کارگاه

خانم افسانه نجومی از اهواز. با شما و همه شاعران نسل پیش و نسل کنونی اهواز در اندوه درگذشت عبدالرضا قناد دزفولی همدردی می‌کنم. در سال‌های جوانی‌‌ام ـ در اهواز ـ جلسه‌‌ای ادبی داشتیم که هر شب جمعه در خانه یکی از اعضاء تشکیل می‌شد.
کد خبر: ۴۴۹۰۳۰

زنده‌یادان احمد محمود، احمد‌آقایی، محمد ایوبی (هر سه قصه‌نویس)‌، روشن رامی و عبدالرضا قناد دزفولی (هر دو شاعر)‌ و من ـ محمود سجادی ـ پای ثابت این جلسات بودیم. قناد شعر کلاسیک می‌گفت و من شعر نو، اما هرگز با هم جدالی نداشتیم و هر دو مرید حافظ و اخوان ثالث بودیم. به هر حال از درگذشت آن شاعر فرهیخته اهوازی اندوهناکم و یادش برایم گرامی است.

تا آنجا که به یاد دارم او شاعری بود که در قالب‌های قدمایی شعر می‌سرود، اما می‌کوشید مظروف‌های نو را در ظرف‌هایی کهن جا دهد. بعضی از شعرهایش صبغه فلسفی و اندیشه‌ور داشتند. شما در این شعر خود کوشیده‌اید به صورت شعر مدرن و سپید او را بستایید. این هم اندوهیاد شما برای آن تازه درگذشته.

اندوه‌یاد عبدالرضا قناد دزفولی

زلال آب‌ها

می‌توانم جهان را کوچک کنم

و زمین را به عادت آسمان

در رستگاری آب و خاک

بچرخانم

می‌توانستم ... اما

چه می‌شود کرد؟!

زخم سنگی است بر گرده‌ام*‌

که نمی‌گذارد

تو که می‌دانی

زمان حتی وقتی که بایستد

این روزنامه کوچک‌تر از آن است که از دیوار بالا بیاید و

تاریکی را

پیچک‌های عمودی کوچه را

در بوی کاغذی فصل‌ها

تازه کند

تا دوباره این بازی سهم خودش را به خاک طبیعی گلدان‌ها ـ بپردازد

می‌بینی؟!

عقربه‌ای که از ظلمات می‌آید

کلاهش را به احترام تو برداشته است*‌

حالا که ایستاده‌ای بر پلکان شهر

پس نبض ماه را بگیر

تا رستگاری کلمات حدود الفبا را دور بزنند

این شعر رقص خودش را از سر بگیرد / و من در زلال آب‌ها گریه کنم*‌

آخر تو / باور کرده بودی / صداقت گیاه را / وقتی که به گل می‌نشیند*‌‌

*‌ اشاره به شعر بانوی هزار آینه سروده عبدالرضا قناد دزفولی

سید محمود سجادی / شاعر و منتقد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها