‌هر‌حال فعلا با تلاش‌های جمعی باید با این سیاست مقابله کرد تا این‌که اوضاع به هرج و مرج، جنگ داخلی و از بین رفتن تدابیر لازم برای حل و فصل مناقشات اسرائیل و اعراب منجر نشود.

منبع: روزنامه راسیسکایاگازیتا / ترجمه : دفتر نمایندگی صدا و سیما در روسیه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها