این فامیل ما 2 ماه آزگار است که برای دریافت یک برگ عدم خلافی ، از این اداره به آن اداره می دود و هنوز بعد از این همه دوندگی ، به هیچ جا نرسیده است.
کد خبر: ۴۴۶۴۳
می گویم : جمشید جان ! بدون رو در بایستی بگویم ، بسیار بسیار بی عرضه تشریف داری. می گوید : شما هیچ کمکی به من نکردید. می گویم : بله که نکردم. 30سال آزگار پشت میز دولت نشسته ام حالا که بازنشسته شده ام ؛ دوست دارم تا عمر باقی است ، بخورم و بخوابم و به هیچ عنوان تحت هیچ شرایطی ، پا توی هیچ اداره ای نگذارم. می گوید : پس اگر یک جایی مثل اینجا ، کار من توی دست انداز بیفتد ، چه کسی باید مرا کمک کند؛. می گویم : من ! می گوید : پس لطفا روز شنبه ساعت هشت و نیم حاضر باشید که همپای هم برویم دنبال برگ عدم خلافی. می گویم : شنبه باید بروم دنبال رفع اختلاف حساب قبض مصرف آب. می گوید : روز یکشنبه حاضر باشید. می گویم : یکشنبه باید بروم اداره برق ، ببینم چرا مبلغ علی الحساب مصرف برق را این قدر زیاد نوشته اند. دوشنبه هزار تا کار دارم. دنبال کالا برگ مرحله دوازدهم ، باید بروم.دنبال گرفتن عدم سوء سابقه باید بروم. دنبال پس گرفتن پول ثبت نام موبایل باید بروم. دنبال پرداخت قسط بانک باید بروم. دنبال دریافت کارت بیمه تکمیلی هم باید بروم. سه شنبه را هم که اصلا فراموش کن. صبح اول وقت می روم دنبال تعویض دفتر چه بیمه درمانی و تا آخر وقت ، گیرم . چهارشنبه را هم قول نمی دهم چون از یک هفته پیش ، تلفن منزل قطع است خیال دارم بروم اداره مخابرات ، اما پنجشنبه در خدمتت هستم.
می گوید : پنجشنبه همه جا تعطیل است ؛ و بدون خدا حافظی می رود. من خودم را در آینه نگاه می کنم. لپم را می کشم و می گویم : گوگوری مگوری ! اگر حضرات در این روزگار بازنشستگی برای 7 روز هفته ات کار جور نمی کردند ، تا حالا هزار باره از زور بیکاری دق کرده بودی و هفت کفن پوسانده بودی.