تجربه سفر این هفته متعلق به من نیست؛ متعلق به شقایق است که جشن تولد نه سالگی خود را در کنار خانه خدا جشن گرفته است؛ در پیوندی با معنویت و عشق. او چهل روز پس از این سفر تجربهاش را این گونه به ترسیم واژهها کشانده است:
«خانه خدا مجموعهای از دین، عشق و معرفت؛ تقریبا 40 روز از برگشتنم از مکه میگذرد ولی هنوز آن سختی که از کعبه دل بکنم از بین نرفته، بامداد وداع که فرا رسید تنها دعایم این بود که دوباره مکه.
روز اول احساس میکردم اعمال حج خیلی سخت است ولی بار دوم که محرم شدم دیدم چه قدر باشکوه است که دختر نه ساله در این سن و در روزی که در حال انجام اعمال است به سن تکلیف برسد.
فکر میکنم مادر و پدرم مرا خیلی دوست دارند که مرا در این سن به مکعب دین، عشق و معرفت بردند تا در حال انجام اعمال به سن تکلیف برسم.»
آری وقتی که عید قربان میشود، خیلیها دلشان میرود خانه خدا؛ دعای عرفه؛ نیایشهای حسینابنعلی(ع) که بیتردید هیچ کسی تا همیشه زمانه همچون او نخواهد توانست بگوید؛ زیرا کلام عشق از دل است.
این روزها، مکه حال و هوای خاصی دارد؛ شاید بسیاری در این روزها ابراهیموار به جشن پیروزی بر نفس نشسته باشند؛ شاید به جهت کمی، تعدادشان زیاد نباشد، اما از این جهت گفتم بسیاری که اینان همان بشارت الهیاند؛ آنهایی که تعداد اندکشان به اذن خداوند بسیار زیاد خواهد بود. ابراهیم یک نفر بود؛ اما برای دنیایی کفایت میکند چرا که در عالم معنا معیار و اعتبار عدد نیست؛ اینجا دلها را آینهوار مینگرند و آنگاه پاداش میدهند.
امسال بسیاری عید قربان را در کنار خانه خدا به جشن نشستهاند و بسیاری دلتنگ روزهایی هستند که در کنار این مرکز دین و عشق و معرفت تا پاسی از شبانگاه به نیایش پرداختهاند و بسیاری نیز دوست دارند که حتی برای یک بار تجربه سفر حج را به انبان تجربیاتشان بیفزایند، این عید بر همه مبارکباد و این بر آنانی نیز که در کنار خانه خدا به سن بلوغ رسیدهاند؛ مبارک باد!
این سفر اما از یک جهت دیگر هم خاص است؛ وقتی میروی و باز میگردی، خودت هم حس میکنی که پاکپاک شدهای. حالا نوبت توست که از این پاک بودن، پاک ماندن بسازی. حالا این تو هستی که باید راه زندگی را عوض کنی و سفر جدیدی را شروع کنی. حالا باید با پیش از سفر حج متفاوت باشی و این متفاوت بودن از سوغاتهای این سفر است؛ سفری که خودش هم در بین سفرها متفاوت است.