تلگرافخانه

کد خبر: ۴۵۸۸۲۶

زهرا پورالماسی از پاریز (آخه دیگه یه همچی وقتیییی؟ یه هفته قبل؟ می‌بینی کی باز شده نامه‌ت؟)- محمد رضا علی‌نقی‌زاده از رفسنجان- سهیلا (در خدمتیم، بل‌که در حد سوادمان کاری برآید)- روشنک رضاپور از تبریز- احسان 87 (احساااان! باز دست ما رو تو حنا گذاشتی‌هاااا! خودت اِسلَش می‌زنی به کلمات، فکر ما رو نمی‌کنی که نوشته‌های پرمغز رو، چطور باس بی‌اسلش چاپشون کنیم! دِ خُ یه فکری کن بااااو!)- م. حسن‌زاده (گفتم که چرا؟ ...هووووم؟ می‌گیری که چی می‌گم؟ ...هییییم؟ دیگه می‌دونی که چی به چیه لابد... هاااان؟ ...خُ پَ چرا باز ما رو به هووومممم و هییییمممم و هاااان می‌اندازی؟ هااااه؟!! اِوا... نگا کن...! به هااااه هم انداخت!)- عاطفه شکرگزار- زهرا.ن- امیر 138 (روش خوبیه... حتماً و همواره یادآوری کن تا فراموش نکنم. بگو چیزایی که در قلاب ابتدای ایمیلت می‌نویسی، فقط واسه اطلاع منه، نه چاپ. این طوری از خاطرم هم نمیره)- حسنا گدازگر- مجیری- رؤیای زمستونی (شونصد تا اسم واس خودت گذاشتی‌هاااا... حواست هس؟!...)- عاطفه شکرگزار- علی پورمحبی (خیر، باید به سایت همان شرکت به نشانی ذکر شده در همان تبلیغ می‌رفتید و جدول مورد نظرشان را لابد در همان‌جا، حل می‌فرمودید)- شمس‌الدین مشاری از ارومیه- رؤیا میرزایی- قاصدک- تو و من، 15 ساله- علی اصغر رضائی از بهشهر- سید صادق رئیس‌زاده از کوهدشت- سلیمان ‌24 ساله از تهران (بنویس منابع داستان‌نویسی برای مطالعه... یه چیا دستگیرت می‌شه)- و... باز هم دیگرانی که ماندند برای شماره‌های بعد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها