اصلا مهم نیست که چند درصد خشکیهای زمین جنگل است، مهم این است که اگر همان 29 تا 30 درصد هم نباشد، سطح عرصه جنگلها به 1/6 میلیارد هکتار اراضی خشک و نیمه خشک زمین خواهند پیوست و آنگاه انسان از زیر شلاق گرم و سوزان آفتاب بیابانها فقط به بیابانها خواهد گریخت.
جنگلها سپر دفاعی مطمئن و بدون هزینه زندگی در مقابل بلاهای طبیعی هستند. اصلا مهم نیست که چند درصد جنگلها در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه است، مهم این است که این کشورها چند درصد از رقابت خود در بهرهبرداری افراطی از جنگلها را کاهش دادهاند.
اگر جنگلها ـ به هر میزان که باشند ـ همیشه در معرض تهدید و تخریب باشند، سرانجام یک روز از بین خواهند رفت، حالا چند سال کمتر یا بیشتر خیلی تفاوتی ندارد.
امروز دیگر بحث این نیست که سهم ایران از 4 میلیارد هکتار جنگل جهان چقدر است و سهم هر ایرانی از جنگلهای ایران چه میزان است.
امروز این سوال مطرح است که با توجه به فرامرزی بودن آثار وجودی جنگلها، ایران به عنوان یک کشور مقتدر و صاحب تجربه، برای تامین و پایداری حاشیه امن اکولوژیکی خود چه سهمی از امکانات ملی و بینالمللی را به جنگلها اختصاص میدهد و چه نقشی راهبردی در اتاقهای فکر تصمیمگیریهای بینالمللی و ملی برای نجات جنگلها دارد؟
مهم این است که موضوع جنگل اولویت چندم کشور است و سوال این است که سرانه مشارکت هر ایرانی در حفظ و حراست از جنگلها چقدر است وگرنه با توجه به آسیبپذیر بودن منابع جنگلی، صرفا خوشدل بودن به وجود جنگل کافی نیست، پس اگر کشور بتواند با داشتن مقام چهل و پنجم در بین 56 کشور صاحبنام، مقام نخست را در مدیریت جنگل به دست بیاورد، آنگاه توجه جهانیان به سوی ایران و ایرانی جلب میشود و صدور خدمات فنی و مهندسی مدیریت جنگل به کشورها جریان خواهد یافت.
روی دیگر پرداختن جدی به جنگل، پرداختن به تامین فاکتورهای سلامت روانی و جسمی مردم است. آیا صرف سرمایه اعم از خصوصی یا ملی کشور جهت خرید داروهای تلخ شیمیایی بهتر است یا صرف پول برای تامین محیط امن اکولوژیکی برای مردم؛ با این تفاوت که هزینه برای درمان معلوم نیست به نتیجه برسد یا نرسد، تازه اگر به نتیجه هم برسد هیچکس منکر آثار سوء جانبی دارودرمانی نیست در حالی که نتیجه سرمایهگذاری برای حفظ و توسعه جنگل تولید آب و هوای سالم و محیط نشاطانگیز و پشتیبانی از تولید غذای سالم است.
امروزه اگر کشمکشهای سیاسی اجازه دهند، حقوق بشر واقعی بیش از همه در دل جنگل نهفته است. نبود آگاهی درست از ابعاد کمی و کیفی نقشهای بنیانی جنگلها، تحمل وجود عوامل تخریب جنگلها را توجیهپذیر میسازد.
در سایه همین ناآگاهیها برخوردها با تخریب و تصرف جنگلها به متهم کردن یکدیگر و ملزم کردن بدون ضمانت اجرایی ختم میشود. ایران با توجه به موقعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود، بیش از سایر کشورها نسبت به حفظ، احیا، توسعه و بهرهبرداری اصولی با بهرهوری حداکثری از جنگلها نیازمند است. پس از آنجا که دادههای جنگل در عین فراوانی، غیرقابل جایگزین و آسیبپذیر هستند سیاست همزیستی با جنگل یک سیاست برد برد است با توجه به این که جنگل جای هیچکس ننشسته و اساسا بینیاز از انسان است؛ همچنان که خورشید بینیاز از نور ماه است.