چاردیواری‌های امروز به آرامش و آموزش نیاز دارند

قدری مهربانی‌و‌کمی‌صبوری

کد خبر: ۴۴۷۰۷۶

این افراد یا بهتر است بگوییم اعضا، هر کدام وظایفی به عهده دارند؛ وظایفی که براساس فرهنگ خانواده تعریف می‌شود.

همیشه و در همه جوامع، خانواده با حضور یک زن و یک مرد شکل می‌گیرد و با تولد فرزند یا فرزندان بزرگ‌تر می‌شود. هر قدر خانواده بزرگ‌تر می‌شود، روابط میان افراد خانه هم بیشتر و پیچیده‌تر خواهد شد. به همین دلیل باید از همان ابتدا برای هر کدام از کسانی که در چاردیواری خانه زندگی می‌کنند، وظایف و مسوولیت‌هایی تعریف شود. آن فرد هم باید مسوولیت‌ها و وظایفش را بخوبی بشناسد و خود را موظف بداند به آنها عمل کند.

از سوی دیگر، هر فرد در جامعه هم وظایفی دارد و گاه در خانه چند وظیفه متعدد و گاه مختلف به عهده او گذاشته می‌شود. در زندگی امروز، افرادی موفق خواهند بود که بتوانند این نقش‌ها را بدرستی بشناسند و برای هر یک تعریف و محدوده‌ای ترسیم کنند. اگر فرزندان مان را برای رویارویی با چنین وظایفی آماده نکنیم، دیر یا زود آنها در برابر هجوم مسائل مختلف زمینگیر می‌شوند.

پس بر هر پدر و مادری در دوران حاضر لازم است که فرزندان خود را برای حضور در جامعه و شناختن نقش‌های متعدد آماده کنند. بدیهی است تا والدین، خود این موارد را نیاموزند، نمی‌توانند معلم‌های خوبی برای فرزندان شان باشند.

از آنجا که مسائل زندگی امروزی دارای ابعاد گسترده‌ای است، سیستم‌های آموزش رسمی نیز باید بخش مهمی از این کار را به عهده بگیرند. یعنی دبستان و دبیرستان باید در کنار آموزش‌های آکادمیک، محلی باشد برای آشنا شدن جوانان با مسائل مختلف و مهارت‌های زندگی امروزی.

اگر این دو رکن اصلی جامعه، یعنی خانه و مدرسه بتوانند با هماهنگی هم عمل کنند، می‌توان به موفقیت فرزندان در زندگی آینده امیدوار بود.

همه ما افرادی را می‌شناسیم که کار بیرون را به خانه می‌آورند و به قول دوستی، سفره کار را به اشتباه در خانه پهن می‌کنند. اینها از همان دسته افرادی هستند که کسی یادشان نداده انسان کار می‌کند تا زندگی بهتری داشته باشد، ما زنده نیستیم تا کار کنیم.

همین مثال ساده نشان می‌دهد آموختن اصول اولیه چگونه زیستن به چه میزان در شکل گیری زندگی فرزندان ما موثر است. پس همه ما باید خود تا حد امکان در آموختن این موارد بکوشیم تا بتوانیم آنها را به فرزندان مان هم بیاموزیم.

ما باید چگونه دوست داشتن، چگونه کار کردن، چگونه زندگی کردن و... را بفهمیم و تا حد امکان به فرزندان مان بیاموزیم.

ما باید به آنها یاد بدهیم زندگی را تا همه جا می‌توان گسترش داد و خوب زندگی کردن را در همه حال می‌توان تجربه کرد.

ما باید به بچه‌ها یاد بدهیم سوال کنند و یاد بگیریم که در چاردیواری خانه باید حرف زد.

ما باید به فرزندان مان بیاموزیم، انسان‌ها با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. همه مانند هم فکر نمی‌کنند. همه یک موضوع را به شکلی یکسان نمی‌بینند و... اما همین آدم‌ها می‌توانند در کنار هم زندگی کنند، به هم احترام بگذارند و یکدیگر را کامل کنند.

ما باید تعامل در زندگی اجتماعی را به آنها بیاموزیم و چه آموختنی بهتر از عمل کردن؟

بچه‌ها باید این‌ موارد را در رفتار ما ببینند. در حقیقت رفتار ما در خانه نشانه چیزی است که به آن اعتقاد داریم، نه آنچه صرفا بر زبان می‌آوریم. همچنین بچه‌ها باید بدانند ما آنها را دوست داریم و آنچه می‌گوییم برای آینده بهتر و موفقیت بیشتر آنهاست.

یادمان باشد بچه‌ها این مسائل را بخوبی درک می‌کنند و صداقت را بهتر از هر چیزی می‌پذیرند. پس با آنها سخن بگوییم و آنچه را می‌دانیم بتدریج و با زبان خودشان برایشان بازگو کنیم. این راهی است برای نزدیک‌تر شدن افرادی که زیر یک سقف با هم زندگی می‌کنند.

همچنین یادمان نرود با تحکم نمی‌شود فرزندان امروز را به رفتن راه یا انجام کاری وادار کرد. این شاید بزرگ‌ترین خطای ما والدین باشد. از این روش دوری گزینیم و مهربانی و زبان ملایم را جانشینش کنیم.

یقین داشته باشید این راه پاسخ می‌دهد. البته صبر و از میدان به در نرفتن هم لازمه کار است. بچه‌ها به خواست خودشان به این جهان نیامده‌اند، ما در برابر آنها و آینده شان مسوولیم.

زهرا راسخی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها