بازیهای سکو بازی دوبعدی مدتی است که نشان دادهاند براحتی میتوانند در دل هر بازیکنندهای، جا باز کنند و با تمام قوا با بازیهای بزرگ و پرخرج به رقابت بپردازند. این بازیها روند بازی بسیار سرگرمکننده و معماهای جالب و کاربری آسانی دارند؛ به طوری که معمولا هر بازیکنندهای با هر سن و سال و جنسیتی میتواند این سبک بازیها را بازی کند و از آن لذت ببرد. یکی دیگر از خوبیهایی که این سبک بازیها دارد، کمحجم بودن محتوای آنهاست که این موضوع این اجازه را به سازندگان میدهد تا بتوانند بازیهایشان را برای پلتفرمهای مختلف عرضه کنند. بازیهای لیمبو، سوپرمیت بوی و Braid نمونههای بارزی از تعریف فوق هستند. اولین بار سال 1995 بود که با ریمن آشنا شدیم و آنقدر این شخصیت و کارهایش جالب بود که خیلی زود نزد بازیکنندهها محبوب شد. بعد از آن بود که بازیهای مختلفی با نام ریمن منتشر شد؛ ولی خود ریمن، شخصیت اصلی آن بازیها نبود. البته تمام شخصیتهایی که به این بازی اضافه میشدند، خلاقانه و دوستداشتنی بودند. امسال بعد از حدود 16 سال شرکت یوبیسافت تصمیم گرفت ما را به ریشههای بازی ریمن بازگرداند و به همین دلیل بازی «ریمن: ریشهها» را عرضه کرد.
بدون شک اولین نکتهای که در این بازی نظرتان را جلب خواهد کرد، طراحی هنری آن است. از همان ابتدا رنگبندی میخکوبتان میکند بخصوص اگر صاحب نمایشگر خوبی هم باشید. پا به هر محیطی میگذارید احساس میکنید که در حال ورق زدن دفتر نقاشی یک هنرمند چیرهدست هستید. شخصیتها به قدری خوب و زیبا طراحی شدهاند که تا مدتی دوست دارید در همان محیط ابتدایی بازی که شخصیتها را معرفی میکند، بچرخید و کاراییهای شخصیتها را بررسی کنید. همچنین علاقه خواهید داشت تا مرتب به دُم رئیس شخصیتها آویزان شوید تا صدای بوداگونه بامزهاش را بشنوید. باید بدانید که تمام جزئیات محیط پویا هستند و رنگ خوش زندگی را در آنها مشاهده میکنید. سازندگان نشان دادند که تکنیکهای انیمیشن را هم بخوبی بلدند و در تمام صحنهها، 12 اصل انیمیشن را کاملا رعایت کردهاند و به همین دلیل است که با یک اثر هنری تمام عیار رو به رو هستیم. جالب است که اسم موتوربازی، یوبی آرت (Ubi Art) انتخاب شده است که با این تفاسیر اسم بسیار درستی به نظر میرسد.
داستان در بازیهای این سبک معمولا بهانهای برای پیشبرد روند بازی است و هیچ وقت نمیتوان انتظار داستانی پیچیده از این بازیها را داشت. داستان بازی ریمن هم از این قاعده مستثنا نیست و بسیار ساده و کوتاه و البته تکراری است. نیروهای تاریکی به دنیای بازی ما حمله کردهاند و ریمن و دوستانش باید جلوی آنها را بگیرند و خرگوشهای صورتی کوچولوی دوستداشتنی را که شبیه شکلکهای یاهو مسنجر هستند و الکتون (Electoon) نام دارند، نجات دهند. برای این کار چند راه وجود دارد؛ اول این که در حین مراحل یک سری مکانهای مخفی وجود دارد که باید آنها را پیدا کنید و با از بین بردن دشمنان نگهبان، الکتونها را نجات دهید. راه دوم جمعآوری پرندههای طلایی رنگ است که در این بازی نقش سکه را بازی میکنند. به ازای تعداد مشخصی از این پرندههای طلایی که جمع میکنید، در انتهای بازی الکتون به دست میآورید. جمع کردن این پرندهها راهکارهای مخصوص خود را دارند. مثلا بعضیهایشان بلافاصله که آزاد میشوند، به هوا میروند و اگر زود نجنبید از دستشان خواهید داد یا با گرفتن ملکه پرندهها، آنها از زرد به قرمز تغییر رنگ داده و با خواندن آوازی، شادی خود را ابراز میکنند و آنجاست که هر کدامشان را بگیرید 2 برابر حساب میشوند. در مکانهای خاصی از نقشه که معمولا دسترسی به آنها هم کمی سخت است، سکههای درشتی وجود دارد که هر یک از آنها شامل تعداد زیادی پرنده زرد میشوند. این سکهها برای آزاد کردن همه الکتونها ضروری هستند. جمعآوری حداکثر الکتونها و همچنین گذراندن هر مرحله با کمترین زمان ممکن، ارزش تکرار بازی را بسیار بالا برده است. همچنین با آزاد کردن مقدار مشخصی از الکتونها مراحلی از بازی آزاد میشوند که با تمام کردن آنها به الماسهای کمیاب بازی میرسید. طراحی مراحل بازی هم دست کمی از طراحی هنری آن ندارد و بسیار متنوع و خوب است. علاوه بر مراحل سکوبازی که تلفیقی از حل معماهای معقول و عکسالعملهای سریع با استفاده از المانهای این سبک است، مراحل اکشن دو بعدی از چپ به راست هم داریم که شبیه بازی مهاجمان مرغ طراحی شدهاند، بخصوص که غول آخر آن مراحل، یک مرغ بزرگ است. جالب اینجاست که دشمنان هم خیلی خوب و با مزه طراحی شدهاند تا جایی که بعضی وقتها دوست ندارید آنها را از بین ببرید.
با گذراندن هر مرحله یک شخصیت جدید در منطقه شخصیتها آزاد میشود که میتوانید مرحله بعدیتان را با وی بازی کنید و از حرکات و رفتارهایش لذت ببرید. بدون شک صداگذاری عالی بازی که با جو طنز آن کاملا همخوانی دارد هم نقش عمدهای در باورپذیرتر کردن شخصیتها و لذتبخشتر کردن بازی دارد. کسانی که بازی میان فرشته و شیطان را بازی کرده باشند، با ساختههای کریس هرول آشنایی کامل دارند. کریس، سازنده قطعات موسیقی این بازی است و باز هم مثل همیشه خیلی خوب از عهده این کار برآمده است.
یوبیسافت تبلیغات زیادی در مورد بخش چندنفره این بازی انجام داده بود ولی بعد از انتشار آن متوجه شدیم که این بخش محدود به حالت آفلاین خواهد بود و بخش آنلاین ندارد. البته همان بخش آفلاین به اندازه کافی جذاب است. فقط کافی است با یکی دوتا از دوستانتان دور هم جمع شوید و با طلسم کردن همدیگر و انجام کارهای جالب، یکی از مفرحترین بازیهای چندنفره خانگی این نسل را تجربه کنید. نتیجه این که با یکی از بهترین بازیهای سکوبازی دو بعدی این چند وقت روبهرو هستید و در زمانی که اکثر بازیهای این روزها درجه سنی بالایی دارند و از خشونت زیادی برخوردار هستند، این بازی روح تازهای به بازیکنندهها میبخشد و شادابی و طراوت را به کنسولهایتان برمیگرداند. پس هر کنسولی دارید، معطل نکنید. این بازی را تهیه کنید و مدتی سرگرم شوید.
فرهنگ هدایتی