مرغ همسایه نازه !

همیشه دوست داشت از همه چیز سر در بیاورد! درباره هر موضوعی نظر می داد و چنان اعتماد به نفسی هم داشت که آدم به آن غبطه می خورد.
کد خبر: ۴۴۱۳۸

یادم می آید بازار 11سپتامبر داغ داغ بود. معتقد بود که همه آن رویدادها زیر سر «بن بلا» ست ! ما هم می دانستیم منظورش همان «بن لادن» است و چیزی نمی گفتیم . فکر می کرد «صحرای عرفات» را سعودی ها به حمایت از سازمان آزادیبخش فلسطین نامگذاری کرده اند. یک روز بحث زبان فارسی و عربی بود و این که فارسی زبانی ریشه دار و بسیار غنی است و... به دفاع از زبان فارسی می گفت : به نظر من ، اصلا این عرب ها همه کلماتشان را از فارسی گرفته اند. همین کلمه «سند مالکیت» را ملاحظه کنید: مالکیت ، یعنی مال کی بودن ، فقط «یت» آن عربی است . بنده خدا آدم ماخوذ به حیا و مبادی آدابی بود. یک روز، تلفن چند بار زنگ زد و هر بار که گوشی را برمی داشت ، احساس می کرد کسی مزاحم می شود. آخرین بار گوشی را با کمی عصبانیت برداشت و گفت : مردیکه بی شرف ! اگر مردی ، شما تشریف بیارید اینجا تا من به شما بگم مزاحمت یعنی چی ؛ در محل کار ما، باد کولر تقسیم عادلانه نشده بود، جایی که من می نشستم باد خوبی می آمد. روزی آمد که : خوب اینجا نشستی و باد خنک می خوری و حاجی حاجی مکه ! همیشه اصطلاح و ضرب المثل به کار می برد و در این کار اصرار خاصی داشت . مدتی بود که برادرش برای او مشکلاتی به وجود آورده بود. گفتم : چرا کاری ، شکایتی ، چیزی نمی کنی؛! گفت : چه شکایتی؛! تف سربالاست دیگه . تازه چاقو دسته ش که نمی بره ! خودش عقل داره باید بفهمه . از قدیم گفته اند: در دیزی بازه ، گربه کجا رفته؛! گرفتاری چیزی یه که همه دارند؛ آش کشکه خالته ، بخوری آشه ، نخوری آشه ! روزی هم از دست پسرش به تنگ آمده بود و مرتب غر می زد. گفتم : باز چه اتفاقی افتاده؛ گفت : پسره بی انصاف ، هر چی دست یکی می بینه می خواد! ما هم که وضع خیلی خوبی نداریم . البته خیلی هم نمی شه سرزنشش کرد. مگه نمی گن : مرغ همسایه نازه!؛ اونم که جوونه. پس ، خیلی نمی شه سربه سرش گذاشت . البته من گاهی نصیحتش می کنم : پسر! هی سوزن نزن به جوالدوز مردم ! می گم : پسر سیگار نکش . عقل سالم توی تن آدمیزاده و... گاهی زیاد که سربه سرش می گذاشتیم ، می گفت : خدا یه عقل سالم به شما بده ، یه عقل سالم هم به من !.

ناصر فیض
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها