فرق دلهره با ترس

تا 20 سال پیش حتی متخصصان هم شناخت درستی از اختلال دلهره نداشتند و آن را روان‌پریشی اضطرابی می‌نامیدند.
کد خبر: ۴۴۷۸۸۳

برخی عقیده داشتند این اختلال از کشمکش‌های روان‌شناختی یا ریشه‌های عمیق و تکانه‌های آشفته‌کننده ناخودآگاه، که ماهیت جنسی دارند، منشأ می‌گیرد، اما اکنون متخصصان، اختلال ‌دلهره را بیشتر به عنوان مشکلی جسمی با هسته‌ای متابولیک می‌دانند.

گرچه ممکن است افرادی که از نظر احساسی ـ عاطفی سالم هستند، پس از ابتلا به اختلال دلهره، بتدریج دچار افسردگی یا مشکلات دیگر شوند، اما این اختلال مساله‌ای عاطفی و احساسی نیست و به این دلیل در افراد مختلف ایجاد نمی‌شود.

به طور کلی باید گفت اختلال دلهره یک بیماری جدی و در عین حال درمان‌پذیر است و خوشبختانه تقریبا تمام مبتلایان، به درمان (که روشی ترکیبی از روش دارودرمانی و رفتاردرمانی مبتنی بر شناخت است)‌ پاسخ مثبت می‌دهند و می‌توانند طی چند هفته تا چند ماه به زندگی عادی خود بازگردند.

متاسفانه اغلب مردم، دلهره را با ترس یکی می‌دانند، اما دلهره و ترس یکی نیست. دلهره در بیشتر موارد نیرویی ایجاد می‌کند که رفتار فرد را از حالت عادی خارج می‌کند و باعث اغتشاش و فرو ریختن ساختار رفتار عادی و روزمره فرد می‌شود.

دلهره به شکل یک بحران حاد غالبا چند دقیقه طول می‌کشد و در موارد افراطی گاهی چند ساعت ادامه می‌یابد. در این وضع معمولا بیمار در خود احساس ناخوشایندی از یک ترس نامعین و مبهم که نمی‌داند به چه دلیل است و علت آن چیست را حس می‌کند. 

از آنجا که دلهره به بروز حوادث خاصی وابسته نیست به آن دلهره نوسانی هم می‌گویند. در واقع انسان‌ها به دلیل تفاوت‌های فردی، شخصیتی و حتی ویژگی‌های دستگاه عصبی خود، تظاهرات متفاوتی نشان می‌دهند که با دیگری متفاوت است.

گاهی نوعی اختلال در سیستم فیزیکی بدن دیده می‌شود که همین موضوع دلیلی برای ایجاد دلهره است.

حالات گیجی یا سرگیجه‌های کاذب، اختلال دستگاه هاضمه و دریافت‌های حسی گوناگون (از سوزن سوزن شدن بدن گرفته تا احساس از دست دادن موها)‌،  تنزل ادراک بدن و برخی سردردها از نمونه‌های بارز آن است. 

اما مهم‌ترین نشانه اختلال دلهره، خود حمله دلهره است. اختلال دلهره نوعی اختلال پزشکی است که از نظر بدنی معمولا با تپش یا ضربان کوبنده قلب، دشواری تنفس و مشکلات تنفسی همراه با احساس  درد و فشار در قفسه سینه، نوعی احساس تنگی نفس و خفگی، عرق کردن زیاد بدن، لرز، احساس سستی در پا و دست، کرختی خارش‌دار پوست، احساس وجود گلوله‌ای در گلو، احساس داغی یا سردی زیاد در بدن و لرز و تهوع  همراه است و با ترس از دست دادن کنترل، همراه می‌شود.

زنان، بیشتر دچار دلهره می‌شوند

حدود سه‌چهارم بیماران مبتلا به اختلال دلهره را زنان تشکیل می‌دهند. به طور کلی دلهره در سنین 20 تا 30 سالگی آغاز می‌شود و شروع آن در نوجوانان و افراد مسن کمتر است. 

بیشتر افرادی که دچار حمله دلهره می‌شوند، دچار عوارض و علائم خودحمله هستند، اما دیگران این حمله‌ها را تعبیر به بیهودگی یا آشفته بودن می‌کنند، اما نشانه‌های بروز این عوارض معمولا گام به گام اتفاق می‌افتد، به این صورت که ابتدا چند هفته یا چند ماه قبل از نخستین حمله دلهره گاهی علائم خفیف و بی‌اهمیتی مثل ضربان سریع قلب در فرد احساس می‌شود، سپس نخستین حمله دلهره اتفاق می‌افتد که در اغلب موارد بزرگ است و فرد را وادار به مراجعه پزشکی و پیگیری مشکل می‌کند.

این حملات به صورت مداوم ادامه می‌یابد و در این میان فرد مبتلا نیز به جستجو و ارزیابی بیشتر به مشکلش می‌پردازد و به پزشکان و متخصصان بیشتری مراجعه می‌کند حتی ممکن است این سیر مراجعه به پزشک یا روان‌شناس و روان‌پزشک ماه‌ها یا حتی سال‌ها بدون این‌که دلیل قانع‌کننده‌ای برای آن پیدا شود، به طول بینجامد.

طی این فرآیند علت‌یابی، ممکن است شخص مبتلا به اختلال دلهره، شروع به اجتناب از یک فعالیت یا کار خاص کند، چرا که بروز حمله به هنگام اشتغال به آن فعالیت یا حرفه برای او خجالت‌آور یا خطرناک است یا حتی ممکن است جان دیگران را نیز به خطر بیندازد.

ممکن است با خود بگوید که بروز حمله خودش به اندازه کافی بد هست، حال اگر موقع رانندگی در اتوبان اتفاق بیفتد آن وقت چقدر برای خودم و دیگران می‌تواند خطرآفرین باشد و این رفتار اجتنابی می‌تواند به ترس از رانندگی بدل شود، در حالی که در واقع ترس این فرد از حمله دلهره است، نه ترس از رانندگی.

گاهی مواقع در افراد مبتلا به اختلال دلهره، این تمایل به اجتناب از شرایط مختلف در زندگی روزمره توسعه می‌یابد و فعالیت‌های بیشتری را در برمی‌گیرد که این رفتار اجتنابی شدید را ترس از اماکن اجتماعی می‌نامند.

در واقع فرد به خاطر تبعات منفی حمله دلهره ترجیح می‌دهد از خیلی از فعالیت‌های اجتماعی صرف نظر کند و تا جای ممکن از محیط‌های شلوغ و پرازدحام دوری گزیند و به این ترتیب پس از گذشت ماه‌ها و سال‌ها فرد دچار افسردگی روحی یا جسمی شود.

از دیگر نشانه‌های بروز این اختلال، اعلام خوشحالی، اضطراب و احساس شکست و بی‌کفایتی توسط فرد مبتلاست که این علائم نشان‌دهنده خلق و خوی افسرده در اوست.

همچنین ظاهر این فرد هم تصویر شخص مضطرب و نگرانی را نشان می‌دهد که نسبت به فشارها و ناملایمات حساس است و فعالیت‌های خود را از پیش مواجه با شکست می‌بیند و همچنین در خانه خود، اجتماع، کشورش یا حتی کل جهان احساس ناامنی می‌کند.

او نسبت به توانایی‌ها و قابلیت‌های خاص خود شک دارد و برای خود و نزدیکانش دائماً نگران است بدون آن که دلیل خاصی برای آن داشته باشد. احساس خستگی دائمی، پایین بودن سطح انرژی و شادی زندگی از دیگر علائم این بیماری است.

دلهره درمان می‌شود

خوشبختانه اختلال دلهره درمان‌پذیر است و تقریبا تمام مبتلایان به خوبی به درمان مناسب پاسخ می‌دهند. این درمان شامل چند مرحله است؛ در مرحله اول لازم است به شخص درباره این اختلال آموزش داده شود و درک و آگاهی‌اش نسبت به نوع و چگونگی مشکل بالا رود.

این بالا رفتن آگاهی می‌تواند موجب بالا رفتن حس امید و انگیزه شود و اعتماد و انتظار مثبت از خود را در فرد بیمار افزایش دهد.

این نکته برای کسب موفقیت در نوع درمان پزشکی بسیار حائز اهمیت است. در مرحله دوم لازم است درمانی پیشنهاد شود که تا جای ممکن حملات دلهره را حذف کند.

لازم به ذکر است که روانپزشکان متخصص در درمان اختلال دلهره از داروهای ضد افسردگی و آرام‌بخش‌ها نیز به عنوان مکمل دارویی استفاده می‌کنند.

زمانی که حملات دلهره سه ماه به طور کامل و با موفقیت مهار شود و سراغ فرد نیاید، بیماران مبتلا به اختلال دلهره معمولا می‌توانند بدون هیچ کمک اضافی از نظر دارویی و مشاوره پزشکی به زندگی طبیعی بازگردند و فعالیت‌ های روزمره خود را از سر گیرند.

با این حال بسیاری از افراد به طور خودکار و غیرارادی بر تمایل موجود برای پرهیز از شرایطی که از آن گریزان بوده‌اند، موفق نمی‌شوند و نمی‌توانند ترس درونیشان را از حضور در محیط‌های پرخطر از خود دور کنند.

در چنین مواقعی متخصصان و مشاوران به کمک بیمار می‌آیند و او را برای رفتن به این مکان‌های ترس‌آور یاری می‌کنند و معمولا از محیط‌هایی شروع می‌شود که رفتن به آن محیط‌ها برای فرد، ترس کمتری را به همراه دارد و انجام کارهایی پیشنهاد می‌شود که فرد در انجام آن کارها ترس و نگرانی کمتری از خود نشان می‌دهد.  
 
قرار گرفتن در معرض شرایط هراس‌آور یا انجام کارهای پرخطر یا حضور در مکان‌های پرتنش تا زمانی که بیمار به آرامشی معقول و در حد انتظار دست یابد، تکرار می‌شود.

یعنی فرد خود را ملزم به رفتن در مکان‌هایی که از رفتن به آنجا اجتناب می‌کرده وادار می‌کند یا به کارهایی که به خاطر ترس در زمان بیماری آنها را ترک کرده بود، می‌پردازد تا این ترس و نگرانی از او خارج شود سپس به فعالیت اجتناب شده دیگری که از سختی کمتری برای بیمار برخوردار است، پرداخته می‌شود.

این روند ادامه می‌یابد تا زمانی که دیگر ترسی از رفتن به مکان‌های پرتنش یا انجام کارهای پرخطر در بیمار دیده نشود.

این تکنیک بسیار موفق، روشی مبتنی بر دریافت عمومی است، چرا که به کمک این روش بیمار درمی‌یابد می‌تواند فعالیت‌هایی که مدام از آنها اجتناب می‌کرده را انجام دهد، در نتیجه اعتماد به نفس از دست رفته فرد به او بازگردانده می‌شود تا در نهایت زندگی عادی توام با ایمنی و آرامش را از سر گیرد.

یاسمن حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها