حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنها با توسل به وحشیانهترین شیوهها مردم نانجینگ را قتلعام کردند. سربازان ژاپنی دست به تجاوزهای جمعی زده و برای تفریح دست و پای مردم بیگناه را قطع کرده و با سر نیزه شکم زنان باردار را دریده و جنین آنها را بیرون کشیده و به هوا پرتاب میکردند. آنچه در پی میآید گزارشی از این اقدام هولناک است.
نانکینگ پایتخت استان جیانگسو در چین و شهری با اهمیت بسیار در تاریخ و فرهنگ چین است. این شهر در دورههای مختلف تاریخی پایتخت چین بوده و به عنوان یکی از 4 پایتخت باستانی بزرگ چین شمرده میشود. نانکینگ در منطقه اقتصادی دلتای رود یانگ تسه بنا شده و همیشه یکی از مهمترین شهرهای چین بوده است. جدا از این که در طول 6 سلسله پایتخت چین بودهاست. در ضمن در طول تاریخ به عنوان یکی از مراکز ملی تحصیلات، تحقیق، ترابری و گردشگری بودهاست. اما حادثه تلخی که در این شهر در 1937 رخ داد تا ابد خاطره هولناکی را برای ساکنان نانکینگ بر جای گذاشته است.
قتلعام نانجینگ در میان جنایات علیه بشریت که در قرن بیستم رخ داده دارای جایگاه ویژهای است. همه چیز از 1931 میلادی آغاز شد. هنگامی که با موافقت هیروهیتو، امپراتور ژاپن یک گروه از ژنرالهای ملیگرای افراطی در توکیو به قدرت رسیدند. آنها از جنگ داخلی چین سود جسته و ابتدا منطقه منچوری را تصرف کرده و آن را به عنوان یک کشور تحت قیمومت ژاپن به نام منچوکوئو درآورند. اشغالگران ژاپنی، امپراتور سابق چین، پویی «بیاختیار» را حاکم این کشور پوشالی کردند. از آن پس نیروهای ارتش ژاپن شروع به پیشروی در شمال چین کردند. در 7 ژوییه 1937میلادی ژاپنیها از یک حادثه در پل مارکوپولو در نزدیکی شهر پکن بهانهای ساختند تا دست به یک هجوم ناگهانی و گسترده برای اشغال سراسر خاک چین بزنند. در چند ماه، سربازان ژاپنی بیش از یک میلیون کیلومترمربع از خاک چین را که بیش از 60 میلیون جمعیت داشت تصرف کردند. سربازان ژاپنی برای سرکوب هرگونه مقاومت داخلی به طور منظم مرتکب وحشیانهترین اعمال علیه غیرنظامیان بیگناه چینی میشدند. قتلعامها به صورت یک قاعده درآمد و پس از تصرف شهر نانجینگ، پایتخت سابق کشور چین و مقر موقت دولت چیانگ کای چک، ابعاد گستردهای یافتند.
13 دسامبر 1937 میلادی سربازان ارتش امپراتوری ژاپن شهر نانجینگ را تصرف کرده و وارد شهر شدند.
با ورود سربازان ژاپنی کابوس وحشتآور مردم بیگناه نانجینگ آغاز شد. هنوز نسل سالخورده چین خاطره این دوران وحشت بار را فراموش نکردهاند و هر سال برای بیش از 300 هزار نفر از قربانیان بیگناه شهر نانجینگ مراسم دعا برگزار میکنند.
ژاپنیها از مردان چینی برای تمرین نظامی با سرنیزه و انجام مسابقه گردن زنی استفاده میکردند. قریب به 80 هزار زن چینی توسط ژاپنیهای مهاجم مورد تجاوز قرار گرفتند و شکمشان بعد از تجاوز دریده شد و زنده به دیوارهای شهر میخکوب شدند. نه تنها زنده به گور و اخته کردن، بریدن اعضای بدن و سوزاندن مردم امری روزمره بود، بلکه شکنجههای سبعانه دیگری هم در کار بود. مردم را پس از فروکردن حلقههای آهنین در زبانشان از بلندی میآویختند یا تا کمر در خاک میکردند سپس سگهای وحشی را به جانشان میانداختند.
9 هفته پس از خروج سربازان ژاپنی از شهر سونگچیان که در مجاورت شانگهای قرار داشت، یک خبرنگار انگلیسی مشاهدات خود را چنین بیان کرده است: به ندرت بنایی به چشم میخورد که ویران نشده و در آتش نسوخته باشد. بناهای به خاکستر نشسته و خیابانهای متروک، منظره وهمناک و خوفانگیزی دارد. تنها جنبندهای که در شهر دیده میشود سگها هستند که به علت خوردن لاشه مردگان چاق و چله شدهاند. با این همه اما روزگار سیاه چینیها در راه بود. سربازان امپراتوری ژاپن برای تصرف پایتخت جدید چین مانعی جدی در مقابل خود نداشتند. پس دست به کار شدند و اول نظامیان تسلیم شده چینی را یکی پس از دیگری کشتند و به رودخانه یانگتسه انداختند. شهر که تسلیم شد نوبت به کشتار مردان جوان رسید تا جایی که یکی از خبرنگاران ژاپنی همراه سربازان امپراتوری نیز مشاهدات خود از اتفاقات رخ داده در نانکینگ را تاسفبار توصیف کرده و از جمله نوشته است: پیش از ورود به شهر چشمم به 50 تا یکصد جنازه افتاد که در کنار رودخانه یانگتسه روی هم تلنبار شده بود. خاطرم هست که درست بیرون نانکینگ آبگیری بود که به دریایی از خون شباهت داشت. اسیران جنگی به سوی رودخانه پا به فرار میگذاشتند، اما هیچکدام به ساحل نمیرسیدند.
سربازان ژاپنی در مدت زمانی نزدیک به 2 هفته هرآنچه در توان داشتند برای قتل و غارت و کشتار و تجاوز صرف کردند تا آنجا که ژنرال ماتسوئی، فرمانده ژاپنی که به علت کسالت دو هفته پس از تصرف نانکینگ به این شهر وارد شد از آنچه سربازانش بر مردم شهر روا داشتهاند، چنین یاد کرد: اطمینان دارم که نادانسته تاثیری نفرت انگیز در این شهر برجای گذاشته ایم. نفرات تحت فرمان من کارهای بسیار زشت و فوق العاده غیرقابل بخشش و گذشتی مرتکب شدهاند.
عامل اصلی شناخته شدن این حادثه و مطرح شدن آن در اذهان عمومی، کنجکاوی معلمی ژاپنی به نام تاماکی ماتسوکا بود که میخواست از این حادثه بیشتر بداند. او به همراه چند نفر دیگر از طریق مصاحبههای تلفنی از سربازان قدیمی که در هنگام حمله به نانکینگ در ارتش ژاپن خدمت میکردند خواست که اطلاعاتشان را در اختیار افکار عمومی بگذارند. این گروه با بیش از 200 سرباز مصاحبه و در 1997 توانست با اطلاعاتی که گردآورده بود دریابد که دقیقا کدام بخش و گروه از ارتش مسوول و اجراکننده این قتلعام بوده است. این زن ژاپنی داستان یافتههای خود را در مراسم یادبود برای حاضران تعریف کرد. او البته ابراز امیدواری کرد که دیگر بشریت چنین صحنههای را شاهد نباشد و یاد و خاطره این رویداد را به فراموشی بسپارد، اما تلخی این اتفاق و هولناکی فاجعی که رخ داد هیچگاه از ذهن مردم دنیا پاک نخواهد شد.
حسین مشتاق
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....