این است که هم باید با پرداختن به ساماندهی نظام اقتصادی معطوف به رفع نیازهای اساسی مردم، زمینههای فقر را از بین برد و هم از این طریق، امکان عملیاتی شدن داشتن انسانهای برخوردار از حقوق برابر در قبال قوانین و آزاد بودن آنان از حیث ضرورت آزادی و همچنین امکان اعمال آن را، تدارک دید. به این منظور برای دوران فعالیتهای انسان، در سنینی که میتوانند کار کنند و برای دوران بازنشستگی و ازکارافتادگی باید بهگونهای عمل شود که افراد با ویژگی نداری و فقر توصیف نشوند و فقر بخصوص زندگی دوران ناتوانی و ازکارافتادگی آنان را تحتالشعاع خود قرار ندهد. این حق همگانی است. بدیهی است دامنه تسری این حق به دوران فعال بودن انسان هم معطوف میشود زیرا شرایطی پیش میآید که در آن امکان بیکار شدن و از دست رفتن دائمی یا موقت اشتغال یا بیسرپرست ماندن (همچون زنانی که بههر دلیلی شوهران خود را از دست میدهند و ناگزیرند زندگی خود و فرزندان خود را سرپرستی کنند) یا متاثر شدن از حوادث و سوانح غیرمترقبه یا مترقبه یا نیازمندی به بهرهمند شدن از خدمات و مراقبتهای پزشکی و از این قبیل امور که هر کدام به نوعی در تامین دوران مشخصی از عمر انسانها موضوعیت مییابند به صورت یکی از مشکلات و مسائل زندگی انسانها خودنمایی کرده، برای افراد مزاحمت ایجاد میکند. از این رو اهمیت دارد که جامعه با طراحی سازوکار مناسب، برای تامین اجتماع در قبال مسائلی از انواع مذکور، نسبت به کاهش و رفع آلام آنان اقدام کند، به گونهای که افراد پس از یک دوره معین کار و فعالیت این اطمینان را بیابند که زندگی آنان از حیث به فقر و فاقه گرفتار شدن و به تبع آن مورد آسیب اجتماعی یا حیثیتی قرارگرفتن مورد تهدید واقع نمیشود.
جامعه الگو، قاعدتا باید تحقق این حق همگانی را زمینهسازی کند، در اینکه در این زمینهسازی چه مواردی باید مورد نظر قرار بگیرد و شیوههای آن چگونه باشد، میتوان اتخاذ مورد را به شرایط زمانی و مکانی مربوط کرد و راههایی را جستجو کرد که بیشترین بازدهی را داشته یا از کمترین مشکل فردی و جمعی برخوردار باشد؛ اما آنچه مهم است، آن است که تامین اجتماعی، همراه با گرامیداشت ارزشهای انسانی و کرامتهای ذاتی انسانها عملیاتی شود.به عبارت دیگر برای جلوگیری از سلب شخصیت فقرا و کسانی که در معرض آن قرار دارند، سیاستهایی اتخاذ نشود که هرچند نیاز آنان را مرتفع میسازد، لیکن به لحاظ اجرایی همان آسیبها و مشکلات را بر زندگی آنان تحمیل میکند.
در تجربه و واقعیتهای مربوط به حکومت امامعلی(علیهالسلام) نیز مواردی را شاهدیم که در آن حضرت، نسبت به دچار فقر و نداری شدن فردی غیرمسلمان در دوران پیری برمیآشوبند و دستور رسیدگی به زندگی او را با این استدلال میدهند که وقتی جوان بود، از او کار و تلاش مطالبه کردید و حالا که پیر شده است، او را رها کردهاید؟ و به این ترتیب چنین فعلی را برنتابیدند.