با رئیس موزه علم و فناوری ایران

روایت ایرانی از تاریخ علم

موزه را نباید تنها مکانی دانست که در آن صرفا آثار تاریخی و باستانی به نمایش درمی‌آید، بلکه تمامی نمایشگاه‌های هنری، علمی، جانوری، پزشکی، نگارخانه‌ها، کتابخانه‌ها، آرشیوها و بیشتر بناهای تاریخی به نوعی موزه هستند.موزه‌ علوم و فناوری جمهوری اسلامی ایران هم ازجمله همین مکان‌هاست که قرار است در تکمیل نهادهای مرتبط با علم و فناوری کشور و ایفای نقش در چرخه‌ تولید و انتشار دانش موثر واقع شود. به گفته دکتر مهرداد وحدتی، این موزه با نمایش مصداق‌های تحول در دانش و فناوری، ماموریت دارد نسبت به هم‌افزایی دانش‌ و اشاعه تفکر علمی، ارتقای سطح زندگی و تعالی روح انسان قدم بردارد.برای آن که درباره این موزه بیشتر بدانیم پای صحبت‌های دکتر مهرداد وحدتی، رئیس موزه علم و فناوری ایران نشستیم.
کد خبر: ۴۴۷۹۲۲

موزه‌های علمی چه نقشی در رشد فکری جوامع بشری می‌توانند داشته باشند؟

کشورهای مختلف از موزه علوم تعاریف متفاوتی دارند و براساس این تعریف به 2 دسته کشورهایی که دارای سابقه تاریخی زیادی هستند و کشورهایی که این‌گونه نیستند، تقسیم می‌شوند. دسته اول تعریفشان از موزه علوم و فناوری این گونه است که این موزه محلی است برای تدوین، جمع‌آوری و به نمایش‌گذاشتن موضوعات علمی. ما هم باید به این دیدگاه توجه داشته باشیم و اطلاعات، آثار و فعالیت‌هایی که در گذشته‌های خیلی دور در کشور در زمینه‌های علمی و تکنولوژیک محقق شده‌اند را جمع‌آوری، آنها را به روز کنیم و در نهایت در معرض دید بینندگان قرار دهیم تا با آن تعامل عملی داشته باشند و بفهمند در گذشته‌های دور چه اتفاقاتی می‌افتاده است و دانشمندان در زمینه علمی چه کارهایی می‌کردند. این دیدگاه اول است، اما براساس دیدگاه دوم می‌توانیم از تئوری‌های علمی و پایه‌های دانش استفاده کنیم و پدیده‌های مختلف علمی را در قالب اشیا و اجسام قابل دیدن و شنیدن تبدیل کنیم. در کشورهای دارای سابقه تاریخی طولانی هر دو دیدگاه استفاده می‌شود و در کشورهایی که سابقه کمتری دارند دیدگاه دوم استفاده می‌شود.

خیلی‌ها ازجمله افرادی که به مسائل و مباحث علمی علاقه‌مند هستند هنوز نمی‌دانند که از سال گذشته در کشور ما هم موزه علم و فناوری ایجاد شده است. برای ما و این افراد بگویید که موزه علم ایران دقیقا چه چیزهایی را برای نمایش عرضه کرده است؟

ما روی هر دو دیدگاه که در سوال قبلی به آنها اشاره کردم، به‌صورت موازی کار کردیم. به همین دلیل هم در زمینه بازسازی تاریخ گذشته دانشمندان کار انجام شده، برخی اشیا ساخته شده و برخی تجهیزات و دستگاه‌هایی که شاید صدها و هزاران سال قبل اولین بار اختراع شده بازسازی شده است و هم برای نشان دادن مفاهیم علمی، مفاهیم اساسی و پایه‌ای علوم و حتی تکنولوژی، اشیایی طراحی، ساخته و خریداری شده‌اند. بازسازی تجهیزات علمی قدیمی، هم به‌صورت نرم‌افزاری و هم سخت‌افزاری بوده است. به عنوان مثال دستگاه آب بالابری که در 500 سال پیش اختراع شده را بازسازی کرده‌ایم و در حال حاضر برای مونتاژ و نصب آماده است. این وسیله با استفاده از انرژی رودخانه و آب‌های جاری، می‌تواند زمین‌های کشاورزی را آبیاری کند و در واقع می‌توان گفت نوعی پمپ است. مهندسان ابتدا با استفاده از منابع تاریخی و به کمک نرم‌افزارهای مختلف این دستگاه را بازسازی کردند و سپس جزئیاتی که احتمال می‌دادند به صورت طبیعی باید در کنار آن می‌بوده را نیز به طرح افزودند.

همان‌طور که شما هم اشاره کردید گفته می‌شود در گذشته موزه‌های علم بیشتر به نمایش ایستایی اشیاء و نمونه‌های تاریخ طبیعی، زمین‌شناسی و اشیای مربوط به علم و صنعت می‌پرداختند، اما در دهه‌های اخیر این موزه‌ها سعی در تشویق بازدیدکنندگان به تعامل و آزمودن نمایه‌های موجود در موزه دارند، اما این تعامل به چه معناست و چقدر می‌تواند در درک بیشتر مخاطب نسبت به موضوعات مختلف علمی موثر باشد؟

وقتی بیننده وسیله‌ای را می‌بیند برایش سوال ایجاد می‌شود که این چیست؟ در حالت تعاملی برای پیداکردن پاسخ، خود بیننده وسیله را لمس می‌کند، راهنمایش را می‌خواند، با آن کار می‌کند و بدون این که فرد دیگری برایش توضیح دهد متوجه چیستی و چگونگی آن وسیله می‌شود. وجود توضیحات لازم به صورت عکس، انیمیشن و فیلم در کنار هر وسیله به فهم بهتر بازدیدکننده کمک می‌کند. ما سعی کردیم تا آنجا که امکان دارد عین وسیله اصلی را طراحی کنیم و در موزه به نمایش بگذاریم. منتهی در بسیاری موارد چنین چیزی امکان‌پذیر نمی‌شود. مثلا سازه‌ای که برای فضای بیرونی ساختمان، ساخته شده و 5 تا 6 متر هم ارتفاع دارد را نمی‌توانیم داخل ساختمان موزه قرار بدهیم، اما به هر صورت سعی می‌کنیم تا حد امکان وضعیت ابتدایی و اصلی هر آنچه که در موزه‌ها هستند را حفظ کنیم.

وقتی اسم موزه علم به میان می‌آید، به یاد موزه‌های معروف دنیا می‌افتیم. آیا ما می‌توانیم با موزه‌های معروفی همچون موزه علم لندن و بوستون یا شهر علم و فناوری پاریس برابری کنیم؟ چقدر راه داریم که به آنها برسیم؟

خیر، نمی‌توانیم برابری کنیم و برای رسیدن به آنها راه طولانی را در پیش داریم. حقیقت این است که آنها ده‌ها سال زودتر از ما شروع کرده و صدها برابر بودجه گذاشته‌اند. ما هنوز نه به آن اندازه قدمت داریم و نه بودجه.

به هر حال وقتی تصمیم به راه‌اندازی موزه علم گرفته شد، هدف و الگویی هم مدنظر گرفته شده است. این طور نیست؟

به دلیل این که همه کشورها سابقه تاریخی ندارند الگوی ما هر کشوری نیست، مثلا انگلستان الگوی ما نیست، اما چین و هند می‌توانند الگو باشند. با این کشورها ارتباط داریم و سعی می‌کنیم از تجربیات آنها استفاده کنیم. البته از کشورهایی مثل انگلیس هم تجربیاتی می‌گیریم، اما الگو با تجربه فرق می‌کند. اگر بخواهیم الگویی برای خودمان مشخص کنیم لازمه‌اش خیلی موارد است. به طور کلی باید گفت در اصول شیوه‌شناسی علمی مرسوم نیست که کپی‌کاری کنیم. در ضمن فاصله فرهنگ‌ها این الزام را ایجاد می‌کند که حتما طرح موزه را منحصر به فرد‌ اجرا کنیم یعنی چیزهایی که قرار است ما به شکل خاص و بومی خودش در حوزه علم اجرا کنیم، لزوما همان چیزهایی نیست که در کشورهای دیگر انجام گرفته است. به عنوان مثال مفهوم انتقال الکترون از سیم به ده‌ها شکل مختلف قابل ارائه است و حتی می‌توان با دید فرهنگی این موضوع را به بازدیدکننده نشان داد. از طرف دیگر، ما دانشمندانی داریم که صدها و هزاران سال پیش زندگی می‌کردند، اما کل تاریخ ایالات متحده که به 350 سال هم نمی‌رسد، حتما از این نظر خالی است، اما در حال حاضر مشکل ما این قبیل تعاریف نیست. بزرگ‌ترین مشکل ما نداشتن فضاست.

خوب شد به این موضوع اشاره کردید. در حال حاضر مخاطبان برای بازدید موزه باید به کجا مراجعه کنند؟

سال 88 یکی از گالری‌هایمان را راه‌اندازی کردیم و ان‌شاءالله مکان بعدی آخر امسال راه‌اندازی می‌شود. برای مکان سوم در حال رایزنی هستیم که آن هم در حدود یک سال دیگر راه‌اندازی و تجهیز می‌شود که متاسفانه این مراکز پراکنده هستند.

یکی از اهداف موزه‌ها این است که مخاطب داشته باشند، اما وقتی جایی مشخص به اسم موزه علم نداریم به نظر هم نمی‌رسد در هدف اصلی یعنی جذب مخاطب موفق باشیم.

در حال حاضر این دیدگاه در موزه‌داری نوین هست که شما باید وارد جامعه شوید و بین مردم قرار بگیرید. نمایشگاه‌های سیار هم براساس همین دیدگاه برگزار می‌شوند. در واقع رسالت اصلی موزه‌های علم دیگر با آن سلایق و دیدگاه‌های سنتی مطابق نیست. در دیدگاه جدید خیلی مهم است که در بازدیدکنندگان ایجاد انگیزه کنیم و از طرفی این باور را در آنها ایجاد کنیم که اگر در گذشته پدران ما توانسته‌اند به این جایگاه از علم برسند پس امروز هم این امر خصوصا با پیشرفت صعودی علم، کاملا شدنی است.

شما تاکید می‌کنید ما باید از 2 دیدگاه تشکیل موزه‌های علم پیروی کنیم و در عین حال از موزه‌های علم دنیا کپی‌برداری نکنیم. در موزه علم لندن سالن‌هایی وجود دارد که باورپذیری مخاطب را نسبت به آینده علم تقویت می‌کند و به این منظور آینده علوم ژنتیک، کامپیوتر و بسیاری از دانش‌های نوین دیگر در 40 سال آینده را نمایش می‌دهد. آیا ما هم می‌توانیم کاری کنیم که این کپی‌کاری انجام نگیرد و در ضمن باورپذیری مردم به شیوه‌ای مختلف نسبت به علم تقویت شود؟

حتما این اتفاق می‌افتد، البته این اتفاق باید براساس تفاوت‌های فرهنگی و قالب‌های فناوری ما باشد. در موزه علم انگلستان که مهد انقلاب صنعتی و تغییرات فناوری اخیر است، بر این وجهه‌ از علم یعنی دانش خالص و تجربی تاکید می‌شود. در حالی که شرق مهد فلسفه و حکمت است. این ویژگی که در اینجا وجود دارد، باعث می‌شود تا نحوه ارائه علم به مردم هم متفاوت باشد. به عنوان مثال کلون‌کردن (شبیه‌سازی) که از نظر اخلاقی هم ممنوع است، در آنجا نمایش داده می‌شود. ما باید مفاهیم و اخلاقیاتی که در مذهب ما هست را در کنار این موضوعات نشان دهیم.

از نظر شما که به لزوم متفاوت‌بودن موزه علم کشور اشاره می‌کنید، در حال حاضر در حوزه علم‌مان چه چیزهای متفاوتی داریم؟

یکی از موضوعاتی که ما را خیلی از موزه‌های نه‌تنها اروپا بلکه تمام دنیا متمایز می‌کند بحث تمرکز و پیگیری علومی است که در قرآن مطرح می‌شود. وقتی ما در چند جای دنیا این مساله را مطرح کردیم (به‌رغم این که مسلمان هم نبودند) آن را پسندیدند و حتی به این فکر افتادند که چگونه می‌توان از متون دینی و ادبی جوامع مختلف در فهم بهتر مسائل علمی استفاده کرد و موجبات تعاملی‌کردن علوم مختلف را فراهم کرد. حتی در کشورهای اسلامی که کم و بیش یکسری از این گونه موزه‌ها را دارند شاید هنوز به این تفکر نرسیده‌اند. ولی ما در اینجا به صورت جدی روی آن کار می‌کنیم و به‌رغم این که پیچیدگی‌های کار هم زیاد است همکاران خیلی با انرژی زیاد روی این مساله کار می‌کنند و نکات مبهم را استخراج می‌کنند.

آیا خروجی هم در این بخش داشته‌ایم؟

در دست تهیه است. چون تمام حرکت‌های ما کاملا جدید و تازه راه‌اندازی شده است. در واقع شاید کمتر از 2 سال است که تمام این حرکت‌ها را شروع کرده‌ایم. این بخش هنوز قابل ارائه به مردم نیست چون از مواردی است که ما را از الگوپذیری از کشورهای دیگر دور می‌کند و در عین حال روی تک‌تک آنها کاملا کار شده است.

وحدتی: فاصله فرهنگ‌ها این الزام را ایجاد می‌کند که حتما طرح موزه را منحصر به فرد‌ اجرا کنیم یعنی چیزهایی که قرار است ما به شکل خاص و بومی خودش در حوزه علم اجرا کنیم، لزوما همان چیزهایی نیست که در کشورهای دیگر انجام گرفته است

برای نشان‌دادن یک پدیده، صدها راه مختلف وجود دارد. چیزی که کشورهای غربی در قالب علم در موزه‌ها نشان‌ داده‌اند یکی از آن صد راه است که بعضا با موازین اسلامی و شرقی تطابق ندارند. به عنوان مثال در موزه کانادا برای نشان دادن آناتومی انسان، یک جنازه طبیعی را تکه‌تکه کرده بودند و برای آن که عضله پا را نشان دهند، عضله پا را مانند کالباس بریده و داخل ویترین‌های مخصوص گذاشته بودند. این درست است که آنها یک مساله علمی را به نمایش گذاشته بودند منتهی این کار مشمئزکننده با باورهای ما فاصله دارد. اینها ازجمله روش‌های غیرانسانی است که نمی‌شود از آنها الگوبرداری کرد.

یکی از جذابیت‌های شهرها یا حتی کشورهای مختلف موزه‌های آنها هستند. برای این که موزه علم و فناوری یکی از جاذبه‌های شهر تهران باشد چه برنامه‌ای دارید؟

به عقیده من، به دلیل این که ما می‌خواهیم در این زمینه کاملا مستقل و به دور از الگوبرداری باشیم تقریبا می‌‌توان گفت هر فعالیتی که انجام دهیم تا 90 درصد موفق خواهد بود. در واقع وقتی قضیه به چالش می‌افتد که مشابه زیادی داشته باشد مثلا آمریکا حدود 48 ـ 47 موزه علوم دارد. بنابراین موزه چهل و نهم باید یک چیز متفاوت باشد.

موزه علوم و فناوری در افق چشم‌انداز کشور، سازمانی است پویا که تلاش دارد به مردم و دانش‌پژوهان در سراسر کشور کمک کند تا به ظرفیت‌های کامل خودآگاهی یافته و از دانش خود برای خلاقیت و نوآوری برای یک زندگی بهتر استفاده کنند. فکر می‌کنید با توجه به افق مورد نظر چقدر به این جایگاه رسیده باشید؟

آن اهداف یکسری اهداف کلی در بخش فرهنگ و آموزش است یعنی چیز خاصی در رابطه با موزه نمی‌گویند، مربوط به کلیات کار است و البته ما هم به دنبال آن هستیم که در همان راستا پیشرفت داشته باشیم، اما مشکل اصلی‌ ما بحث مکان است و این مشکل گره بزرگی در کار ما محسوب می‌شود. درست است که بدون متمرکزبودن در یک مکان هم می‌توان فعالیت کرد، منتهی متمرکزبودن، اثر متفاوتی در جذب مخاطب خواهد داشت. این که برای اهداف چشم‌انداز چه کارهایی را می‌خواهیم بکنیم؟ حقیقتا هنوز روی این بخش کار نقشه‌‌ای نریخته‌ایم. چون هنوز خیلی جوان هستیم مثل این است که از یک بچه 8 ـ 7 ساله بپرسیم که وقتی لیسانس گرفتی چه کاره می‌خواهی بشوی؟

ما هنوز به بلوغ کافی نرسیدیم که با برنامه چشم‌انداز جلو برویم و هنوز فعالیت خاصی نشده است، اما امیدواریم در دو سه سال آینده به برنامه‌های اولیه موزه برسیم.

یکی از اهداف موزه‌های علم، عمومی‌سازی مباحث تخصصی است. با توجه به این هدف، موزه علم و فناوری چگونه می‌تواند شکاف علمی را که در میان طبقات مختلف جامعه وجود دارد، بردارد یا حداقل کمتر کند؟

کل این شکاف را باید با زبان ساده پر کرد. در واقع، موزه نه دانشگاه کلاسیک است که در آن از افراد مختلف بخواهیم تحقیقات بکنند و نتیجه آن را به عنوان یک تز کلاسیک به ما برگردانند و نه آنقدر سبک است که تحقیقات و تلاش‌های دانشمندان را بی‌ارزش جلوه دهیم. در واقع شیوه‌شناسی ارائه مطالب باید متناسب با فرهنگ مردم، باورها و‌ آموزه‌‌هایشان باشد. این نیست که چیزی که در یک جایی اتفاق افتاده لزوما شیوه‌شناسی مناسبی برای ما باشد. مردم ما با وجود تاریخ و گذشته غنی‌شان چیزهایی دارند که آنها را متفاوت و برجسته می‌کند. همین ویژگی‌ها در عمل باید به آنها ارائه شود. تصورم این است که به این ترتیب هر کاری انجام شود تا بتواند انعکاسی از این ویژگی‌ها باشد، یعنی باورها و ارزش‌های تاریخی کشور را نشان دهد طبیعتا فعالیت‌های موزه را برجسته می‌کند.

برای این که مخاطب شما پس از خروج از موزه به علم علاقه‌مند شود و دیدگاهی متفاوت نسبت به موضوعات علمی داشته باشد چه فکری کرده‌اید؟

این سوال به دوستان فرهنگی و آموزشی ما برمی‌گردد و باید انواع برنامه‌ریزی‌های آموزشی را به کار گیریم تا به صورت مستقیم و غیرمستقیم علم را ترویج کنیم.

نگرانی‌هایی که وجود دارد و موزه‌ها مسوول پرکردن آن هستند همین است که دانش امروزی به حدی پیش‌ رفته که برای عامه مردم دیگر قابل فهم نیست. عدم کاربرد و وابستگی بسیاری از مردم عادی با این پیشرفت‌ها هم این شکاف را هر روز بیشتر می‌کند. یکی از موضوعاتی که گریبانگیر کشورهای پیشرفته شده هم همین است. به همین علت این ماموریت را به موزه‌های علم و فناوری داده‌اند که داده‌های سنگین را به شکلی پالایش کنند که به زبان ساده، ملموس، کاربردی‌ و تعاملی‌‌تر در اختیار افراد عادی جامعه قرار دهند تا به این ترتیب فاصله و شکاف ایجادشده به نوعی پر شود.

برای آن که موزه علم و فناوری آنچنان که باید و شاید پیش رود چه برنامه‌های جانبی در نظر دارید؟ و این موزه قرار است علاوه بر کار اصلی چه نقش دیگری در ترویج علم ودانش در میان اقشار مختلف جامعه داشته باشد؟

به طور کلی چه در ایران و چه در کشورهای دیگر موزه‌ها به غیر از فعالیت‌ اصلی‌شان که نشان‌دادن اشیا و گالری‌هاست، کارهای جانبی دیگر هم انجام می‌دهند. از دیگر فعالیت جانبی آنها برای توسعه علم، بحث سمینارها و تجمع‌هاست که به صورت تخصصی برگزار می‌شود. در این راستا برگزاری گردهمایی‌های تخصصی را مدنظر قرار دادیم. در حال حاضر به دلیل این که علم موزه‌داری و آن هم موزه‌داری علوم و فناوری در ایران کمی ضعیف است، سعی کردیم از تجربه کشورهای دیگر در جهت ترویج و گسترش آن بهره‌مند شویم.

به این منظور اولین گردهمایی را با محوریت متخصصان هندوستان برکزار کردیم و امیدواریم این روند در سال‌های آینده هم ادامه پیدا کند و در ضمن بتوانیم آن را از حالت آموزش موزه‌داری خارج کنیم و به سمت آموزش علم گسترش دهیم. به علاوه انواع فعالیت‌های دیگر هم برای قشر جوان و کم‌سن و سال و دانشگاهی و هم برای اقشاری که سن بالاتری دارند در نظر داریم. این فعالیت‌ها در کنار اهداف اصلی تشکیل موزه، همه در راستای ترویج علم است.

زیبایی‌های علم در موزه‌های برتر جهان

در گذشته،‌ موزه‌های علم که مرکز علم یا کاوشکده نیز نامیده می‌شدند، بیشتر به نمایش ایستای اشیا و نمونه‌های تاریخ طبیعی و زمین‌شناسی و اشیای تاریخی مربوط به علم و صنعت می‌پرداختند. اما در دهه‌های اخیر، نمایشگاه‌های تعاملی علمی‌در کاوشکده‌ها سعی در تشویق بازدیدکنندگان به تعامل و آزمایش با نمایه‌های موزه دارند.

موزه علوم لندن که بیش از یک و نیم قرن از عمر آن می‌گذرد، نمونه‌ای بارز از این نوع موزه‌هاست. در زمان افتتاح هیچ‌کس حتی تصورش را هم نمی‌کرد که با گذشت 15 دهه از حیات طلایی موزه علم لندن، این موزه به یکی از جذاب‌ترین مراکز نمایشگاهی علوم و فناوری سراسر جهان تبدیل شود؛ جایی که نمود عینی و مجازی تصورات مردم از فناوری‌ها و زندگی آینده به تصویر کشیده می‌شود. نکته جالب توجه این است که راه‌اندازی این موزه، جرقه اصلی گشایش موزه‌های دیگری شد که هم‌اکنون در ردیف برترین و معتبرترین موزه‌های علمی جهان قرار دارند که از آن جمله می‌توان به موزه ملی آلمان، شهر علم و فناوری (لاویلت) در پاریس، موزه اکتشاف پاریس، مرکز علم انتاریو در تورنتو، موزه علم بوستون، اکسپلوراتوریم در سانفرانسیسکو و... اشاره کرد.مسوولان موزه علوم لندن با این جمله از بازدیدکنندگان استقبال می‌کنند: «علم را به زندگی بیاورید و زندگی را به علم». موزه علوم لندن بخشی از موزه ملی علوم و صنایع انگلیس است که به دلیل جذابیت‌ها و مفاهیم منحصر به فرد علمی ـ تکنولوژیکی‌اش که برای تمامی گروه‌های سنی ارائه شده است، به عنوان یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری این کشور نیز به شمار می‌آید‌که طیف وسیعی از منحصر به فردترین و هیجان‌برانگیزترین اختراعات و اکتشافات علمی طی قرون گذشته را در خود جای داده و از این رو به جرأت می‌توان آن را به عنوان جذاب‌ترین کانون علمی و تکنولوژیکی اروپا به حساب آورد و در عین حال بندرت می‌توان رقیبی برای آن در سراسر دنیا پیدا کرد.

موزه علوم لندن به بخش‌های جذاب و متنوعی تقسیم می‌شود که در هر یک از زاویه‌ای متفاوت به عرصه گسترده علوم، فناوری و اکتشافات و نحوه تأثیرگذاری آنها بر زندگی روزه‌مره و آینده بشر پرداخته می‌شود.

وجود بیش از 30 گالری علمی و تکنولوژیکی پویا از جمله گالری زندگی در سال 2050، گالری «آنتن» که مجالی جذاب برای دیدار با مبتکران تازه‌های فناوری فراهم می‌آورد، آشنایی با «زمان» در گالری «اندازه‌گیری زمان» و... فرصتی استثنایی برای بازدیدکنندگان موزه فراهم آورده‌اند. مجموعه‌هایی از ابزارآلات علمی ـ تکنولوژیکی قرون گذشته، سینمای IMAX و فروش بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های علمی ـ تخیلی هم از دیگر جاذبه‌های موزه محسوب می‌شوند.

در موزه علوم لندن همه چیز بر گرد دانش و فناوری می‌چرخد. از گالری‌های مختلف و متنوع علمی گرفته تا رستورا‌ن‌ها و کافی‌شاپ‌ها همه چیز برای ارائه مظاهر جذاب فناوری‌های برتر مهیا هستند.

در طول عمر یک و نیم قرنی موزه علوم لندن، مهم‌ترین مفهومی که همواره به چشم آمده است «تغییر» بوده، زیرا هیچ‌گاه گالری‌ها و زیربخش‌های این موز وضعیت ایستا و عمر طولانی نداشته و همواره و با تناسب توسعه علوم، فناوری و صنایع کاربردی مختلف، بخش‌های مفهومی جدیدی جایگزین زیربخش‌های دیگر شده‌اند تا به این وسیله پویایی، روح حاکم بر آن باشد.

بهاره صفوی / گروه دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها