در کانون توجه بودن فوتبال در هر جامعه جوانی فرصت ارزشمندی را در اختیار متولیان قرار میدهد تا به دلیل همین استقبال زیاد، سیاستهای فرهنگی خود را - که باید مدت زمان زیادی برای اجرای آنها از راههای دیگر صرف کنند - در اینجا به اجرا بگذارند.
با این حال، نکتهای که به نظر میرسد در فوتبال ایران مغفول مانده این است که بسیاری از اهالی فوتبال فقط به دادن شعارهایی زیبا بسنده کرده و در اجرا کمتر نکته عملی در این رابطه مشاهده میشود.
اگر همه ورزشکاران و بویژه فوتبالیستها که بهعنوان گروههای مرجع در سطح جامعه مطرح هستند به خوبی مراقب گفتار و رفتار خود باشند و بیش از آن که به فکر ایجاد جنجال و هیاهو بوده، به فکر اصلاح فرهنگی جامعه باشند بسیاری از ذهنیتهای منفی که حول این رشته شکل گرفته رنگ میبازد.
در ورزشی که همه در آن از الگو بودن مولا علی(ع) و جهان پهلوان تختی دم میزنند، آیا براستی گفتار کسانی که به عنوان الگوهای جمعیت جوان مطرح هستند، زیبنده یک جامعه اسلامی همچون ایران و با فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله است؟
در حالی که طی سالهای اخیر استفاده برخی از اهالی فوتبال از واژگانی که حتی تکرار آنها نیز نوعی بدآموزی محسوب میشود رفتهرفته به شکل یک اپیدمی درآمده، باید دید با توجه به دعوای لفظی اخیر محمد مایلیکهن و علی دایی، این سیر نزولی اخلاق در فوتبال تا کجا ادامه خواهد یافت.
به عبارتی این دو پیشکسوت فوتبال با اظهاراتی که علیه یکدیگر مطرح کردند تازهترین مصداق از ادبیات ناخوشایند رسوخ کرده در فرهنگ فوتبالی ما را رقم زدند.
وقتی مایلیکهن خطاب به علی دایی میگوید؛ اگر برای هر کس دایی است، برای من خاله است(!) ودر پی آن، دایی هم در جواب مایلیکهن میگوید؛ خانهنشینی باعث شده این آقا فرق دایی و خاله را نفهمد(!) باید به حال فوتبالی که سرمربیان سابق تیم ملیاش اینگونه با هم حرف میزنند، تاسف خورد.
برای بررسی موضوع و شنیدن پاسخ به این سوال به رسم فرهنگ ایرانی سراغ یکی از مو سپیدهای فوتبال رفتیم.
محمود یاوری مربی کارکشته و 72 سالهای که در کنار همه داشتههای فنیاش یکی از اهالی فوتبال به شمار میرود که برخلاف برخی پیشکسوتان این رشته ادبیات چاله میدانی در قاموس او جایی ندارد.
یاوری در بررسی این موضوع بدون آن که از شخص خاصی نام ببرد، به «جامجم» گفت: «طبیعی است که در ریشهیابی این موضوع باید گفت ادبیات هر فردی بیش از هر چیز ریشه در تربیت اجتماعی و شکلگیری شخصیت او در خانوادهاش دارد؛ بنابراین برای مقابله با این موضوع در وهله اول باید بددهانیهای فوتبال ریشهیابی شود تا بتوان به شکل اساسی و بنیادین برای برطرف کردن آن گام برداشت.»
یاوری ادامه داد: «با این وجود، همه اهالی فوتبال باید به این نکته توجه داشته باشیم که صرفنظر از شخصیت و ویژگیهای رفتاری خودمان، طوری در سطح جامعه صحبت کنیم که اگر به عنوان الگوهای خوبی برای نسل جوان مطرح نمیشویم دستکم الگوهای بدی هم نباشیم.»
وی با تاکید بر این که همه اهالی فوتبال در این رابطه باید دست به دست هم داده و مانع گسترش این ادبیات سبک شوند، تصریح کرد: «در این رابطه هر کس به سهم خود باید مراقب گفتار و ادبیات خود باشد. از طرفی دیگر رسانهها و بویژه رسانه ملی باید به شکل همهجانبه و مدام در راستای پاکسازی ادبیات فوتبال گام بردارند.»
یاوری در پاسخ به این سوال که آیا برخورد انضباطی در این رابطه میتواند تاثیرگذار باشد، گفت: «به هیچ عنوان معتقد به برخورد انضباطی نیستم چرا که برخورد قهری در ذات خود واکنشها و لج و لجبازی و در نتیجه ادامه روند فعلی را در پی دارد. در نتیجه به نظر من فرهنگسازی و اصلاح بیفرهنگیهای موجود، بهترین راهکار محسوب میشود، به عنوان مثال به کار بردن ابزارهای تشویقی و معرفی الگوهای اخلاقی و برترینهای اخلاق میتواند خود نخستین گام در این رابطه تلقی شود.»
ضروری بودن سرمایهگذاری فرهنگی
عبدالرحمان شاهحسینی، رییس اسبق کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال و کارشناس مسائل حقوقی فوتبال هم درباره پدیده بددهانی در فوتبال به «جامجم» گفت: «متاسفانه در سه - دو سال اخیر و به دلیل مصونیتی که فدراسیون فوتبال برای برخی مدیران با نفوذ باشگاهها و مربیان قائل شده است و برخوردهای انضباطی را به افراد بینفوذ معطوف کرده است ، روزبهروز شاهد افزایش اظهارنظرهایی به دور از فرهنگ انسانی هستیم. در واقع فدراسیون فوتبال در مسائل انضباطی رویه ضعیفکشی دارد و طبیعی است که در چنین شرایطی برخی هر آنچه میخواهند بر زبان میآورند و به هیچ عنوان توجهی به پیامد اجتماعی ادبیات خود ندارند. خود من شخصا 40 ـ 30 مصداق عدم برخورد با بداخلاقی و بددهانی مجموعه فوتبال از سوی فدراسیون فوتبال را سراغ دارم که بیان مجدد آنها خود نوعی ترویج بیاخلاقی و بددهانی است.»
وی با اشاره به فراگیر بودن فوتبال و در کانون توجه بودن این رشته در میان اقشار مختلف جامعه، ادامه داد: «گاهی دو نفر در یک کوچه با هم به دعوای لفظی و زد و خورد فیزیکی میپردازند که دامنه تاثیر آن رفتار در همان کوچه خلاصه میشود، اما در فوتبال، داستان به شکل دیگری است؛ جایی که کوچکترین اخبار این ورزش در سطح فراگیری منتشر شده و همه وقایع آن در میان خانوادهها رسوخ پیدا میکند، هر نوع بداخلاقی و بدکرداری که از سوی اهالی این رشته بروز کند تاثیر آن به هیچعنوان آنی نبوده بلکه تاثیر پایدار و مخربی در سطح جامعه بر جای میگذارد.»
حال برای مقابله با این پدیده چه باید کرد؟ رئیس اسبق کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به هیچ عنوان برخوردهای قهری را یگانه راه مقابله با این پدیده نمیداند.
او تصریح کرد: «به نظر من یک بار و برای همیشه مجموعه فوتبال باید از برخورد شعاری با مسائل پرهیز کرده و رو به برنامههای عملی در این رابطه بیاورد. تا به حال تنها چیزی که در مقوله فرهنگسازی در این فوتبال مشاهده کردهایم پلاکاردهایی با شعارهای زیبا بوده و بعد، آن شعارهای زیبا دور انداخته شده و انواع و اقسام بدرفتاری را دیدهایم. در نتیجه به نظر من همانطور که باشگاهها برای مقوله فنی خود و برای کسب موفقیت سرمایهگذاری میکنند، ضروری است که در بحث فرهنگی که در نهایت به موفقت فنی هم میتواند منجر شود، سرمایهگذاری کنند.»
وی خاطرنشان کرد: «جایی که جامعه ما یک جامعه مسلمان است نباید خبری از توهین، تهمت، بددهانی و امثالهم باشد بنابراین باید با برگزاری دورههای آموزشی و استفاده از منادیان واقعی اخلاق و یادآوری آموزههای دینی ، در جهت نهادینه کردن و فرهنگسازی گام برداشت تا اذهان برخی به جای معطوف بودن به مسائل حاشیهای ، سرشار از اخلاق نیک شود.»
امید توفیقی - گروه ورزش