روییدن شقایق ها در دره های شیروان با کوچ عشایر همزمان است. دختران عشایر که پیش قراولان کوچند، بر این باورند که وقتی قدمهایشان را برای کوچ برمی دارند، شقایق ها می رویند و دره ها به آنها خوشامد می گویند.
این دختران در سرودهایشان می خوانند که تا ما به شاه جهان و دیگر کوههای شیروان می رسیم ، دشتها برای ما شقایق ها و گلهای رنگین در سفره دارند و کوهها لاله های سربزیرند. عشایر در بهار به این منطقه وارد شده و چادرهایشان را علم می کنند و در پاییز که می روند پشت خود سفیدی برف را به جا می گذارند، که نشان از پاکی است.
آنها با طبیعت پیوندی سخت خورده اند و معتقدند همه موجودات با هم در ارتباطند و زمین و آسمان و همه موجودات میان این دو ارزش بسیاری دارند. عشایر معتقدند صدای آب نباید تشنه را از خود بی خود کند و باید قبل از رسیدن به چشمه حضور خود را اعلام کند؛ شاید پلنگی با فرزندش برای خوردن آب آمده است.
این شیردلان ، عزیزان از دست رفته خود را در مسیر کوچ به خاک می سپارند تا همیشه برای بازگشت دلیلی باشد و به همین خاطر کوچیان همیشه در انتظارند.