متن بیشتر تله تئاترهایی که از شبکه 4 به روی آنتن می‌رود، خارجی ‌است

«روابط سود‌جویانه» جوابگوی مخاطب ایرانی نیست

در جامعه ما مدت‌هاست که تئاتر از جنبه همگانی خارج شده و فقط تعداد محدودی از مردم برای تماشای این هنر قدیمی به سالن‌های تئاتر می‌روند؛ تعداد محدودی که به روشنفکر یا مخاطب خاص معروف هستند. برخی بر این باورند که اگر مخاطبان تئاتر کم شده‌اند به دلیل ماهیت نمایش‌هایی است که روی صحنه می‌رود. نمایشنامه‌ها معمولا داستان‌های پیچیده‌ای دارند که عموم مردم از آنها سر در نمی‌آورند و برای آنها این‌گونه نمایش‌ها آنقدر خسته‌کننده است که تحمل تماشا و پیگیری آنها را ندارند. آنهایی بیشتر به تماشای تئاتر می‌روند که خواننده کتاب‌های به اصطلاح سنگین و پیچیده‌ هم هستند.
کد خبر: ۴۴۵۶۳۳

شبکه 4 سیما هم برای همین مخاطبان خاص تعریف شده است به همین دلیل وقتی که تله‌تئاتر می‌سازد، مخاطبی را در نظر می‌گیرد که کتابخوان است و دوست دارد اثری را تماشا کند که او را به فکر وادارد یا راه جدیدی برای اندیشیدن به او نشان دهد یا حتی چند روزی او را وادار می‌کند که به داستان فکر و به اصطلاح او را درگیر کند. برخی تله‌تئاترهایی که در شبکه 4 تولید و پخش می‌شود هم از لحاظ داستان و هم ساختار و نوع بازیگری آنقدر جذابیت دارد که هم مخاطب خاص را راضی می‌کند و هم نظر عموم مخاطبان را به سوی خود جلب می‌کند و برای چند دقیقه‌ای آنها را پای تلویزیون نگه می‌دارند. این مکث گاهی برای دیدن بازیگر یا بازیگران معروفی است که در آن کار بازی می‌کنند. یا تله‌تئاتر «چراغ‌ گاز و بازپرس» که مهدی هاشمی بازیگر آن بود یا «تیر چراغ برق» که فرزاد حسنی یکی از نقش‌های آن را بازی می‌کرد. گاهی هم طراحی صحنه و لباس تله‌تئاترها آنقدر زیبا و چشم‌نواز است که بیننده خوشش می‌آید آن رنگ‌ها و زیبایی‌ها را فارغ از موضوع و محتوای اثر تماشا کند. همه اینها نشان می‌دهد که تله‌تئاتر را از وجوه مختلف می‌توان دید و از آن لذت برد حتی زمانی‌که برای مخاطب خاص ساخته شده باشد.

با این مقدمه به سراغ تله‌تئاتر «روابط سودجویانه» می‌رویم که در 3 قسمت برای پخش از شبکه 4 تولید شده و تاکنون 2 قسمت آن روی آنتن رفته است. این تله‌تئاتر را روزبه معصومی براساس یکی از نمایشنامه‌های نویسنده معروف اسپانیایی، جاسینتو بناونت مقابل دوربین برده است. این نمایشنامه که اکنون به شکل تله‌تئاتر از شبکه 4 پخش می‌شود، داستان 2 فرد ناشناس به نام‌های لیندر و کریسپین است که وارد شهری می‌شوند. آنها که به قصد دستیابی به پول و موقعیت اجتماعی وارد این شهر شده‌اند، تصمیم می‌گیرند برای رسیدن به موقعیت جدید به دختر مرد ثروتمند این شهر نزدیک شوند. آشنایی با دختر مرد ثروتمند آنها را در موقعیت‌های عجیب و غریبی قرار می‌دهد که باعث بروز ماجراهای پیش‌بینی نشده‌ای می‌شود.

اصل داستان به نظر تکراری می‌آید. تاکنون با این تم، فیلم و سریال‌های زیادی در سینما و تلویزیون جهان ساخته شده‌‌اند. روابط سود‌جویانه از منظر کمدی به این تم نگاه کرده و کارگردان با استفاده از متن تلاش کرده فضای مفرحی را در تله‌تئاتر ایجاد کند تا مخاطب را سرگرم و در کنار این سرگرم‌سازی، پیام خود را هم به مخاطب ارائه کند.

اما واقعیت این است که روابط سود‌جویانه آنقدر عمیق نیست که مخاطب خاص را پای خود نگه‌ دارد و آنقدر هم سرگرم‌کننده نیست که عموم مردم را حتی شده برای چند لحظه آن‌هم مثلا برای تماشای رنگ و نور صحنه یا لباس‌های زیبا یا گریم‌های متفاوت مشتری خود کند.

بازیگران «روابط سود‌جویانه» همه تلاش خود را کرده‌اند تا این اثر دیدنی شود. شبنم مقدمی در نقش دختر مرد ثروتمند عالی ظاهر شده است. او یکی از بهترین انتخاب‌ها برای بازی در این نقش است. سیامک صفری هم همان‌اندازه که روی صحنه تئاتر انرژی می‌گذارد و نقش‌هایش را خوب بازی می‌کند در این تله‌تئاتر هم انرژی گذاشته است. بقیه بازیگران هم هر کدام به اندازه نقش و بضاعت خود تلاش کرده‌اند، اما روابط سود‌جویانه در اندازه و تحمل مخاطب امروزی نیست. حال این مخاطب می‌خواهد تحصیلکرده باشد یا عام. روایت‌های امروزی چه در داستان‌های کوتاه و چه در رمان و نمایشنامه‌ها و حتی در فیلم‌ها و سریال‌ها به سمتی می‌روند که برای خواننده یا بیننده تنوع داشته باشند و از روایت یک خطی و خسته‌کننده پرهیز می‌کنند. نویسنده‌ها و حتی کارگردانان هر روز راه جدیدی را برای بیان حرف‌های خود می‌جویند که با روش‌های کلاسیک فرق داشته باشد و مخاطب را به نوعی غافلگیر کند تا آنها با استفاده از همین غافلگیری او را با خود همراه کنند. نمایشنامه روابط سود‌جویانه براساس غافلگیری نوشته شده است. شاید اگر این نمایشنامه را به صورت مکتوب بخوانی هر لحظه از این غافلگیری لذت ببری و نویسنده آن را تحسین کنی. اما این نمایشنامه زمانی که از زبان مکتوب به زبان تصویری تبدیل شده، نتوانسته ماهیت خود را حفظ کند. لباس‌ها و چینش لوازم صحنه و کنار هم قرار گرفتن بازیگران وقتی در یک صحنه کنار هم بازی می‌کنند، جذابیت لازم را برای جذب مخاطب ندارد. واقعیت این است، ماهیت این تله‌تئاتر از ذهنیت ایرانیان دور است و در تحمل آنها نمی‌گنجد. اثری پر حرف و پربازیگر که گاهی حتی چند بازیگر با هم صحبت می‌کنند، نمی‌تواند جوابگوی مخاطب ایرانی باشد.

شاید زمان آن رسیده که اقتباس‌ جای خود را در تله‌تئاترها باز کند. اقتباس در تلویزیون و سینمای کشور ما جایی ندارد. خیلی از نویسنده‌ها حوصله اقتباس از آثار ادبی ندارند و خیلی از نویسنده‌ها هم راضی نمی‌شوند که فیلمنامه‌نویسان و نمایشنامه‌نویسان از آثارشان اقتباس کنند. اما در زمینه کارهای خارجی دست نویسنده‌های ایرانی بازتر است. اگر اقتباس برای تله‌تئاتر جایگاه خود را بیابد، نوشتن جای ترجمه را می‌گیرد‌ و آثاری تبدیل به تله تئاتر می شود که به ذائقه مخاطبان نزدیک تر است.

طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها