با نگاهی اجمالی به تاریخچه این ساز، میتوان به نقش پررنگ نوازندگان آن در معرفی و تثبیت این ساز در طول سالیان دراز پی برد.
نامهایی چون علیاکبر خان فراهانی، میرزا عبدالله، کلنل علی نقی وزیری، آقا حسین قلیخان، درویشخان، علیاکبر خان شهنازی و... چنان با ساز تار عجینشده که کمتر کسی از تاثیرگذاری این بزرگان در روند موسیقی ایرانی بی اطلاع است، هر کدام از این نوازندگان در طول عمر خود شاگردانی تربیت کردهاند که امروزه هر کدامشان سردمدار بخشی از موسیقیسازی ایران هستند که از آن جمله میتوان به جلیل شهناز، فرهنگ شریف، هوشنگ ظریف، حسین علیزاده، داریوش پیرنیاکان، کیوان ساکت، حمید متبسم، مجید درخشانی، داریوش طلایی، محمدرضا لطفی و... اشاره کرد.
داریوش پیرنیاکان یکی از شاگردان درویشخان و علیاکبرخان شهنازی است که آموختن تار را از ۱۲ سالگی در تبریز و نزد محمدحسن عذاری آغاز کرد و بعدها در کنار تحصیل در دانشگاه دوره عالی ردیف موسیقی ایرانی را زیر نظر علیاکبر خان شهنازی گذراند؛ این دو هنرمند در روند و شیوه تارنوازی پیرنیاکان نقش اساسی داشتند، به گونهای که او همیشه از این دو هنرمند به عنوان تاثیرگذارترین هنرمندان یاد میکند؛ چرا که درویشخان نوازنده دوره قاجار با اضافه کردن سیم ششم به تار، تحولی در ساختار و نوع صدادهی آن ایجاد کرد و شهنازی نیز که از 8 سالگی آموزش تار را زیر نظر پدرش فرا گرفته بود، توانست با درس گرفتن از استادان بنام آن زمان در ابتدای دهه 1300 عنوان معروفترین نوازنده تار را به خود اختصاص دهد.
پیرنیاکان با دانشی که از استادان آن زمان فرا گرفت و با حضورش در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به ارائه تارنوازی به شیوه علیاکبرخان شهنازی پرداخت؛ در واقع شیوه تارنوازی او برگرفته از استاد شهنازی است؛ البته او نیز همانند سایر هنرمندان شیوه استادش را سرلوحه کار خود قرار داده، اما در برخی اجراها با توجه به فراخور زمان و نوع اجرا تغییراتی را در تارنوازی خود ایجاد کرده که این مساله میان اکثر نوازندگان مرسوم است. در واقع داریوش پیرنیاکان در مکتب شهنازی تار میزند، اما در نوازندگی شیوه خاص خودش را دارد؛ چرا که هر هنرمندی هر چند هم ادامهدهنده راه استادش باشد، باز هم نوع نواختنش با او تفاوتهایی خواهد داشت؛ بر این اساس نمیتوان گفت که هر نوازنده برجستهای دارای مکتب خاص خود در نوازندگی است.
پیرنیاکان برای زنده نگه داشتن نام علیاکبرخان شهنازی از سال 1380 گروهی را تحت عنوان گروه موسیقی شهنازی با حضور هنرمندان برجسته تشکیل داد که ماحصل آن برگزاری کنسرتهای متعدد و انتشار آلبوم آسمان بود.
اما با نگاهی کلی به مکاتب تارنوازی ایران به 3 مکتب آقا حسین قلی، علینقی وزیری و علیاکبرخان شهنازی میرسیم که هر نوازندهای در آن مکاتب رشد کرده و شاگردانش را تربیت میکند که پیرنیاکان نیز در مکتب شهنازی کار کرده و همچنان نیز شیوه خودش را در این مکتب دارد.
مکتب دیگری که در تارنوازی وجود دارد، متعلق به وزیری است. کلنل علینقی وزیری یکی از نوازندگان برجسته درویشخان بود که با حضور 5 سالهاش در برلین و آموختن موسیقی غربی، شیوه نوازندگیاش از حالت سنتی خارج شد؛ به گونهای که او را بنیانگذار تارنوازی نوین ایرانی نام نهادند. ریزهای بسیار تند شبیه ماندولین، اجرای پاساژهای تند و نواختن فواصل پرشی از ویژگیهای تارنوازی او به شمار میروند؛ البته شیوه نوازندگی وزیری در نسلهای بعدی رواج چندانی پیدا نکرد و شاید بتوان کیوان ساکت را تنها ادامه دهنده راه او دانست.
مکتب آقا حسین قلی نیز یکی دیگر از مکاتب تارنوازی است که هنرمندانی چون درویشخان، مرتضی نی داوود و... در آن رشد کردند.
تمامی این هنرمندان که امروزه در کنار آثارشان، نامشان نیز میدرخشد ستونهای محکم موسیقی اصیل هستند که نه تنها خود بلکه شاگردانشان هم آثاری خلق کردهاند که نسلهای آینده را با موسیقی ایرانی آشنا میکند.آثاری که با شنیدن هر کدام از آنها شیوهها و مکاتب مختلف سازی موسیقیمان جلوهگر میکند.
هنرمندان شاخصی در زمینه تار همچون پیرنیاکان، لطفی،علیزاده، ساکت، درخشانی، متبسم، نفر و... با تدریس در دانشگاه ها، انتشار آلبومهای مختلف، برگزاری کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از کشور، تشکیل گروههایی متشکل از نوازندگان و خوانندگان جوان و اشاعه موسیقی ایرانی در خارج از مرزها، نقش موثری در روند تارنوازی و جایگاه این ساز در ارکسترهای مختلف داشتهاند و قطعا با حضور تمامی این استادان و نیز حضور شاگردان این هنرمندان، نام بزرگان و شیوه تارنوازیشان هرگز به دست فراموشی سپرده نمیشود.
سحر طاعتی / جامجم