پُستخانه

کد خبر: ۴۵۸۸۲۵

 4-یا وبلاگ خودت، یا صفحة بروبچ. 5-کوتاه بنویس، وگرنه، باس ببخشی اگه به خاطر کمبود جا، علامتِ [...] می‌آد تو متنت. 6-پارتی‌مارتی‌بازی نه‌ریییییم‌هاااا، مگه واسه نوشته‌های طنز و بانمک. پارتی نداری؟ آاااخی گووووگگولی‌مگول! پَ یه‌چی بِنیس چفت و بستش درست باشه، به درد دیگرانم بخوره، آخرش نگیم: «حالا منظور؟»! خودم هوات رو دارم! 7-تا رسیدن نامه یا ایمیلت، یه یکی دو ماهی (نااااقاااابل!) صبر کن. بچّه‌م رو گاااازه و چم‌دونم نامه‌م نوبره و اینام چیییی؟... نددارییییمممم جوووونم!

بدون نام: [...]کاش یا دل نداشتیم یا بلد بودیم پیش خودمون نگهش داریم[...]

حسنا گدازگر: قدم می‌زنم. قدم می‌زنم در پائیز خاطراتم. انگار خاطره‌هایم فصل دیگری ندارد. دنبال نورم؛ نوری که بهار را نشانم دهد. دیگر نمی‌توانم از پاییز خاطراتم بیرون بیایم. در این زندان گیر افتاده‌ام. باران می‌بارد. می‌روم زیر باران تا از خاطراتم تهی شوم. خیس شده‌ام اما باز هم همان‌جا هستم[...].

محمد اسکندری: چه سخت می‌توان از تو نوشت/ ای زیباروی پاک‌سرشت/ فکرت آرامش افکار من است/ مرهم این دل بیمار من است/ دیدنت رنگ بر جوانی داد/ ماندنت شور زندگانی داد/ با تو ابهام روزگارم مرد/ جای خود را به اوج عشق سپرد/ با تو دنیای من دگرگون شد/ قلب من زرد بود و گلگون شد/ غرق دریای چشم‌های توام/ تا ابد همره فردای توام. (تقدیم به همسرم: زهرا-ن).

شیده از قائمشهر: امشب دلم درگیر درد است، درمان دلم جانا کجاست/ دلم لیلی شد و مجنون نیامد، بگو ای جان عشق و دلدارم کجاست/ غمم بسیار و دیده بس گهربار، خدایا پس کی بود لحظه دیدار/ تمام دلشوره‌ام این است، که بگذرد عمر و نیاید یار[...]

ببین منو! حافظ از این طرف، خیام هم از اون طرف، هی دارن سقلمه می‌زنن و به‌م می‌گن که به‌ت بگم: عروض بخون!

روژین: زبانم قاصر شده اما تو نگاه مرا می‌فهمی. به چشمانم خیره شو و عمق حرف‌هایم را اندازه بگیر. چشمانم همه چیز را می‌گویند. نیازی نیست با واژه‌های مبهم گنگت کنم...

علی اصغر رضائی از بهشهر: من خودم معلمم با حدود 20 سال سابقه آموزش. از اولین شماره «چاردیواری» تا حالا همه‌ش رو جمع کردم و دارم. خوشحالم و افتخار می‌کنم که جایی در قسمت «خانه بروبچه‌ها» داشته و دارم. از قضا دستی بر قلم داشته و همکاری‌هایی هر چند کمرنگ و مختصر با نهادها و مراکز استان‌ها دارم (محض اطلاع!) امیدوارم تا هر زمانی که دلنوشته‌هام جایی در این صفحه دارند، شما را به زحمت بیندازم. چرا که دوستی یه طرفه دردسره و چه زیبا گفته‌اند: دوستی، دوستی میاره.

چه زحمتیییی؟ تاااا بااااشه از همین زحمتا!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها